شاید

خیلی بده آدم پر از بغض باشه
واژه باشه حرف باشه نای نوشتن نباشه
خیلی بده گلایه هات کم نباشه
حرفاتو پنهون بکنی تا دلی آزرده نشه
سکوتو تبصره کنی به خاطر مرد بودنت
تیغ بغضو لمس کنی جرمت بشه سخت بودنت
خیلی چشام اشک میدید هق هق میدید دلم میخواست
وسوسه میشدم رو گونه هام حسشون کنم زیــــاد
می خوام یه بارم که شده خلاف باد پر بکشم
میخوام یه بار رها بشم جدا از این جنگا بشم
مثل همون پنج سالگیم واسه نداشتن توپ قلقلی
پابکوبم روی زمین یه دل سیر گریه کنم داد بکشم
شاید بشه آدم بشم نفس کشیدَنام بیان پیشم
شاید دوباره پیش بیاد دستم با قلم آشتی کنه
ترانه هام غزل غزل کنار هم به خط بشن
شاید بشه یه روز آرزوی همون بشم

شاید……

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

900
۴۴