طفره

اگر از با تو بودن طفره می رم نمی خوام قلب من بازنده باشه
پر از تردیدمُ شک دارم این بار که امیدی به این اینده باشه
تموم زندگیمُ با تو بودم ولی سهم من از دنیا نبودی
دلم پابند چشمات بودُ اما واسه یک لحظه هم تنها نبودی
به جای جمله های عاشقونه بهم حس تنفر هدیه کردی
شبایی که کنار من نبودی بگو رو شونه ی کی گریه کردی؟
همین جا تو همین خونه یه روزی تموم آرزو هامون حروم شد
همین جا بهترین روزای عمرم گذشتُ پای عشق تو تموم شد
اگر از با تو بودن طفره می رم تو هم راضی نشو با هم بمونیم
حالا که اون شروع اشتباهُ داریم با هم به آخر می رسونیم
به من مدیونیُ مایوسم از تو نباید در پی ِ افسانه باشی
شاید بی من شدن انگیزه ای شه که از این خواب مغرورانه پاشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: