سیاه پوش

سیاه پوش

تو سیاه پوش شدی ، درد تو رو من می دونـــــم
عمرِ من بی تو فنا شد ، در تبِ عشقت زندونــــم

تو مونده ای اسیر غم ، با اشک و آه و گریه هات
من و مقصر ندونی ، هنوز به یادِ خنـــــــده هات

ابر تو رو توو آسمون ، بارون زده رویای مـــــن
تنها تر از هر شب شده ، هر قصه از دنیایِ مــن

آغشته در خون شدی ، با من غریبی کــرده ای
بی خوابی ها تو کشیدی ، با من فریبی کرده ای

تویِ تاریکی بمون ، شبت ترانه نـــــــــــــداره
توو بغضِ زندگیِ تو ،از من بهانه نــــــــــداره

چقد تو رو یاد دادم ، گوش نمی کـردی همیشـه
اگه تو دل جام می دادی ، این همه دوری نمیشه

بمون بکش درد و غمت ، با این همه آوارگی
دل سپردی به هر کجا ، برات کمه یه بردگی

جاسم ثعلبی ( حسّانی ) ۲۷/۰۳/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

583
۱۶