فصل خون

فصل خون است

فصل عصیان

فصل تنهائی یاران

فصل باران شکنجه

بر تن این سربداران

فصل شب گردیو غصه

فصل تکرار تزلزول

فصل پایان شقایق

مردن مشکوک بلبل

واژه بر دار غرق خون است

خانه از کفتارو سگ پر

در همین سمفونی مرگ

در دو دستم خنجرو گل

در کدامین لحظه باید

این توهم را ورق زد

از کدامین چهره باید

نقش فردارا رقم زد

فصل خون است

فصل عصیان

فصل تنهایی یاران

فصل باران شکنجه

بر تن این سربداران

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

582
۱۱