اتاق

پُری از برف زمستون , خسته ای از بی قراری
سردی و خورشیدو میخوای , دنبالِ حس ِ بهاری
تنهایی توی اتاقت , دیوارا پر از سکوتن
دیگه نیست و خاطراتش , یادشو به دل میکوبن
دیگه از هوای ِ حالش , آب نشه قند تو دل ِ تو
حالا نیست قلبی که واسش ,بگی از درد و گِله تو
رفت و انگار زیر و رو شد, زندگیت واسه همیشه
انگاری گُلِت رو کندن, موند پیشت ازش یه ریشه
یه زمستون و اتاقت ,حالی بد خیالی بدتر
حالا تنها با یه حسرت ,زندگیت میره تا آخر
پُری از برف زمستون , خسته ای از بی قراری
سردی و خورشیدو میخوای , دنبالِ حس ِ بهاری
تنهایی توی اتاقت , دیوارا پر از سکوتن
دیگه نیست و خاطراتش , یادشو به دل میکوبن

مهدی کامرانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • زیبا بو د دوست من @};-
  • درود زیبابود می پسندم @};- @};-
  • چقدر ملودیک خود، ملودی سر خوده آفرین
  • حس نزدیکی به کار زیباتون داشتم تبریک میگم عزیز =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • تنهایی توی اتاقت , دیوارا پر از سکوتن دیگه نیست و خاطراتش , یادشو به دل میکوبن مثل هميشه فوق العاده كار كردي @};- @};-
  • تنهایی توی اتاقت , دیوارا پر از سکوتن دیگه نیست و خاطراتش , یادشو به دل میکوبن.زیبا سرودی عزیز و این بیت واقعن برجسته و خیلی به دل نشست.
  • ترانه ی قشنگی بوود مهدی جان ولی به کارای دیگت نمیرسه @};-
  • تنهایی توی اتاقت , دیوارا پر از سکوتن دیگه نیست و خاطراتش , یادشو به دل میکوبن سلام مهدي جان زيبا بود مرسي
  • پُری از برف زمستون , خسته ای از بی قراری سردی و خورشیدو میخوای , دنبالِ حس ِ بهاری =D> =D> =D> سلام دوستم زيبا سرودي و با دوستان هم نظرم @};-
  • ترانت زیبا و وزن جالبی داشت خوشم اومد جنا کامرانی عزیز شاد باشی دوست من @};-
  • وااااااااااااااااای عالی بود مرسی @};- 8->
  • سلام مجدد این کار شما رو هم خوندم گفتگو ها کاملا" مُخَیَل و شاعرانه و بسیار دلنشین است از نظر من و عالیست. راجع به قافیه ها باز هم از موارد شایع عیوب قافیه است بهش ایطاء میگویند پیشنهاد میکنم برای این که آشنا بشید اگر مایلید کتابی هست که خیلی هم روون نوشته شده در باب عروض وقا فیه است زیاد تخصصی هم نیست به زبان آدمیزاده به نام فنون ادبی(عروض /قافیه/ بیان/ بدیع)از دکتر کامل احمد نژاد انتشارات پایا چاپ کرده اگر داشته باشید آچار فرانسه ی دستتون میشه در همه موارد میتونه کمک باشه برای دوستانی هم که این کامنت رو میبینند برای همه مفیده .ولی کلا" بحث از قافیه در کنکاشهای ادبی پیش پا افتاده ترین بحثه در کلام شعر ونظم اصل تخیل /طرز بیان شاعرانه /ریتم وآهنگ کلام مستقل از قافیه است حتی آهنگین بودن کلام و موزون بودن می تونه بدون هیچ قافیه ای باشه و این هنر اصلیه که از همه کسی ساخته نیست ونه برعکسش که بخواد همه چیز رو از شاعرانگی کلام قافیه حفظ کنه اینجوری میشه مثل ِ زندگی یی که به مهریه بندهِ شعر نباید تنهابه قافیه بند باشه .خوب اینهم از درد دل ادبی .خسته نباشید کارتون را پسندیدم سرتون رو هم درد آوردم ببخشید @};-
  • سلام ترانتو حوندم دوسش داشتم لایک به احساست @};-
  • درود جناب کامرانی عزیز کار بسیار خوبی بود فقط اوایل کار زیاد روون خوانده نمیشد به غیر از این همه چیز خوب و عالی بود براتون ارزوی موفقیت میکنم قلمت پرمهر @};-
  • درود جناب کامرانی عزیز قولم رو یادم هست که به ترانه هاتون سر بزنم فقط باید ببخشیدم چون هنوز وقت نکردم :"> کار خوبی بود ، به شخصه لذت بردم فقط با این قسمت " حالی بد خیالی بدتر " زیاد نتونستم ارتباط برقرار کنم و گرنه بقیه ش خوب بود ...راجع به سکوتن و میکوبن هم شک دارم که قافیه باشن یا نه !! :S امیدوارم جسارت من رو ببخشید خودتون خواسته بودید بی مهر نقد کنم :"> می پسندم @};- @};- @};-
    • ممنون معصومه خانوم اختیار دارین خوشحالم کردین اصا حواسم به سکوتن و میکوبن نبوده تو ترانه ها استفاده میشه این مدل قافیه ها(قافیه آوایی میگنش فک کنم) ولی خب مثه رد و زد که میشه قافیه گرفت اینم البته به خاطر تفاوت تو "ن"آخرشون میشه به حساب آورد که یکی هستنه یکی جمع کننده ست اما قافیه بدی هستن درست میگی مورد دارن مثه "بدتر" و "آخر" میگم کاری قدیمی بود فقط خواستم ثبت بشه اون دوقافیه هم که گفتین اصا متوجه نشدم ضعف منه دیگه :) خیال هم که یه قوه هست دیگه شاید کلا استفادش به عنوان چیز دیگه ای شده عموما اما حال و احوال و خیالاتش بد هستن همین شاید بد گفته شده بازم ایراد از منه ایراد داشتم دیگه باید بپذیرم وگرنه یه ایراد دیگه ست نپذیرفتنش :) ممنون انقد خوب نقد کردین و کمک @};-
      • الان نگا کردم دیدم مثلا میشه بگم بجای دیوارا پر از سکوتن "...دیوارا چه پر آشوبن" اما باور کن این خوب نبودن قافیه رو بجون میخرم بخاطر معنی بهترش خصوصا که نوشتم دیگه :)
  • سلام آفرین خوب بود وشاعرانگیهای خوبی داشت فقط دوست عزیز بعضی جاها کمی ناموزونه (حالا نیست قلبی که واسش ,بگی از درد و گِله تو) واسش ، به خاطر اجزای حروف و شکل لغوی که داره باعث سکته شده می تونستی ساده تر بگی مثلا (حالا نیست قلبی ، بتونی ) نکته ی دیگه وقتی (بگی ) رو میارید (ی) که ضمیر متصل هست و اینجا همون (تو ) محسوب میشه استفاده کردن دوباره (تو ) اضافه هست وباعث ضعف مصراع می شه عذر می خوام جسارت کردم دوست گرامی وامیدوارم همچنان شاهد کارای زیبای شما باشیم .با ارادت و مهر @};- @};- @};-
    • اختیار دارین فریبا خانوم جسارت چیه اینکه وقت گذاشتین رو کارم و نقدتونو با مورد گفتین برام خیلی ارزشمنده استاد مایی شما درست میفرمایی فقط فک کردم "واسش" از نظر معنی بهتر میکنه مصرعو و مثلا بتونی و بگی دو تا فعل پشت هم بدش میکنه البته مثال زدین "تو" رو هم درست فرمودی کاملا ولی برای تاکید بود دیگه مثه توو محاوره میگی "تو این حرفو زدی؟!" ولی خب بهتر بود نمیبود :) چون یجورایی برای وزن و قافیه هم حضور داشت بازم نقدی هست آمادم یاد بگیرم از شما زنده باشین @};- @};- @};-
  • تنهایی توی اتاقت , دیوارا پر از سکوتن دیگه نیست و خاطراتش , یادشو به دل میکوبن درود بر حس زیبای شما @};- @};-
  • تنهایی توی اتاقت , دیوارا پر از سکوتن =D> =D> =D> دیگه نیست و خاطراتش , یادشو به دل میکوبن =D> =D> =D> درود جناب كامراني @};- @};- @};- زيباترين ترانتون بين اونهايي ازتون تا الان خوندم.... :-) موفق باشيد و شاعر.... @};-