عید

هوای شب عید،   تواین خونه نیست
تو این خونه که فقر مهمونشه
یه خونه که یه عمره خونه دلش
همه سهمش از عید بارونشه
 
سر سفره خالی از هفت سین
غم بی کسی باز تحمیل شد
زمان سنگ شد تو دل پنجره
همون لحظه که سال تحویل شد
 
نمی دونی شاید چه آسون نیاز
دو تا پای عشقو فلج میکنه
بهارم به این خونه که می رسه
سر کوچه راهش رو کج میکنه
 
نمی دونی شاید که این عید نیست
فقط زجره و حسرت و خاطره س
نمی دونی اینجا عقیمه بهار
که این خونه از بوی گل باکره س

از این نویسنده بیشتر بخوانید: