یادداشتی بر موسیقی پاپ «درصد افراد آشنا با موسیقی پاپ عددی زیر ۵ است!»

چقدر موسیقی پاپ را می شناسیم ؟ موسیقی پاپ چیست ؟ آیا موسیقی پاپ رگ و ریشه ای با پاپ اعظم رهبر محترم کاتولیک های جهان دارد ؟ آیا هر موزیکی که با سازهای فرنگی نواخته شود پاپ است ؟!… شاید یک عدد یک رقمی درصد افراد آشنا به موسیقی پاپ را نشان دهد و اگر واقع بین باشیم آن عدد ممکن است زیر ۵ هم باشد ! … یادم هست یک زمانی

برای یکی از نمایش های دوست عزیزم اسماعیل فیروزی موسیقی نوشته بودم و به فراخور کار از گروه همسرایان استفاده کرده بودم که در شهرستان پدیده ی غریبی بود و عده ای از دوستان که به هر دلیل این تلفیق را برنتابیدند دست به یورش زدند و جلسه ی نقد و بررسی آن نمایش را در یک جشنواره ی منطقه ای بهم ریختند ! البته این روایت را به سمت خود بزرگ بینی نبرم طرف دعوا کارگردان نمایش بود اما یکی از موارد هم این بود که چرا در یک نمایش مذهبی از موسیقی پاپ و کلیسایی استفاده کرده اید ؟!!! به هر حال خوب یا بد غالب توده ی مردم که برای شناخت هرچیز به گونه ی سرگرمی های کیهان بچه ها نقطه های مشخص را به هم وصل می کنند و شکل حاصل شده را ماهیت آن می دانند و … برای موسیقی پاپ چه انگاره ای عام تر از رهبر محترم کاتولیک ها ! …

یادمان باشد بررسیدن ما در این یادداشت موسیقی پاپ است و واکاوی پاپ به عنوان یک سبک یا کلاس گیتارنوازی خواست ما نیست .

پاپ برگرفته از واژه ی پاپیولار یا پاپولار یعنی برای مردم ، متعلق به مردم یا مردمی می باشد و اگر بنا باشد این نوع موسیقی را ریخت شناسی کنیم خشت اول این بنا را باید در ترانه های انقلابی ویکتورخارا جستجو کنیم که طی سال های ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۳ در جریان های سیاسی مردم شیلی اجرا می شد . ویکتورخارا در این سالیان پرالتهاب به گوشه گوشه ی کشورش سفر می کرد و برای کارگران معدن ، کشاورزان و توده های پایین دست جامعه و روستاییان ترانه های خود را با عشق و احساس قلبی می خواند و چون از دل بر می آمد ناگزیر بر دل می نشست و این همان فرآیندی است که یک موسیقی را به شخصیتی ویژه و مردمی می رساند .

اقوام مختلف بشری در این گوی خاکی آداب و آیین های ویژه ی خود را دارند حتی نمی توان گفت که دو شهر به هم چسبیده به لحاظ جغرافیا از نظر خرده فرهنگها با هم تفاوتی ندارند . جمع خرده فرهنگ هاست که ساختمان فرهنگ یک قوم را تشکیل می دهد و وابستگی مردمان هر قوم به فرهنگ خود بدیهی اما شدت و ضعف در این پیوند نزد افراد هر قوم بدیهی تر می نماید . در لحظاتی خاص و تحت اثر هیجان و محرک های عاطفی بویژه که برانگیزاننده ی حس نوستالژیک هم باشد فرد ناخودآگاه رشته ی گسسته با دیرینه ی خویش را دوباره گره می زند و امواج پرتلاطم درون خویش را سرکوب و آرام می کند . شاید بیشترین نمود این واگشت در لابلای فشارهای شدید عصبی ، شکست و یا پیروزی ناباورانه روی دهد و فرد ناخواسته به زبان مادری خود شروع به تکلم کند یا ترانه ی سرزمین مادری را بخواند . این گریز را زدیم تا محال بودن گسست پیوند فرهنگ روشن شود و ارجمندی یک ترانه ی پاپ نمایان .

تعریف موسیقی پاپ چنین است که هرگاه یک ترانه (اغلب ترانه های مربوط به دوران انقلاب ها) آن اندازه در میان توده های مردم رسوخ کرده و با جانشان عجین شود که در گاه دلتنگی و هیجان بجای ترنم آواز مادری آن ترانه را زمزمه کنند عنوان پاپ برای آن ترانه رقم می خورد .

موسیقی پاپ عالی ترین نوع موسیقی است که این صفت را پس از عبور از یک فیلترینگ بسیار سخت ولی بی نهایت ساده و صمیمی بدست می آورد . دل مردمان تنها مرجعی است که صادق و راستکار به ارزیابی تولیدات هنرمندان می پردازد و به ساختار ، فرم ، تکنیک و الگوی ارکستراسیون ، رنگ آمیزی و سازبندی توجهی ندارد .

پس «پاپ» تیپ نیست ، «پاپ» شخصیت است و هرگز دارای فرم انحصاری یا ساختار معینی نیست و اینکه کسی بگوید موسیقی پاپ کار می کنم کاملاً بی معنی است و مانند آن است که بگوید مشغول ساختن آثار باستانی هستم ! … همانگونه که اشاره شد نمی توان فرم ، سبک ، الگوی سازبندی ، تکنیک و رنگ آمیزی خاصی را برای موسیقی پاپ در نظر گرفت بلکه تنها عامل تعیین کننده میزان پذیرش از سوی توده های مردمی است که به موسیقی نگاه فنی ندارند . هرچند تغییر این غلط مصطلح در جامعه ی ما که معمولاً علاقه مند به استفاده از غلط مصطلح به جای اصل آن هستند ، دشوار می نماید اما بهتر است دوستان از این پس از عنوان «موسیقی روز» بجای آنچه که به غلط موسیقی پاپ می گویند استفاده کنند. .

به قلم : دوست و استاد همیشگی ام کرم قلاوند

پانوشت : این مقاله برای اولین بار پنج ماه پیش در آکادمی منتشر شده است و انتشار مجدد آن به درخواست تعدادی از عزیزان و به جهت آشنایی بیشتر همراهان با مفهوم صحیح موسیقی پاپ می باشد .

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

مطالب پیشنهادی