من از فاصله… می ترسم

با درود فراوان خدمت دوستان عزیزو گلم این غزل ترانه رو به نگاه گرمتون تقدیم می کنم .

 

                              من از.. فاصله می ترسم

 

من از نا امنی ِ آرامش ، از دلشوره می ترسم……….از اینکه فاصلت ،نزدیک و ،حسِت ،دوره می ترسم

خودت گفتی که ابرازِ علاقه ، خاصیت داره ………توو حسرت موندم .از اینکه لبت ، مغروره می ترسم

 

گـــره می خوردم از عمق ِ وجودم ،وقت تنهایی…..از اون وقتی که گیره این گره ، چون کوره می ترسم

 

می گفتی وقتی (دوستــِت دارم ) و می گی یه آتیشی ……از این آتیش که انقد شعله هاش پر نوره می ترسم

 

تو فهمیدی ،دلم سرده ، سرم رو گرمتر کردی………دلم ، این رو نمی دونه ، اگه مجبوره می ترسم

 

همیشه ،بغضم از،موسیقی ِ چشم ِتو پرمی شد…….نگاهت رو بگیر، از اینکه توش، سنتوره می ترسم

 

پر از طرح ِ معمٌایی ، جوابگوی کدوم باشم ……..از این جورچین ، که می چینم ولی ناجوره ، می ترسم

 

درسته با صبوری،  غوره حلوا می شه اما من…….از این صبرو از این حلواوُ ،از این غوره می ترسم

 

برای مرگ ِ احساسم ،که بی نبضه ،نمی ترسم  …….  از اینکه ،بسترم  ابعادی از یک گوره، می ترسم

 

(ف.م) رها

 

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • واقعا عاليههههههههه استاد گـــره می خوردم از عمق ِ وجودم ،وقت تنهایی…..از اون وقتی که گیره این گره ، چون کوره می ترسم می گفتی وقتی (دوستــِت دارم ) و می گی یه آتیشی ……از این آتیش که انقد شعله هاش پر نوره می ترسم .... پر از طرح ِ معمٌایی ، جوابگوی کدوم باشم ……..از این جورچین ، که می چینم ولی ناجوره ، می ترسم ..... برای مرگ ِ احساسم ،که بی نبضه ،نمی ترسم ……. از اینکه ،بسترم ابعادی از یک گوره، می ترسم
  • @};- @};- @};-
  • زیبا بود @};-
  • عاااااااااااااااالــــــــــــــی @};-
  • من از فاصله می ترسم.... @};-
  • =D> =D> =D> =D> =D> درود بر شما خانم سید موسوی ٬ لذت بخش بود .آفرین
  • =D> =D> =D> با سلام و سپاس و عرض ادب دست مریزاد خانم موسوی گرامی زیبا سرودید زیبا خواندم @};-
  • من از نا امنی ِ آرامش ، از دلشوره می ترسم……….از اینکه فاصلت ،نزدیک و ،حسِت ،دوره می ترسم درود و...لایک @};-
  • درود سپاس از هنر، حس و قلم شما خیلی خوب بود، خیلی
  • سلام دوست من غزل ترانه خوبي رو خوندم لذت بردم فقط رابطه موسيقي جشم و سنتور رو نفهم يدم
  • @};- =D> @};- =D> @};- =D>
  • :) فریبا خانوم منو ندیدی :))) بالای نظر احسان نوری عزیز رو یه نگاه بنداز :)) آخه احساس بدی بهم دست داد همه دیده شدن جز من :))
  • سلام دخترم بسیار زیبا سرودی همه روزت بهاری مادر @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • چقدر زیبا بود.... خوشبحالتون با این همه احساس سرشار :)
  • درود بانو موسوی عزیز بسیار زیبا سرودین. با اینکه تمام ابیات از نظرم شاهکاره اما این بیت رو خیلی بیشتر دوست داشتم. @};- من از نا امنی ِ آرامش ، از دلشوره می ترسم……….از اینکه فاصلت ،نزدیک و ،حسِت ،دوره می ترسم @};- ممنونم از این ترانه ی پر احساستون. @};- @};- @};-
  • =D> =D> =D>
  • سلام فریبا جان به جرأت می گم این غزل ترانه از بهترین هایی بود که تو این مدت تو آکادمی خوندم. تصاویر،فضاسازی،احساسی که تو ابیات موج می زد همه و همه بی نظیر بودن. ممنون دوست من @};-
    • سلام خانمی خوش ذوق و عزیزم سعیده جان وقتی اینطوری می گی و میبنم ترانم رضاییتو جلب کرده به خودم امیدوار می شم ..افتخار دادی گلم مرسی از حضور دلگرم کنندت @};- @};- @};-
  • سلام . من آخر شدم. کار بسیار زیبایی بود.رد و بدل شدن معانی کلمات در هر دو مصرعهای مربوط به هم مثال زدنی بود (سنتور،موسیقی- معما ، جورچین و ...)در واقع تفکر عمیق و حساب شده ای در ترانه پنهانه. @};-
  • برای مرگ ِ احساسم ،که بی نبضه ،نمی ترسم ……. از اینکه ،بسترم ابعادی از یک گوره، می ترسم عالی بود این قسمتش...البته همش ولی این بند خیلی با دل من بازی کرد....آفرین @};- =D> =D>
  • azizam aaaali b00d,, merc @};-
    • به به زینب عزیزو گلم ..وقتی کامنتتو دیدم خیلی خوشحال شدم که قابل دونستی و به خوندن ترانم اومدی..واقعن مفتخرم کردی ونطرمثبتت برام خیلی ارزشمنده ..ممنونم استاد بزرگ و نازنینم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام زیبا بود منتظر نظرتون هستم 8->
  • =D> =D> @};- @};-
  • سلاااااااام... =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام خانم سیدموسوی گرامی ترانه ی زیبا و سرشار از احساسی از شما خوندم و لذت بردم. براتون بهترین هارو آرزو دارم. @};-
    • ممنون که همیشه هستی مریم خوب و نازنین شما و همسر گرامیتون از افتخارات این آکادمی هستید ..آرزوی سعادت و خوشبختی برای هردوتون دارم ..زنده باشید @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود بر شما، مثل همیشه زیبا و دلنشین @};-
  • خانوم موسوی عزیز معذرت خواهی من بابت تاخیر رو بپذیرید دیدم بین شما وآرش توفیقی عزیز مباحث خاص مطرح شدن البته میدونین اهل شونه خالی کردن نیستم وهمون طور که شما دلسوزانه برای نقد روی ترانه ها تشریف میاری باید حق مطلب رو ادا کرد ولی ظاهرا دیر رسیدم که نقطه نظر جدیدی بگم از لذت بردنم از کار نمیگم که موضوع مشخصی هست ینظر من غزل ترانه سختی های خاص خودش رو داره وشما بخوبی از پس این کار براومدین...وبقیه بحث ها هم ترجیح میدم نظری ندم...اشال... همدیگه رو منصفانه نقد کنیم وبدون شتابزدگی ممنونم خواهر عزیزم @};- @};- @};-
    • درود رسول عزیز اختیار داری ممنون که همیشه پای ترانه هام هستی .رسول عزیز بحثی که مطرح کردی بین من و آرش عزیز نبوده وایشون همیشه نقدای منطقی و علمی روی ترانه ها دارن من باایشون در مورد نقد نابجایی که یکی از دوستان بدون اینکه حتی ترانه رو درست خونده باشه صحبت کردم دوستی که الگوشون فقط یک ترانه سراست وترانه های دوستان رو توو تمام کامنتایی که ازشون دیدم با مثال ترانه های اون بزرگوار تطبیق میدن وحتی دیدم که توو نظری که برای یکی از دوستان گذاشته بود بدون هیچ پیش زمینه ای گفته بود بدترین ترانه ای بود که توو عمرم دیدم این چه ظرز نقد نوشتن برای اون دوستیه که تازه پا توو این عرصه گذاشته و فکر کن این بنده خدا چقد توو ذوقش زده شده همین جور نظر نوشتنا باعث شده که دوست عزیزمون (سولماز ) که تازه داشت توو نوشتن پیشرفت می کرد عطای نوشتن رو به لقاش ببخشه ..چون خیلی وقته که میبینم خبری از ایشون نیست .... :- =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • فریبا جان به معنای واقعی کلمه ترکوندی فقط یه نکته این مصرعت یه کم سکته داره به نظذرم روی کلمه ی جوابگو پر از طرح ِ معمٌایی ، جوابگوی کدوم باشم جدا عالی بود خسته نباشی
    • به به زهرای خوب و عزیزم ..ببخش که دیر جوابتو دادم ..مرسی گلم ..اره در مورد این کلمه دوستان هم گفتن ..فدای محبتت خانمی ..مرسی که اومدی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • زیبا...
  • سلام بسیار زیبا بود و خواننده را درگیر خواندن میکند. می گفتی وقتی (دوستــِت دارم ) و می گی یه آتیشی ……از این آتیش که انقد شعله هاش پر نوره می ترسم
  • سلام بانو ... بعضی جاها ردیف " می ترسم " رو هوا مونده یعنی به قافیه یا کل مصرع از لحاظ معنایی نچسبیده که مطمئنم خودت بهتر از من اون مصرع ها رو می شناسی و بعضی جاها خیلی چفت و بست دار گره خورده ... و بیشترین چیزی که منو اذیت می کرد ، استفاده از تمام قافیه ها بود ، می تونم از این ترانه 5 یا 6 بیت انتخاب کنم که ترانه رو به اوج می بره و جای هیچگونه حرفی نمی ذاره و حذف بیت های دیگر هم مطمئنا به کلیت ترانه ضربه ای نخواهد زد زیرا کار روایی نیست ... نیاز نیست و قتی دور را قافیه گرفته اید هر چه واژه ی هم قافیه ست استفاده کنید ، زیرا به اضافه گویی دچار شده و مخاطب حس خواهد کرد که شعر از چپ به راست نوشته شده ست !!!!!!!! شرمنده اگر جسارت کردم و دهان به تنقید باز کردم ، چون باید پیش شما بیشتر گوش کنم و بیاموزم تا اینکه حرف بزنم ... رد می کنم احساستو با این که دلتنگی هنوز من سخت می بازم ولی تو نرم می جنگی هنوز با سپاس آرش توفیقی " دادا " @};- @};- @};-
    • سلام آرش عزیز ..بله متوجه ام منطورتون کدوم ابیاته . خیلی سعی کردم که قافیه هام کوششی نباشه و به بدنه ترانه بچسبه ...قافیه های زیادی داشتم مثل مشهوزه ..معذوره ، محصوره ،زوره ، عبوره و...و لی توو یه شب اینو نوشتم و اولین تجربم برای استفاده از ردیف توو غزل ترانه بود تمام شب بالا پایین می کردم که قافیه ها با مضمون و حال و هوای کار هماهنگ باشه ولی شما درست می فرمایید و شتابزده عمل کردم .وسعی می کنم از توصیه های خوبتون استفاده کنم ...ممنونم که منت گذاشتید وانقد با دقت و توجه ترانمو خوندید..با سپاس @};- @};- @};- @};- @};-
  • ممنونم خانوم موسوی
  • سلام بانو من از اين كه توكأ بوسم نميترسم من از اين كه كامت أخري باشم ميترسم =D> خيلي قشنگ بود :-) بووووس بأنو @};-
    • سوگند عزیزم ..دختر با احساس و خوب آکادمی ...آفرین خیلی قشنگ بود ..زنده باشی گلم منم می بوسمت دختر مهربون و دوست داشتنی ..خوشحالم که به دلت نشست @};- @};- @};-
  • afarin lezat bordam
  • از اینکه فاصلت ،نزدیک و ،حسِت ،دوره می ترسم مرسي بانو =D> =D> =D> :-x :-x
  • بانو موسوی عزیزم، لذت بردم از خوندن کارت. بهتر از من میدونی که اوزان بلند بیشتر ازینکه بخوان تقطیع هجایی شن تا ایرادیابی در اونها صورت بگیره از لحاظ ریتم مورد بررسی قرار میگیرن و در واقع ریتم مهمتر از عروضه در این اوزان. تنها یک مشکل در خوندن کار میتونه مخاطب رو از لذت خوانش کار دور کنه و درگیر ترانه ت نشه. اولین مصرع کارتون رو ازین لحاظ که ریتم درستی نداره قابل بازبینی میدونم اما ادامه ی کارتون بهتر و قوی تره. وارد مضمون نمیشم چرا که کارهای شما در عین سادگی و ملموس بودن بسیار زیبا و با احساس ان. با احترام فراوون. موفق و موید باشی بانو
    • درود بر شما جناب رمضانی ..کاملن با شما موافقم حتمن بیتی که فرمودید رو بازبینی می کنم ..مرسی که وقت گذاشتید و با دقت خوندید..کاراتونو خیلی دوست دارم ...موفق باشید دوست خوبم..با مهر @};- @};- @};-
  • سلام خانم سید موسوی باز مث همیشه عالی باز مث همیشه لایک @};-
  • میخوام بگم عاشق شعراتم ولی از عشق بی اندازه می ترسم =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • واقعا زیبا بود حس خیلی خوبی بهش داشتم یه دنیا سپاس وتبریک برای قلم زیباتون =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • سلام دوست عزیز غزل خوبی خوندم با احساس ناب وبا تصاویر بکر همه ی اتفاقها می تونه تو شعر بیفته وافتاده ولی وزن غزلتو یه کاریش بکن موفق باشی @};-
  • پر از طرح ِ معمٌایی ، جوابگوی کدوم باشم ……..از این جورچین ، که می چینم ولی ناجوره ، می ترسم تبریک بسیار زیبا بود =D>
  • @};- زیبا خواندمتان با مهر...
  • سلام درود برشما خانوم موسوی خیلی زیبا سرودید می پسندم @};-
  • فوق العاده زيبا بود @};-
  • سلام بانو فریبای نازنین همیشه به شما و اشعار ناب و پر نغزتان غبطه میخورم همیشه ،بغضم از،موسیقی ِ چشم ِتو پرمی شد…….نگاهت رو بگیر، از اینکه توش، سنتوره می ترسم خدا پدربزرگوارتون و بیامرزه ه همچین دسته گلی تحویل جامعه ادبی داده :-x
    • عزیزم آراس نازنینم ..باور کن خیلی خوشحالم که دوستان خوب و بی نظیری مثل شما وبقیه عزیزان تو آکادمی دارم ..خیلی..منم به روح لطیف و صبورو شوخ ظبع شما غبطه می خورم و کودک درونت رو دوست دارم ..قربونت برم خدا مادر گرامی ونازنین شماروهم رحمت کنه وبرات آرزوی خوشبختی وسلامتی توو لحظه لحظه زندگیت دارم ..مانا باشی گل قشنگم :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};-
  • سلام فريباي عزيز استاد ارجمندم هميشه خواندن ترانه هايت برايم آرامش مي آورد و حالم را خوب ميكند لذت بردم بانوي ارجمند از اين همه زيبايي مي پسندم
    • سلام مجید خوب و دوست داشتنی ..بازم استاد :S ;)) شرمندم می کنی واین نهایت بزرگواری و فروتنیته...اگه ترانم حتی باعث بشه که دوست گلی مثل شما ازش آرامش بگیره برای من یه دنیا می ارزه ..مرسی که هستی و می خونی ..با عرض ارادت @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود بسیار زیبا آفرین @};- همیشه ،بغضم از،موسیقی ِ چشم ِتو پرمی شد…….نگاهت رو بگیر، از اینکه توش، سنتوره می ترسم @};-
  • سلام فريباي عزيزم :-x ترانه ت منو ياد ترانه ي دلنشيني كه قبلا شنيده بودم انداخت هر چند متفاوت سروده بودي :-) آفرين به اين همه احساس =D> =D> =D> تو فهمیدی ،دلم سرده ، سرم رو گرمتر کردی………دلم ، این رو نمی دونه ، اگه مجبوره می ترسم لايك
    • مرسی دیانای گل و مهربونم ..همیشه لطف و بزرگواریت شامل نگاهم بوده ..خوشحالم که یادآور یه کار دلنشین بوده هرچند نمیدونم کدوم ترانه رو می گی ولی میدونم سلیقت حرف نداره..با مهر :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • خودت گفتی که ابرازِ علاقه ، خاصیت داره ………توو حسرت موندم .از اینکه لبت ، مغروره می ترسم =D> =D> =D> صد بار هم ترانه تون رو بخونم خسته نمی شم رهای عزیز ، فوق العاده سرودی :-x :-x :-x :-x و می پسندم با تمام وجود @};- @};- @};- @};- @};-
    • ممنونم معصومه گل و مهربونم ..صدبار هم بگم خیلی ماهی کم گفتم ..مرسی که همیشه هستی وباعث مسرتمه که دوست داشتی ..مانا باشی عزیز دلم :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};-
  • درود بانوی عزیز @};- غزل زیبایی ازتون خوندم و مثه ترانه هاتون زیبا و سرشار از احساس بود @};- @};- @};-
  • سلام فريبا خانم صبح زيباتون بخير بسيار زيباست ممنونم =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • درود خانم موسوی عزیز کار بسیار بسیار زیبا و متفاوتی ازتون خواندم یاد یه دلنوشته از مرحوم پناهی افتادم که میگفت : من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره میترسم دین را دوست دارم ولی از کشیشان میترسم قانون را دوست دارم ولی از پاسبانها می ترسم عشق را دوست دارم ولی از زنها میترسم کودکان را دوست دارم ولی از اینه میترسم سلام را دوست دارم ولی از زبانم میترسم من میترسم پس هستم اینچنین میگذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار میترسم و ... ببخشید یکم طولانی شد در کل از کار زیباتون لذت بردم براتون ارزوی موفقیت میکنم سپاس @};-
    • از صفحه ای به صفحه ای از چهره ای به چهره ای از شهری به شهری زیر آسمان وطنی که در آن فقط مرگ را به مساوات تقسیم می کردند! " حسین پناهی " درود سهیل عزیز..ممنون از این همه بزرگواری..همیشه هستید وبا نظرات خوبتون بهم انگیزه نوشتن میدید..منم مرحوم پناهی و نوشته هاشونو خیلی دوست دارم و مرسی برای این حسن انتخاب زیبا =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • خانم موسوی عزیز با احساس و بسیار زیبا بود اینی که میگم نه ضعف به حساب میاد نه چیزی از زیبایی ترانه شما کم خواهد کرد میخواستم عرض کنم این تکرار واژه می ترسم در انتهای ترانه رو توی کار-قدم قدم- از کامران رسول زاده دیده بودم به همین خاطر ترانه منو همش می کشوند بهه اون سمت. پرداخت ترانه شمابسیار پر مایه بود و همین کار شمارو متمایز میکنه @};-
  • سلام. قبل از نکته هام در مورد کار باید بگم این اثره که به مخاطب نشون میده نوشته تو چه قالبی سروده شده این کار صد در صد زبانش ترانس اما قرار گیری قافیه ها برای غزل. اما ما باید در مورد یه ترانه صحبت کنیم نه یک غزل چون زبان ترانس و اونجاهاییم که زبان تغییر میکنه که خیلیم کم هست از ایراداته کاره نه از تلفیق غزل ترانه اما با اجازتون چنتا نکته رو میگم: یه جا میگید گره میخوردم از عمق وجودم وقت تنهایی.ما اصولا وقتی گره خوردن رو میاریم باید یه چیزی رو ذکر کنیم که بهش گره خوردیم.فقط گفتید گره میخورم از عمق وجودم .حتی نگفتید به خودتون گره میخورید وگرنه جمله درست میشد بازهم از دوست عزیزم روزبه یه مثال میزنم تا بیشتر متوجه بشید زندگیمون شبیه طاعونه،هردوتامون دچاره واگیریم ما به تقدیره هم گره خوردیم،هردوتامون یه جور میمیریم. یه جا دیگه میگید از این جورچین که میچینم. خب اصلا جورچین رو توضیح ندادید.کدوم جورچین.واسه مخاطب گنگ میمونه. و نکته آخر درباره جاییه که میگید چون کوره میترسم. کلمه چون وحشتناک خوب نیست.خارج از اینکه زبان رو عوض میکنه خوب هم ننشسته. اما از کاره قبلی بهتر بود. موفق باشید
    • سلام ممنونم دوست عزیز ..جورچین =پازل پارسی را پاس بداریم ...با تشکر از نظرات خوبتون .مانا باشید @};- @};- @};-
      • ضمنن پازل مخاطب این داستانه و بنده روزبه بمانی رو نمی شناسم @};-
    • جواد پوران عزیز ... روزبه ترانه سرای مورد علاقه ی بنده بوده و احترام ویژه ای به قلمش قائل هستم ، اما دوران بت ها و تابو سازی گذشت ، دوگانگی زبان را در کاری از روزبه برایت مثال می زنم که این دو گانگی در آثار ایشان کم نیست : من اینجوری نمی تونم یه سدی بین قلب ماست تو باید غرق شی در من بفهمی کی دلش دریاست ... آیا زبان مصرع اول با 3 مصرع دیگر یکسان می باشد ، آیا در بیتی که آغازش با " من اینجوری " رقم خورده می تواند در مصرع سوم " در من " را بکار گیرد ؟؟؟ خیلی از دوستان ب استفاده ی کلمه ی " در " داخل ترانه مشکل دارند اما به نظرم گاهی زبان ترانه به حدی سنگین می شود که استفاده از " در " هیچ خللی بوجود نمی آورد ، اما آیا در " من اینجوری نمی تونم " زبان تا این حد سنگین شده ست ؟؟؟ یا در جایی که بمانی می نویسد : اونایی گه توو این دنیا ، حساب مارو پیچیدن ... آیا فعل پیچیدن برای حساب درست می باشد ؟؟؟ مطمئنا خیر در خوشبینانه ترین حالت خواهیم گفت : اونایی که توو این دنیا حساب مارو پیچوندن اما چون روزبه عزیز دکمه ای در دست داشته و برای آن دکمه به دنبال کت و شلوار می گردد ، این اتفاق در ترانه اش می افتد یعنی روزبه اول مصرع دوم ( یه روزی هر کسی باشن ، حساباشونو پس می دن ) را نوشته و سپس مصرع اول را ( اونایی که تو این دنیا ، حساب مارو پیچیدن ) را می نویسد و این یعنی فاجعه !!! روزبه بمانی ، یغما گلروئی ، از چهره های انکار نشدنی ترانه ی ایران هستند اما گاهی آنقدر دچار ایراداتی فاحش می شوند که فردی بیسواد و مبتدی چون بنده هم می توانم آن ایرادات را تشخیص دهم ... البته ادبیات هیچ وقت قابل پیش بینی نبوده ست ، منوچهر نیستانی ، نوذر پرنگ ، حسین منزوی و ... اینها کجا هستند ؟؟؟ جایگاهشان میان مردم کو ؟؟؟ چه ترانه سراهایی که روزگاری یکه تازی می کردند و امروز هیچ اسمی از آنها در میان نیست ، پس دوست خوبم سعی کن روزبه را تا زمانی دوست داشته باشی که خوب می نویسد نه اینکه با هر چه می نویسد دوستش داشته باشی ... ما بت پرستی نخواهیم کرد اما چشم روی زیبائی ها هم نمی بندیم !!! شرمنده از بانو موسوی ( پای ثابت دلنوشته های بنده ) که کاسه ی داغ تر از آش شده و وارد بحث شما گشتم ، قصدم فقط گوشزد کردن به جواد عزیز بود که در صفحه ی خودش هم متر و اندازه ی صحیح بودن ترانه را با روزبه بمانی حساب می کرد نه ساختار و قوائد ادبی ... دوست دارتان دادا آرش @};-
      • درود آرش عزیز اتفاقن خیلی ممنونم بابت این توضیح خوب و منطقی ..من با دلو جون حرف حساب رو می پذیرم غیر از نوشته های متین خوب شما که بر پایه و اساس علمی فرمودید لطفن بفرمایید واقعن من باید این توضیح رو بنویسم که وقتی توو ترانه می گم (گره می خوردم از عمق وجودم وقت تنهایی ) از این واضحترم می شه وقتی دوبار از (من )به صورت ضمیر متصل (میم ) توو (خودم )و (وجودم ) استفاده می کنم وبه روشنی مشخصه که من توو خودم دارم گره می خورم..باز کامنت بذارن که "یه جا میگید گره میخوردم از عمق وجودم وقت تنهایی.ما اصولا وقتی گره خوردن رو میاریم باید یه چیزی رو ذکر کنیم که بهش گره خوردیم.فقط گفتید گره میخورم از عمق وجودم .حتی نگفتید به خودتون گره میخورید وگرنه جمله درست میشد" واقعن از گوینده ی این مطلب عذر می خوام ولی ایشون که داعیه ی نقد ِ علمی و درست رو دارن چطور متوجه نشدن که (من ) توو بیت استتار شده واگه بخواد از این واضحتر و روشنتر بیان بشه پس بهتره دنبال انشاء و نثر نویسی رفت..بنده هیچ وقت دنبال حاشیه نبودم ولی جسارتن حتی اگه ما ادبیات دبیرستان رو هم فراموش نکرده باشیم این دستور زبان و فرم نوشتن کاملن تعلیم داده شده ..به نظرم ما حق نداریم با نقد نابجا ونداشتن علم کافی توو این زمینه باعث گمراه کردن دوستان دیگه باشیم من شخصن موقع نظر دادن برای ترانه دوستان باور کنید هر ترانه رو چندین بار می خونم تا خدایی نکرده با یه قضاوت نادرست باعث اشتباه ورنجش دوستان نشم ..وقتی ایشون که مشخصه اصلن ترانه رو دقیق نخوندن و می پرسن کدوم (جورچین ) واقعن درسته که من بگم جناب فلانی لطفن یه بار دیگه ترانه رو بخون تا متوجه شی که وقتی می گم (پر از طرح معمایی جوابگوی کدوم باشم ) جور چین یا همون پازل همین شخصه که بنده توو ترانه مخاطبش کردم ..باور کنید این طور توضیحات کودکانه رو در شآن ایشون نمیبینم وفقط به یک جمله اکتفا می کنم ..امیدوارم ایشون توو نقد کردن تجدید نظر بکنن وبا مطالعه وارد این کار که به نظر بنده راه رفتن رو لبه ی تیغ هست ، بشن ..از شما هم بی نهایت ممنونم که همدلی کردید وهمراهم بودید..با مهر @};- @};- @};-
    • فریبا خانوم جسارته من بگم در خطاب به دوستمون آقا جواد گـــره می خوردم از عمق ِ وجودم 1)اگه به عنوان گره کور بگیم نیازی نیست اصلا بگیم که به چیزی!ما توو محاوره نمیگیم طناب یا بند کفشم گره خورد؟!میگیم طناب به خودش گره خورد؟!واقعا؟!موقعی میگیم به چیزی گره خورده که چیزی باشه مثلا "دو تا طنابو گره بزن بهم" که تازه اینجا هم بهمش میتونیم نگیم و "دو تا چیز" مطرحه ولی وقتی ترانه سرا اینجا داره از خودش میگه یه چیز مطرحه 2)اگه به عنوان اصطلاح گره خوردن مثه "کار گره خورده" در نظر بگیریم که دورتره و بعید ولی اگه شما اینو هم برداشت کنین دیگه هیچ بحثی نمیمونه و کاملا صحیح هست این بخش ترانه و اینکه بنظرم مقایسه کردن یه اثر یا حتی یه خط ازش با اثری دیگه یا آوردن مثال از کار کسی دیگه جالب نیست خصوصا که نمیشه کسی رو بت کرد و هرکسی ایرادی داره کلا هم کار بسیار زیبایی بود منم فقط با اون "چون" مشکل داشتم که بنظرم زیبا نبود آوردنش و مصرعشو هم دوست نداشتم زیاد به خاطر گیره و گره :) (چقدم پر رو ام من چیزی دیکه نمیخوام؟ :) ) و اینجا جسارتا می گفتی وقتی (دوستــِت دارم ) و می گی یه آتیشی اینجا یکم وزنش بد شده و بنظر من چون دونقطه : یا " یا کلشو توو پرانتز نذاشتین که اگه کلشو میذاشتین شاید درست تر بود ولی زیبا نبود پس بنظرم بهتر بود "میگی" رو "میگم" میگفتین و در ادامش "یه آتیشم" بنظرم روون تر میشد و بهتر این دوتا رو هم خیلی دوست داشتم همیشه ،بغضم از،موسیقی ِ چشم ِتو پرمی شد…….نگاهت رو بگیر، از اینکه توش، سنتوره می ترسم پر از طرح ِ معمٌایی ، جوابگوی کدوم باشم ……..از این جورچین ، که می چینم ولی ناجوره ، می ترسم در کل غزل ترانه بسیار زیبایی بود فریبا خانوم @};- @};-
      • سلام مهدی عزیز واقعن عذر می خوام که به علت اینکه کادرتون سبز بود ندیدم ..باور کنید هنوز وقت نکردم جواب کامنتای خیلی از دوستان عزیزمو که واقعن بهم محبت دارند رو بدم و از همین ظریق ازشون عذر می خوام ممنون از نظرات خوبت وحتمن توو کارای بعدیم لحاظ می کنم و خوشحالم که اون دو بیت رو انقد دوست داشتی امیدوارم مثل همیشه از حضور گرمت مستفیذ بشم دوست خوبم @};- @};- @};-
  • حس زیبای کار نچسبیدن قافیه به ردیف رو(بجز بیت اول) پوشش داده ولی در کل حیفه که دقت کافی تو این زمینه نشده.می تونست کار خیلی بهتر از این باشه
    • ممنونم جناب غمخوار .تا به حال استفاده از ردیف رو تجربه نکرده بودم ومسلمن ضعفشو قبول دارم وحتمن بیشتر دقت می کنم..خوشحالم حسشو دوست داشتید .با سپاس @};- @};- @};-
  • بسیار زیبا و دلنشین سرودید تبریک میگم =D> =D> =D>
  • سلام بانو در این زبان شعری بیشتر شعراتون دوست دارم نقد شعرم که گفتم وتکرار نمیکنم @};- آیدین
  • یه ایراد خیلی بزرگ داشت کارت اونم این خط هایی که زیر هر بیت هست ؛ به خدا خیلی رو اعصابه [-( غزل ترانه زیبایی خوندم رهای عزیزم @};- :-x
    • به به میتای گل .باور کن من زیر ترانه خط نمی کشم شاید بخاطر اینکه زیر هم ننوشتم اینطوریه ..ببخش که اعصابتو بهم ریختم ولی اعصابتو قویتر کن;)) شوخی کردم عزیزم خوشحالم که مورد توجهت بود..موفق باشی خانمی @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • می گفتی وقتی (دوستــِت دارم ) و می گی یه آتیشی از این آتیش که انقد شعله هاش پر نوره می ترسم =D> =D> =D> =D> درود خانم موسوی @};- @};- بسیار بسیار زیبا بود =D> =D> =D> اموختم نازنین @};- می پسندم هزاران بار @};- @};-
  • سلام. هرچی به پایان ترانه نزدیک شدم بیت به بیت بهتر و قوی تر شد. لذت بردم. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • درود بانو رها سپاس از قلمتون ترانه ای بسیار زیبا خوندم بله جد همه بیتا خوب بودن نشد جدا کنم لایک ومرسی @};-
  • درود شاعره بانوي نازنين من :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x يك دنيا ممنونم كه هستين بانو و من ميتونم هميشه ازتون ياد بگيرم... من تموم ابيات ترانتونو شاهكار ميدونم.... مرسي از احساس زيباتون بانوي احساس آكادمي :-x :-x پر از طرح ِ معمٌایی ، جوابگوی کدوم باشم .. =D> از این جورچین ، که می چینم ولی ناجوره ، می ترسم... =D>
  • پر از طرح ِ معمٌایی ، جوابگوی کدوم باشم ……..از این جورچین ، که می چینم ولی ناجوره ، می ترسم درسته با صبوری، غوره حلوا می شه اما من…….از این صبرو از این حلواوُ ،از این غوره می ترسم =D> =D> =D> @};- @};- دروووود.