طناب دارتو وا کن

نفسهاتو به باد دادی ، واسه یه جرم اجباری
با اشکات عهد عشق بستی ، تو خوابو تویه بیداری

به دنبال اونی هستی ، که دنبالت نمیگرده
تو این تقویم تنهایی ، چقد این فصل تو سرده

طناب دارتو وا کن ، برای مردنت زوده
اونم یک روزی میفهمه ، کی اینجا عاشقش بوده

نزار تکراری اجباری ، بشه تصمیم ِ افکارت
بشه یه حس دل آشوب ، واسه این قلب بیمارت

خودت رو گول نزن آسون ، نگو تقدیر من اینه
نگو چشمای رنجیدم ، داره مرگم رو میبینه

تو این دنیا یکی هم هست ، بفهمه همه درداتو
اگه اون رفت خدا مونده، بگو با اون تو حرفاتو

باید با سرنوشت جنگید ، تو هم حقتو میگیری
طناب دارتو وا کن ، تو داری ساده میمیری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: