بوی خون

تو افکارم که می گردم
هنوزم بوی خون میدی
همش افسوس پر دردم
تو این راهو نشون میدی

نمی دونی چه شب هایی
که ازدوریت میشم خسته
بازم چشمامو میشورم
چشمام این جور میشه بسته

بازم اشکام که میرزه
دیگه داغون داغونم
چشام هم حس بارونه
ولی دیگه نمی تونم

نمی خام باورش سخته
دیگه تو بر نمی گردی
تو اون لحظه که داغونم
میخوام از تو که برگردی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: