لعنت به این زندگی…

میخواهم برم یه جای دور

یه جا که دیوار نباشه

یه جا که واسه ی اعصاب

رو لبم  سیگار نباشه

 

میخواهم برم یه جای دور

جایی  که دل نمیشکنه

آدمی نیست که  با دستاش

واسه تفریح دل  بکنه

یخواهم برم یه جای دور

یه جا که اسمی نداره

وقتی شب از راه میرسه

رو زمینش  غم  نباره

هیچکی نگه بیا پیشم

به این دلیل دوست دارم

نه اینطوری حال نمیده

رو تن تو دست بذارم

یعنی باید اینطور باشه

با گرگا من  تنها باشم

لعنت به این زندگی

کی گفته من اینجا باشم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: