عطر تازه!

تهِ فنجونای قهوه پی ِ کی می گردی

سرنوشت تو منم که ردّمو گم کردی

 

بگو با دستای کی داری نوازش میشی

واسه بودن ِ کی داری غرق خواهش میشی

 

رو کدوم شیشه نفس ریختیُ “ها” کردی

قفل آغوشتُ جز من واسه کی وا کردی

 

آینه هایی که قشنگیمُ نشون می دادن

حالا خیلی وقتِ از چشمای تو افتادن

 

خیلی وقتِ سهمم از تو یه خیال ِ مبهمه

خیلی وقتِ نمی گیری دستمُ پیش ِ همه

 

دارم عادت می کنم به عطرِ تازه ی تنت

به یه خالکوبیه نو رو پوستِ داغ ِ بدنت

 

کیه که برای گریه های تو شونه شده

واسه آرامشِ دنیای تو دیوونه شده

 

اون که هر لحظه کنارتِ برات همنفسه

واسه پرواز پرنده ی دلم یه قفسه

 

من کنارتم ولی یکی نشسته جای من

واسه اینه که دلت تنگ نمیشه برای من؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید: