تندیس عشق

این نگاه و تیشه کردم

تا توقلبت ریشه کردم

هی زدم بر سنگِ خارا

تا کنم با تو مُدارا

ساختم ازعشق یه تندیس

که شده واسم یه قدیس

چقدرزحمت کشیدم

تاکه شکلت رو کشیدم

توچشات ستاره دیدم

تورو مثل گُل کشیدم

دُورتو یه دشت نرگس

بَعد اون دریا کشیدم

همه جا تورو تو گلها

خودمو تنها کشیدم

واسه تو نذاشتم عیبی

چونکه تو نداشتی عیبی

جای چشمات من ستاره

چقدر، زیبا کشیدم

تو تموم روزوشب ها

هرچی از تو سردی دیدم

روزا رو ظهرتابستون

شب و اصلاٌ نکشیدم

حیف ازاین دستای خسته ام

حیف ازاین دل شکستم

بیخودی دل به تو بستم

پای عشق تو نشستم

باختم و دادی شکستم

امروزکه آئینه کشیدم

خودمو مثل یه سایه

دل و، اصلاً نکشیدم.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: