گونه های خیس

وقتی که صدای بارون، میشینه توی نفسهام

قطره قطره های اشکم، میشینن کنار چشمام

 

با همین دل شکسته، واسه ی تو می نویسم

بهترین بهانه هستی،  واسه گونه های خیسم

 

توی زندونِ رفاقت، واسه ی من شده عادت

چشم برات بمونم و تو، بمونی تو خوابِ راحت

 

آخه این دل نمی تونه، تو عذاب غم بمونه

داره پر می زنه اما، تا ابد برات می خونه

 

تو نگاهت مال من نیست، دارم از چشات می خونم

آخه از برق نگاهت، انگاری تنها می مونم

 

صدای ناز و کشندت، می دونم تنهام می ذاره

دیگه هیچ کسی ندارم، وقتی آسمون می باره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: