بارون

بــــــــــارون

قســـــــمت اول

*با راهنمایی وپیشنهاد زهرا ذوالقدر عزیز

 

خیلی دلــم هوای بـارون داشت، دیشب که عکساشو بغل کردم
دیشب که تویِ گریه هام قندِ، روزایِ خوبمون و حل کردم
خیلی دلم گرفت و بارون زد، دیشب لبِ پنجره غوغا بود
همین لبِ پنجره عاشق شد ،آره درست، خودِ همین جا بود

 

تو بارون عاشــــق شد تـو بـــارون رفت
چه سخت عاشق شد چه آسون رفت
رفتن ازم دیوونه میسازه
خــوب که دلم رو برد دوری کـــرد
خیلی بهم برخورد دوری کـــرد
دوریش منو به گریه میندازه

 

دیشب تا صبح بارون و بوکردم خیلی تنش بویِ جدایی داشت
بو کردم وتا صبح غم خوردم دیشب مگه غم انتهایی داشت؟؟
غم خوردم و بد جور لرزیدم لرزیدم و بدجور تب کردم
مسیرِ پنجره تا تختم رومجبور شدم باگریه برگردم

 

تو بارون عاشــــق شد تـو بـــارون رفت
چه سخت عاشق شد چه آسون رفت
رفتن ازم دیوونه میسازه
خــوب که دلم رو برد دوری کـــرد
خیلی بهم برخورد دوری کـــرد
دوریش منو به گریه میندازه
1497
۱۰۵

  • سلام رسول جان واقعا خوشحالم از اين كه امشب فرصت خوندن اين ترانه رو پيدا كردم؛بعد از ماه بانو،كمي ملايم تر به نظرت من بهترين ترانه ت همين كاره. @};- تو بارون عاشــــق شد تـو بـــارون رفت چه سخت عاشق شد چه آسون رفت رفتن ازم دیوونه میسازه خــوب که دلم رو برد دوری کـــرد خیلی بهم برخورد دوری کـــرد دوریش منو به گریه میندازه 8->
  • من دوباره همه نظرات انتقادی رو خوندم یه چیزایی به ذهنم اومد رسول جان گفتم که بگم: برای یه ترانه سه فاکتور اصلی و کلی وزن زبان و تصویر رو ذکر میکنن که یه ترانه رو میسازه پس وزن و تصویر نکات بسیار مهمی هستن که با یه زبان مناسب منتقل میشن نکته ای که خواننده یه اثر غفلت میکنه اینه که ترانه ای رو که خیلی روون نوشته شده و با زبونی ساده حرفشو راحت انتقال داده به جرم روونی و یا حتی سادگی ,پیش پا افتاده میدونن با اینکه این خودِ تعریف سهل ممتنع هست که روون و ساده نوشتن البته با تصاویری نو و معنایی خوب در کنار واژگان تازه کاری سخت برای ترانه سرا هست پس یه ترانه رو اگه موقع خوندن روون دیدیمش و ساده بود فهمش ,سطح پایین نبینیمش اتفاقا زیبایی در سادگیه بدون شک و زبان ترانه باید هرچه ساده تر باشه و در عین حال پرمعنی تر و دلنشین تر و بدور از کلیشه
    • مهدی جون ممنونم از نوع دیدگاهت خیلی موافقم با نظرت کاش کمی ساده تر به اعماق فکر کنیم وبزرگی رو هم در واژگان ببینیم وهم در نوع نگاه کردنمون ان شال... @};- @};- @};- @};-
  • سبام ترجیع کار عالی بود ولی یه پیشنهاد برای این ترجیع یه بار دیگه ترانه رو بنویسید مطمئنا عالی میشه مووفق باشید
    • علیک سلام علی جان @};- @};- @};- خوشحال شدم زیارتت کردم داداش علی ممنونم گوشی کامل دستم نیومد میشه بیشتر راهنمایی کنی تغییر کار روی وزن و موضوع باشه؟ کلا عوض بشه؟؟
      • نه موضوع عوض بشه نه شایدم وزن ولی باید اساسی پرداخت بشه اساسی
  • رسول جان مثل همیشه زیبا سرودی،خیل خیلی پسندیدم :-)
    • ممنونم داداش ابراهیمِ عزیز کسی که احساسشو اینقد زیبا بیان میکنه دیگه از تنهایی ترسی نداره دل گوشه گیرو دیوونه ی من روتو برگردونو مردتو ببین اینه تهمونده ی ویرونه ی من داداش احساسِ خودت زیباس نه زبون الکن من @};- @};- @};-
  • مسیرپنجره تا تختم رو مجبور شدم باگریه برگردم خیلییییییییییی دوس داشتم...مرسی. @};- @};-
  • سلام رسول جان خوشحالم باز هم از شما میخونم این کارتوو بیشتر از دو سه تا کار قبلیت دوست داشتم منو یاد خواننده محبوبم میندازه محسن چاووشی که بیشتر موسیقیم رو باهاش میگزرونم @};- @};- @};-
    • علیک سلام داداش امیرِ عزیزم من خوسحال ترم از اینکه بازم قدم روی چشمام گذاشتی راستش در مورد این کار نظرات مختلفی میخونم وخوشحال از نکته سنجیِ دوستایِ خوبم محسن صدایِ زخمیِ یک نسلِ داغ دارِ هم سلیقه ایم باهم عزیزم @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود بر شما جناب آدینه کار زیبا و پراحساسی بود ، دوسش داشتم اما ترانه های قبلیتون رو بیشتر از این دوست داشتم :-x می پسندم @};- @};- @};-
  • سلام. از یکی دوتا سکته کار که بنظرم ضربه زننده بود بگذریم به چنتا نکته اشاره میکنم ازم.دوری کرد یعنی چی؟میخواستی بگی ازم دور شد؟ این طرز صحیح بیان در ترانه نیست آیا تو زبان محاوره به کسی میگی که مثلا عشقم با من یکاری کرد و بهم برخورد و دوری کرد؟ دوری کرد از مصدر دوری کردنه.کجای زبان محاوره ما چیزی به اسمه دوری کردن میبینیم یجایی تو کار به این شکل میگی که بارون بو کردم و تنش بوی حدایی داشت؟ تن کی بوی جدایی داشت؟تن معشوقت؟یا تن بارون؟اگه تن معشوقت منظورت بوده که اولا باید ذکر میکردی واگر هم ذکر میکردی باز هم اشتباه میشد چون اون تورو تنها گذاشته و در کنارت نیست. و اگه جیزه دیگه ایی هم منظورت بوده اصلا تو این بند جا نگرفته و این مصرح کاملا مجهول و گنگه اصلا هیچ چیزی تو کار ندیدم. فقط معشوقت رفته بود و داشتی داستان تعریف میکردی بدون هیج کشفی از صراحتم.عذر میخوام برادرم موفق باشی رسول جان
    • جوادِ عزیزم فارغ از همه ی این حرفا یه اتفاق خوب افتاده که الان اینجایی خوب من تو این کار دنبال بیان حالت دلتنگی توی یک روز بارونی بودم جوادِ عزیزم یه کار ساده البته این اصلا توجیهِ خوبی نیست کاملا موافقم ومیدونم اگه نظری میدی کاملا با مطالعه اس جواد جون فقط یه موردی برام پیش اومد که اون مصرع دیشب تا صبح بارون و بوکردم خیلی تنش بویِ جدایی داشت خوب اینجا غیر از بارون اسمی دیگه نگفته ام که تنش رو بوکنم معشوقه بقول خودت کلا غایبِ دیشب تن بارون و بو کردم بارون تنش بوی جدایی داشت خوب اینجا از ترس اینکه حشو حساب نیاد بارونِ دوم رو حذف کردم داداش نمیدونم چطور مجهوله به نظرت!! خوب برمیگرده به بارون دیگه من مصرع هام در امتداد هم میان وباهم ارتباط دارن من عاشقِ صراحتِ کلامتم جواد جان راحت ترم حرفتو بزنی خوشحال تر میشم ممنونم داداشی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • به نکته ی خوبی اشاره کردی رسول جان. اگه میگفتی دیشب بارونو بو کردم تنش بوی جدایی داشت جمله درست میشد. وقتی میگی دیشب تاصبح بارونو بو کردم روی کارای دیگت خط میکشی چون مثلا گفتی دیشب عکسشو بغل کردم.وقتی عکس معشوقتو بغل میکنی داخل خونه هستی و عملا نمیتونی بارونو بو کنی اگه هم بتونی اون حس آمیزی از بین میره.چون وقتی عکسشو بغل میکنی تمام وجودت به فکر عشقته و دیگه به بوی بارون که خارج از خون داره تو کوچه میاد فکر نمیکنی
      • جوادِ عزیزم ممنونم =D> بابت پیگیری ات دوس دارم باهات بحثی در این رابطه داشته باشم پس راحت حرفمو بزنم داداشی من گفتم عکساشو بغل کردم واین مرحله ای بعد ازنگاه کردن به عکسه یعنی عکس رو @};- دیدی وحالا درگیر احساسِ بعد از دیدن عکسی که این احساس رو با بغل کردن عکس به تصویر میکشیم دلتنگی زیاد شد و دوس داشتی بارون بزنه وبارون زد...بویِ بارون تو کوچه محدود نمیشه که بخاطر اون بخوای بری تو کوچه عطر بارون مادی نیست پخش میشه خیلیا هم به عطر بارون بهمراه خاکِ نم دار علاقه ی خاصی دارن حالا محل استشمام رایحه بارون کجاس؟ محل ایستادن لبِ پنجره ای هست که باز بوده وعطر بارون از اونجا استشمام میشه اگه بخوام نموداری بدون در نظر گرفتن ترجیع بکشم اینطور توضیح میدم دیدن عکس----بغل کردن عکس----بارشِ بارون----استشمام بویِ بارون غمگین شدن---لرزیدن---تب کردن----برگشتن از لب پنجره به سمت تخت البته به این نکته اشاره نکردم که با بخش زیادی از نظرت موافقم در مورد مفهوم و معنی وکشف شاعرانه حرفت رو چشمام جا داره واین که فقط بیان یک حس دلتنگی میتونه تا چه حد سوژه باشه واسِ ترانه نکته ی قابل دفاعی ندارم ولی این ریزه کاری ها رو باهات بحث میکنم که از راهنماییت نکته بردارم برای آینده @};-
  • نفهمیدمش درکش نکردم وزنشم بلد نبودم بخونم کلاً هیچی بلد نیستم .... فقط الان ی چیزیو می خوام بگم ترانه های قبلیت.......... اونجوری باش ... اینا بهت نمیاد داداش میادا اما من اونجوری خیلی بیشتر با احساسِ ترانه م بازی میشد همیشه بهترین ببینمت =D> =D> @};-
    • سلام زهرا جان درکت کردم حرفتم فهمیدم اونایی ام که میگی بلد نیستی حتمن بلدی که اینو گفتی ممنونم آبجی به امید اینکه دوباره ارتباط برقرار کنی آبجی چشم @};- @};-
  • سلام رسول جان. اولا عذر تقصیر از این که دیر سر قرار دعوتت اومدم. من یه مقدار بچه ی تنبلی هستم و البته متاسفانه به واسطه ی تنبلی وقت کمی برا آکادمی دارم. از این بابت پوزش میخوام. دوما مرسی که منو دو سه باری دعوت کردی و ممنوم. و سوما این که خیلی قشنگ بود. فضای بارونی ترانه تو خیلی دوس داشتم. @};-
    • علیک سلام عیسی عزیزم اولا:عذر خواهی اصلا نیاز نیست ومطمنم مشغله های زندگیت مثل خودم زیادن لیستی از دوستامون دارم که باید برم و عذر بخوام ازشون ولی مهم اینه بالاخره اومدی دوما:این یکی باعث افتخار خودمه سوما:میدونم اینم از لطفته دوس داشتم خیس بشی :-) ولی تا اون مرحله خیلی کار داره برای کار بعد جتمن بیا چتر نمیخواد مداد رنگیاتو بیار میخوایم نقاشی کنیم شاید با هم آروم بشیم داداشم @};- @};- @};- @};-
  • باز هم مثل مابقي ترانه ها اينم حس بي نظيري بهم داد ممنون @};- @};-
  • تو بارون عاشــــق شد تـو بـــارون رفت چه سخت عاشق شد چه آسون رفت =D> =D> =D> لذت بردم =D> =D> =D> ممنون @};-
  • سلام رسول عزيز اين كارتو وتصويرهاشو خيلي دوس داشتم از كاراي قبليت قابليت احرايي بيشتري داره بنظرم
    • علیکِ سلام مرتضی جون ممنونم داداش شکر خدا اجرایی تر بود با وجود مشکلی که داره...داداش خیلی آقایی ازاینکه اومدی البته نمیومدی هم تاجِ سر بودی فقط اینجوری خیلی خیلی خوشحالم کردی @};- @};- @};-
  • خیلی دلم گرفت و بارون زد، دیشب لبِ پنجره غوغا بود سلام رسول جان این مصرع فوق ااعادس بود رسول جان فقط اگه مصرع دوم بگی همین لب پنجره عاشق شدم ب نظرم واقعی تر میشه موفق باشی دوست خوبم@};-
    • سلام محمد جانِ گلم خوبی داداش ممنونم از جداسازیت عزیزم روچشام داداش یه نگاهی حتمن میندازم حتمن @};- @};-
      • ممنون رسول جان :) =((
      • مهدی جان خودت میدونی یه دنیا برام عزیزی پس اخم نکن این جهش به چند کامنت پایین تر دلیل داشت تو پیام خصوصی بهت میگم @};- @};- @};- @};-
      • فدای تو :) شوخی بود گفتم یکم اذیتت کنم ;)) @};-
      • موفق شدی :-) :-)
  • سلام رسول عزیز و ترانه سرای بزرگ آینده . این ترانت به نسبت ترانه های قبلیت ضعیف تر بود رفیق و من کاراری قبلیتو بیشتر دوس داشتم ولی بازم میشه این کارو ویرایش کنی و یه چیزه خوب ازش در بیاری بیت اول : این بیت خوب بود . هم قوی بود هم وزن خوبی داشت بیت دوم : زود بارون زد ! باید هنوز فضاسازی حال و هوای خودتو میکردی که مخاطب با تو همزاد پنداری کنه و بتونه خودشو جای تو قرار بده لب این پنجره عاشق شد ! عاشق شدن مگه یه فعل اردایه که بفهمی دقیقا کجا عاشق شدی ! یا کی عاشق شدی ! لیوان اب که نیس بگی لب این پنجره یه لیوان آب خورد ! درست خود همین جا بود / حس کردم "خود" و "همین" یکم تکراره و هر دو یه معنی میدن (( این بیت باید عوض بشه به نظر من چون نه فضاسازی کار رو درست میکنه و نه اینکه واسه شنیدن ترجیع بند ذهن مخاطب رو آماده میکنه )) حالا من خودم یه بیت واست مینویسم و دوباره همینجا بعد کامنت میذارم .یکم فکر کنم :-) ترجیع بند : اگه عاشق شده پس چرا رفته ! رفتن ازم دیوونه میسازه / "رفتن " اینجا به چه معنایی به کار برده شده !!! تو قسمت بعدی دوریش منو به گریه میندازه "دوریش" معنای درستی رو میرسونه ولی رفتن اینجا درست به کار برده نشده . خوب که دلم رو برد و دوری کرد : اگه عاشق بود چرا باید دوری کنه و اگه اتفاقی افتاده که مجبور به دوری بوده خوب تو ترانه باید گفته میشد که نشده . خیلی بهم برخورد دوری کـــرد : چه چیزی برخورده که باعث شده دوری کنه . با قسمت قبل در نظر میگیرم : خــوب که دلم رو برد دوری کـــرد خیلی بهم برخورد دوری کـــرد بعد از خوب که دلم رو برد و دوری کرد اگه باز میخواید از ردیف "دوری کرد" استفاده کنید باید قبلش یه چیزی استفاده بشه که دلیلی واسه دوری اون باشه . نمیدونم منظورمو تونستم برسونم یا نه . بهر حال ترجیع بند رو مناسب ندیدم بیت پنجم : بو کردم وتا صبح غم خوردم / سکته داره که با وزن خود کار جور در نمیاد "غم انتهایی" رو نمیتونم درک کنم که یعنی چی . اگه میشه کمکم کن رسول جان . وزن این قسمت چندان دلچسب نیست / البته اگه تغییراتی که بالا گفتم رو اعمال کنی شاید مجبور شی این بیت رو عوض کنی بیت ششم : غم خوردم و بد جور لرزیدم لرزیدم و بدجور تب کردم مسیرِ پنجره تا تختم رومجبور شدم باگریه برگردم قسمت اولش یکم روون نیس من همیجوری یه "ی" به انتهای "بدجور"اضافه کردم و فک کنم بهتر ممیشه : غم خوردم و بد جوری لرزیدم/ لرزیدم و بدجوری تب کردم مسیرِ پنجره تا تختم رو / مجبور شدم باگریه برگردم قسمت دومش مشکلی نداشت و وزش با وزن کلی ترانه جور بود . بیشتر از همه چیز من به معنای ترانه دقت کردم . چون وزن رو میشه با ملودی خوب و صدای خواننده درست کرد اما معنا کار ترانه سراست و اگه غلط باشه دیگه جایی واسه جبرانش نیست . تو ترانه آغوش که معین به تازگی خونده هم اگه دقت کنید تو بیت اول میگه : ..... آخه میدونم اینو بی تو هر شب / چه روزای بدی در پیش دارم !!!!!!!!!!!! و.... بی تو "هر شب" آخه چه "روز"ی وجود داره که در پیش باشه !!!! تا بحال روز رو تو شب ندیدم . قسمت شه با هم ببینیم و بریم تو افق محو شیم ! اینو گفتم که بدونید کار اشتباه زیاد هست تو ترانه ما و تنها ما نیستیم که گاها اشتباه مینویسیم . پس سعی کن از لحاظ معنایی مثه ترانه های قبلیت قوی کار کنی @};- @};- @};- @};-
    • ببخشید ببخشید ببخشید . الا که دوباره ترانه رو خوندم دیدم که مسیرِ پنجره تا تختم رو / مجبور شدم باگریه برگردم مشکل وزنی داشت و من تو خوانش اول متوجه نشده بودم :"> :">
      • حمید داداش عزیزم خوب شد اینو گفتی نظراتت رو کپی کردم رو سیستم وریز شدم توش به موقع اصلاحیه زدی
    • حمید جانِ گلم بابت لطفی که همیشه بیشتر از قبل بهم داری خیلی خیلی ممنونم از این همه مهربونی و دلگرمی که میدی شرمنده میشم و... اول از همه هم بگم واقعا دست روزگار کاری کرد ببینمت اولین بوسه ای که به دستت میزنم بخاطر لحظه هایی هست که پایِ کارم از وقتت میزاری ودلسوزانه این کارو میکنی...ممنونم خیلی بررسی کردم نظراتت رو وفقط برای چند جا توضیح ونه توجیه دارم داداشی ----------------------------------------- این کار بیشتر به حالتای جسمانی و ظاهری عشق و دوست داشتن و غمگینی بخاطر این حس تکیه داره لب این پنجره عاشق شد یه نگاه از پشت پنجره جایی که قبلا معشوقه از اون به عاشق نگاه میکرده ودچار عشق شده وسرپناهشون یکی شده وحالا عاشق بخاطر همون لب پنجره می ایسته البته پرداخت مشکل داشته ولی من ایده ی اولیه رو برات توضیح دادم که بگم این بیت از کجا اومده..........عشق مادی نیست ولی نمادای مادی زیادی براش هست یه بحثی هست که میگن نگاه اول....نگاه اول ممکنه تو خیابون باشه تو ماشین باشه تو مترو...اینجا پشت پنجره اس داداشم ------------------------------------------- ترجیع بند --------- تو بارون عاشق شد تو بارون رفت حمید عاشق شد ورفت خوب خیلی از جدایی ها اولشون عشق بوده که حالا به هر دلیلی تبدیل به جدایی شده خوب جزع و فزع خیلی از راوی های ترانه همین جداییه رفتن ازم دیوونه میسازه: رفتن یا همون فعل رفتن هست از شدت خستگی از جدا شدن ها رفتنت یه مرحله از شخصی شدن اومده عقب تر وشده رفتن یعنی یه حالت کلی تر از هر رفتنی میترسم این دلیل بود درست یا غلطش رو دوس دارم اشاره کنی حمید جانم خیلی بهم برخورد دوری کـــرد : چه چیزی برخورده که باعث شده دوری کنه . برخوردن جسمانی ومادی نبوده اینجا اینکه یکی دلت رو ببره ووابسته ات بکنه وبزاره بره به آدم برمیخوره بازم قصدم توجیه نیست و ایده رو دارم توضیح میدم داداش :-) “غم انتهایی” رو نمیتونم درک کنم که یعنی چی . اگه میشه کمکم کن رسول جان . وزن این قسمت چندان دلچسب نیست من کمک کنم!!!اختیار داری حمید جان فکر میکنم اینو اینطور بخونی بهتر بشه مگه غم انتهایی داشت این مصرع کلا روی هم معنی دار میشه (مگه غم تموم شدنی بود کنایه از اینکه دچار غصه ای طولانی شدم) ------------------------------------------ داداش حمید معین هم فهمیده داره شب و روزمون یکی میشه اینجا :-) !!!! پیشنهادات همه عملی بودن واینکه نقطه اشتراکات زیادی در نظرت بود و روی اونا بحثی نکردم همه با جون ودل قبولن اینایی ام که گفتم توضیحاتی بود که دوس داشتم بدونی نه توجیهاتی که خودمو گول بزنم داداش حمید خیلی آقایی @};- @};-
  • =D> @};- @};- @};- درود به شما
  • سلام رسول عزیز مث همیشه زیبا و دلنشین . . .موفق باشی @};- @};- =D> =D>
  • خیلی دلــم هوای بـارون داشت، دیشب که عکساشو بغل کردم دیشب که تویِ گریه هام قندِ، روزایِ خوبمون و حل کردم خیلی دلم گرفت و بارون زد، دیشب لبِ پنجره غوغا بود همین لبِ پنجره عاشق شد ،آره درست، خودِ همین جا بود اینجا آره خود اینجا خیلی عالیه =D>
  • خیلی خوب بود رسول جان خیلی فقط یکی با "انتهایی" توو بو کردم وتا صبح غم خوردم دیشب مگه غم انتهایی داشت؟؟ مشکل داشتم که به ترانه نمیخورد مثلا یجوری "تمومی" رو بجاش استفاده میکردی گرچه قافیه هم هست شاید بهمین خاطر مجبور شدی تن بدی بهش توو این بیت مسیرِ پنجره تا تختم رومجبور شدم باگریه برگردم اینجا هم مثلا روونتر بود میگفتی از پنجره تا تخت رو آره مجبور شدم باگریه برگردم یکم با "مسیر" و اون تختم که فریبا خانوم هم فرمودن مشکل داشتم فدات @};-
    • مهدیِ عزیزم سلام مومن خدا دو تا نکته گفتی و رفتی اتفاقا دست گذاشتی روی دو قسمت اصلی که یکیش مشکل وزنی هم داشت و دیگری مشکل تالیف درگیرم کردی میخواستم اصلاح شدشو بزارم برات که متاسفانه به نتیجه ی دلخواه نرسیدم انتهایی رو عوض کردم حتی بخاطر اون کلِ بیت رو عوض کردم به دلم ننشستن جایگزینا داداشی میدونی نظرت مثل چی بود مثل اینکه تو میدون جنگ یک تیر بیشتر نداشته باشی و با اون فرمانده دشمن رو بزنی ولشکرش به تکاپو بیفتن تا خلا اش رو جبران کنن الان همچین حالتی دارم............... خیلی خیلی خیلی ممنونم از دقتِ نظرت داداش
      • رسول رسول مهدی...رسول رسول مهدی :) رسول جان تهش بازم لشگر ترانه هات از زیباتریناست و نظرات ما از زیبایی یه کار کم نمیکنه و حرف هستن صرفا ,عمل توو ترانه گفتنه و اصل ترانه س که کار تو توو این قضیه حرف نداره (ضمنا تیرای من مشقی ان :) ;)) )
      • مشقی که هیچ من تیرای اصلی ات هم به جون میخرم داداش مهدی @};- @};- @};- @};- ترانه ی خوب تلفیقی از ذهن شاعر+ملودی+ذهن خواننده شما با نهایت لطف دارین با اعطای این سومین فاکتور برای خلا من در اولین فاکتورکمک میکنین تا این خلا پر بشه مهدی جون قربونت برم اصلیا رو شلیک کن :-) :-)
      • فدای تو اینم تیرای من @};- @};- @};-
    • @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان کار خیلی خوبی بود =D> =D> اما همونجور بعضی از دوستان گفتن کارای قبلیتو بیشتر دوست داشتم :-) :-)
  • سلام داداش رسول گل ديگه عادت كردم به خواندن ترانه زيبا از شما ولي جسارتا كاراي قبلت رو بيشتر دوست داشتم شايد هم به قول خانم موسوي انتظارها از تو بيشتر از اين باشه و اين هم مقصر خودتي ميپسندم به حرمت كاراي زيبات
    • سلام مجیدِ عزیز خوبی داداش صادقی ها چون خودشون سطحشون بالاس حق دارن کار بهتر از اینها بخونن سعی میکنم بهتر بشم به حرمتِ نگاهِ خوبت کار بعدی ام رو حتمن بخون نمیگم بهتر از این کارِ یا بدتر فقط اون کار خودِ منم @};- @};-
  • خیلی زیاد دوستش داشتم.مرسی @};-
  • مرسی داداشم
  • سلام دوست عزیز ترانه ی زیبات و خوندم و امیدوارم همین طور به روند رو به رشدت ادامه بدی ... شادباشی .
  • سلام. تشبیهات دم دستی و گاهن نابجا و غیرقابل لمسه. بیانتون خیلی مستقیم و ناپختست. دوست عزیز دایره واژگانت هم میشه با مطالعه بیشتر بهترش کرد. در ضمن وقتی موضوعی بسیار تکراری انتخاب میشه باید از دیدگاه جدید و صحنه های بکر استفاده بشه نه پازلی از شنیده ها. منتظر کارهای خوبت هستم.
    • علیکِ سلام دوستِ عزیزم رضا جان شکی در این نیست که نه تنها این کارم بلکه بقیه ی کارام هم دارای مشکل هستن --------------------------- یکی از ترانه سراهای بزرگ در جلسه ی خانه ی ترانه میگفت البته من اونجا نبودم خبرش رو شنیدم هیچ وقت کاری که ویژگی مورد پذیرش یک ترانه رو داره ودر انتقال حس هم عمل کرد قابل قبولی داره رو کارِ بدیا ضعیف ندونید وبگید کمی پختگی اش باید بیشتر باشه تشبیه دمِ دستی و نابجا و بیان مستقیم و ناپخته مو وموضوع تکراری مو ببخش ---------------------------- شما زبون ترانه اتون میل داره به پست مدرنیست البیه زبونِ ترانه ی خاصی دارید اسکرامبل محض فشار ناین جی(۹G) از بحث مرگ واژه ی طرد خلوص نیت و مسح که ارتباطی نگرفتم باهاش --------------------------------- نمیخوام میل کنیم به جنگ بین یغما گلرویی و موسوی که من انگشتِ کوچکِ یغما نیستم و... واصلا نمیخوام از کارم دفاع کنم ولی فکر میکنم ما طرز دیدمون دو نگاهِ متفاوته وتجربه ثابت کرده این دو رود جاری در یک جوب نمیریزن ------------------------------ من از نسلی ام که بوی بارون و عکس کسیکه دوست دارم هیچ وقت برام تکراری نمیشه واین حس رو دوست دارم وشما ترانه ای رو که با شب و التماس وپنجره شروع میکنین به یه لغزش، ساده، از ناحیه ی پا آویزش ـ یه مرگ ـ سخت ـ سرپا ختم میکنین ------------------------------------------ دایره ی واژگانم کاملا موافقم با مطالعه بیشتر میشه ولی اینم در نظر بگیرین کسی که میخواد یه کارِ ساده وبدور از تکلفات واژه بنویسه از همون ابتدا معلومه قالب کارش چطوره و از خواننده چه انتظاری داره من ساده گفتم دیشب دلم هوای بارون داشت دیگه در امتداد کار انتظاره واژه های عجیب و غریب نمیره قالب و محتوا و همه چیزش ساده اس ------------------------------------------- در کل فقط خواستم به اختلافات اشاره ای اجمالی داشته باشم واصلا قصد توجیه نداشتم داداشِ گلم بازم دستاتو میبوسم که قابل دونستی و سر زدی بهم @};- @};- @};- @};-
      • درود برادر عزيزم...اينو حتمن بايد بگم... :-) تواضعتون خيلي خيلي قابل تحسينه @};- @};- =D> =D>
  • سلام داداشم کارت عالی بود افرین لایک@};- . به خانم ذوالقدر هم خسته نباشید عرض میکنم @};- دیشب تا صبح بارون و بوکردم خیلی تنش بویِ جدایی داشت بو کردم وتا صبح غم خوردم دیشب مگه غم انتهایی داشت؟؟ غم خوردم و بد جور لرزیدم لرزیدم و بدجور تب کردم مسیرِ پنجره تا تختم رومجبور شدم باگریه برگردم
  • سلام رسول عزیز داداش گلم از لحاظ تکنیکی ترانه منسجم و خوبیه اما مثل کارای قبلیت ارتباط نگرفتم باهاش شاید چون این کار از احساس خودت حرف نمی زنه اینطور باشه امیدوارم جسارت داداش کوچیکت رو ببخشی آخه چه کنم عادت کردم به کارای همه چیز تموم ازت مشتاقانه پیگیر ترانه بعدیت هستم @};-
    • احسان جان من چه کنم وقتی دوستم بعد از مشورت وراهنمایی میگه جسارت تورو خدا اینو نگو حرفات همه متینِ ولی خوب این نوع ترانه هم که فقط بیان حالت هست لطف خودشو داره اما من نتونستم این کار و خوب انجام بدم ممنونم داداشم @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان. کار خوبی بود. اما ضعیف نسبت به کارای قبلی.(لایک) میتونست بهتر باشه. باید عمیق تر ببینی (این مشکل رو خودم هم دارم) شاد باشید. @};- @};- @};-
  • سلام آقای آدینه عزیز کار تون رو خوندم دلنشین و خوب موفق باشید =D> =D> @};-
  • مرسی رسول خیلی دلــم هوای بـارون داشت، دیشب که عکساشو بغل کردم دیشب که تویِ گریه هام قندِ، روزایِ خوبمون و حل کردم
  • مرسی رسول جان و سپاس از بانو ذوالقدر بابت حس خوبتون... لذت بردم رفیق
  • دیشب تا صبح بارون و بوکردم خیلی تنش بویِ جدایی داشت بو کردم وتا صبح غم خوردم دیشب مگه غم انتهایی داشت؟؟ =D> =D> =D> سلام رسول عزيز اينكه كارِت مثل هميشه زيباست كه جاي خود @};- اما يه جا ييش رون نبود و مث داستان تعريف كردن ميشد :-< (مسیرِ پنجره تا تختم رومجبور شدم باگریه برگردم) به هر حال لايكي دوست خوبم @};-
    • علیک سلام دیانا جان عزیز اینکه همیشه لطف داشتی جای خود این از این @};- @};- @};- @};- @};- درست میگی در جواب خانم موسوی عزیز نوشتم ولی حتمن یه بازنگری میخواد ممنونم آبجی جان @};- @};- @};-
  • بسيار زيبا بود جناب آدينه.... بسى لايک :-) @};-
  • غوغا کردی رسول جان واقعا حرف نداره واقعا تشکر میکنم از خودت و خانم ذوالقدر کارتون بی نقصه آفرین @};- @};- @};- @};-
    • سلام رادین جان خوشحالم که تونستی ارتباط خوبی برقرار کنی عزیزم غوغا کردنش سهم فکر هنرمند زهرا خانوم بود واشکالات مالِ من بی نقص،وجودِ خودته داداشم @};- @};-
  • تو بارون عاشــــق شد تـو بـــارون رفت چه سخت عاشق شد چه آسون رفت رفتن ازم دیوونه میسازه خــوب که دلم رو برد دوری کـــرد خیلی بهم برخورد دوری کـــرد دوریش منو به گریه میندازه =D> =D> =D> =D> =D> درود برادر خوبم.زیباسرودی مثل همیشه =D> =D> =D> =D> غیر از این ازتون انتظارنمی رفت @};- @};- @};- زیباترینها نصیبت @};- @};- @};- @};-
    • درکنارش هزاران بارمی پسندم. @};- @};- @};- کاش می شد بیشتر لایک بزنم.حیف :-(
      • خواهر عزیزم ممنونم ایکاش میشد بجز ممنون، تشکر،لطف دارین،منت گذاشتین دنبال راهی گشت برای سپاسگزاری با همه ی وجود ازتو ن ممنونم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • دیشب تا صبح بارون و بوکردم خیلی تنش بویِ جدایی داشت بو کردم وتا صبح غم خوردم دیشب مگه غم انتهایی داشت؟؟ +درود رسول خان ترانه زیبایی خوندم واین بیت زیباتر بود @};- لایکی شاعر @};-
  • رسول جان يه دونه باشي عالي بود باقي رو تو پيام خصوصي ميگم =D> =D> =D>
  • خیلی با احساس و ملموس سرودین. ترانتون به احساسم خیلی نزدیک بود و لذت بردم. @};- این گل هم تقدیم به زهرای عزیز برای پیشنهاد خوبش.
    • گلتون رو دادین به خانم ذوالقدر ومن باز هم از ایشون تشکر میکنم ممنونم از لطفتون وخوشحالم به احساستون نزدیک بودم...ممنونم @};- @};-
  • درود رسول جان بسیار زیبا و دلنشین نوشتی واقعا لذت بردم خدمت خانم ذوالقدر عزیز هم سلام و خسته نباشید عرض میکنم نکات فنی کار رو خانم موسوی به درستی عرض کردن برات ارزوی موفقیت میکنم @};-
  • سلام رسول عزیز دوس داشتم کار زیباتو .در مورد تختم با گفته خانم سید موسوی موافقم @};- @};- پیروز باشی @};-
    • علیک سلام بهروز جان خانم موسوی دست میزارن جایی که نبض ترانه رو ممکنه همون جا بزنه نبض این کار توی دستای خودت هم امشب زد خیلی از دوستامون به تخت اشاره کردن خوسحال تر از اینم که دستِ ترانه ام تو دست خیلی از دوستای خوبمون زد امشب حتمنِ حتمن یه فکری براش میکنم @};- @};- @};-
  • سلام رسول عزیز. آقا من که لذت بردم... کارات و همیشه میپسندم.. موفق باشی دوست من.... @};- @};-
  • رسول جان داداش بسیار زیبا و با احساس .. امشب دوستان همه کولاک کردند. مانا باشید @};- @};-
  • سلام رسول عزیز ..آفرین خوب بود ولی مثل ترانه های قبلت عالی نبود..شایدم انتظارمو بالا بردی 8-> مسیرِ پنجره تا تختم رومجبور شدم باگریه برگردم...اینجا حس می کنم اگه (میم ) رو از تخت برداری وبشه (مسیر این پنجره رو تا تخت ..مجبور شدم با گریه برگردم) بهتر بشینه روو مصراعت.چون قبلا برای مخاطبت آشنایی زدایی کردی و با آوردن (این پنجره )برای خواننده روشنه که از چه پنجره ای حرف میزنی در کل خوب بود وعذر می خوام که انقد رکم :"> شما استاد منی وامیدوارم از این خواهر کوچیکت نرنجی ..منتظر کارهای زیباتر شما هستم ..مانا باشی =D> =D> =D> @};- @};- @};-
    • ببخشید منظورم این بود (باز ، مسیر این پنجره رو تا تخت...مجبور شدم دوباره برگردم)درسته یه هجا زیاد می شه ولی حس می کنم روونتر بشه. @};-
      • خواهر،دوست،همراه سلام،سلام،سلام سه تا سلام برای سه تا از یهترین سرمایه هایی که دارم ------------------------------- اول تواضعتون رو که گفتی استاد!!! اونم شما!!!! من!!!!! آبجی چوبِ چی و داری میزنی؟؟! ----------------------------- ممنونم آبجی گاهی نفس کشیدن برای کسی که مینویسه ومیخونه خیلی خوبه دنبال این نفس کشیدنِ بودم یه حالت خوب رو خواستم برای دلتنگی بدست بیارم یه حالتی که زیاد نا امیدی داخلش نباشه وبشه راحت تر باهاش کنار اومد البته جلب نظر کسی که کار دهکده رو هم با مفهوم عمیق و هم زبون روون مینویسه خیلی سخته شاید دوتا از نقطه ضعفایی که دارم همین ها باشن که شما درشون خبره اید و همین حضور میتونه اون خلا ها رو پر کنه... پیشنهادت هم در همین راستا بود @};- @};- @};- @};- @};- من وقتی میخوندم مسیرِ،پن،جرِ،تا تختم رو که میدونم چون کارو خودم نوشتم مشکلی نداشتم باهاش ولی وقتی از دید دیگه نگاه میکنم میبینم حق با شماس.... از یه طرف( باز و این )فکر میکنم زیاد تو کاراستفاده شده ولی با توجه به پیشنهادتون بایدیه فکری براش بکنم نه،بلکه بکنیم ممنونم آبجی
  • ترانه ت خیلی زیبا بود تبریک می گم @};- می پسندم =D>
  • تو بارون عاشــــق شد تـو بـــارون رفت =D> =D> =D> چه سخت عاشق شد چه آسون رفت =D> =D> =D> رفتن ازم دیوونه میسازه =D> =D> =D> خــوب که دلم رو برد دوری کـــرد =D> =D> =D> خیلی بهم برخورد دوری کـــرد =D> =D> =D> دوریش منو به گریه میندازه =D> =D> =D> درود برادر گلم.... @};- @};- @};- بارون سهم هميشگي آسمون خيالتون =D> =D> =D>
    • سلام الهه خانوم خواهر عزیزم شبت خوش وپراز خوبی وشادی خدا کنه همیشه این ادمک خندان نمادی از وجود خودتون باشه الهی آمین این همه تشویق رو تقدیم میکنم به دلِ دریاییِ خودتون آبجیِ عزیزم خیلی خیلی ممنونم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-