از رفتنش به بعد….(قشمت اخر سه گانه)

با رفتنش شدم

مایوس و غمزده

از رفتنش به بعد

حالم چقد بده

رفت و ازم برید

با یک نگاه سرد

حتی یه لحظه هم

فکر منو نکرد

شاید از اولش

بازیچه بودمو

مثل یه شمعهُ

من عین دودمو

فهمیدم اینو که

افتادم از چشاش

دیوونه تر شدم

با خنده کردناش

انگار که چشاش

احساسمو ندید

چشمهای قهوه ایش

از دست من پرید

از دست من پرید

یک عالمه خوشی

تنها بهانمه

واسه ی خودکشی


از این نویسنده بیشتر بخوانید: