ریزش

«ریزش»

«محمود طیّب»

رفتنِ همیشه ی تو               برام آغاز یه درده

حیف از اون روزای خوبی      که دیگه بر نمی گرده

رفتی و من فصل لالی          می ریزه تو شاعری هام

من و پاییز سرودن که           پر از شعرای زرده

تا می گم فدای چشمات      من و می گیری به کولاک

کاشکی می شد تا ببینی           نگا کردنت چه سرده

راز اشکات و نگفتی             داری می زنی به رفتن

آخرش من نمی دونم           زندگی با تو چی کرده!

چمشات و بستی رفتی         ولی بعدِ رفتن تو

حرف موندن و شکستن،       حرف ریزش یه مرده!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی محمود طیّب

درود. یک ایرانی ام و به پیشینه و تشخص همیشگی وطنم افتخار می کنم و هماره نگران آنم. * غزل، ترانه، رباعی، سپید و جز این ها را از نوجوانی کار کرده ام. ** کارشناس ارشد زبان و ادبیات پارسی هستم و اکنون هم ادبیات را تخصصی و عمومی در دانشگاه درس می گویم. ***در شعر بیشتر به مفهوم انتقاد و اعتراض گرایش دارم( چون رسالت ادبیات و هنر رو جز این نمی دونم) و سپس مفاهیم غنایی و جز آن. ◄ادبیات کلاسیک و معاصر رو تقریباً خوب خوندم. با گرایش شعر، و از شعر هم بیشتر ادبیات معاصر و از این هم بیشتر غزل رو. دو کار منتشر کردم که یکی در سال 1382 بود با عنوان "پرانتز باز بنویس عشق"، و دیگری در سال 1389 با عنوان "و تو را شنیدم...روزی که اتفاق افتادی". چند کار شعری و پژوهشی هم در دست چاپ دارم. غزل را و ترانه را و شعر را حرفه ای و تخصصی کار می کنم. و نیازمند نقد و نظر دوستان خوبم هستم. ◄نشانی وبلاگ من این است: http://parantezbazghazal.blogfa.com ◄و ایمیل من: ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍