به من فک می کنی اما/توو آغوش یکی دیگه


با این وزن بخوانیم:فاعلاتن(فعلاتن) ، فعلاتن ، فعلن

.

.

.


دردای من و تو با هم یکی نیس

جنس دردم از یه درد دیگه اس

داری با من عشق بازی می کنی

امّا عشق تو یه مرد دیگه اس

بسته ی قرصای آرامش بخش

درمونه دردای بی حسابمه

تو دلت قرصِ که خوابیدی ولی

خواب من بسته به قرصِ خوابمه

رنگ موی سر من پیرتر از

تار موهای روی بالشته

عکس یه مرد غریبه انگار

داخل جعبه ی آرایشته

سخته از رابطه اتون بو نبرم

بگم اینکه پیرهنت بو نمیده

پیرهنی که پیش من بو نمیداد

داره بوی عطر مردونه میده

نمیشه بود و نبودت باشم

نمیشه کسی رو نابود کنم

باید این روزا فقط با یادت

همه ی سیگارامو دود کنم

دل من پیشته هر جا که باشی

پیش اون، من و فراموش نکن

اگه دوس داری باهاش باشی باش!

فقط اون گوشیتو خاموش نکن

نمی خوام اینکه جوابمو بدی

نمیخوام از تو سوالی بکنم

گریه هامو می برم تووی حموم

تا که زیر دوش خالی بکنم

.

.

.

دردای من و تو باهم یکی نیس…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلاااام... من خیلی دیر رسیدم فقط به خاطر امتحانام... اما خوشحالم که ترانه تونو خوندم....واقعا زیباااااااا بود.... @};- @};- @};-
  • سلاااام...من خیلی دیر رسیدم... فقط به خاطر امتحانام... اما خوشحالم که ترانه تو خوندم.... زیباااااااااااا بود. موفق باشید... @};- @};- @};-
  • اقای الیاسی فکر نمیکنم حذف کامنتای خلیفه به شما لطمه ای زده باشه چون این موضوع دوطرفه بود و ربطی به ترانه نداشت در ضمن با مشورت مسئولین پاک شد و نکته دوم اینقدر وجدان دارم که تند روی خانم راد رو قبول کنم ایشون اول به شما توهین کرد و برخوردشما هم زننده و شنیع بود چون همه خانمها رو مخاطب قرار دادید بگذریم این که شما شعر من رو نقد کردید اگر بی غرض بود همون اول نقد میکردید نه بعد از این که من کارتونو نقد کردم نقد شما اگر صحیح بود و با دلیل و مدرک حرفی نبوده و نیست اما این برخوردها نتیجه عکسالعمل منفی خودتونه خودتون وجدانتون رو ملاک قرار بدید وقتی این صفحه رو میبینید ذهنتون اشفته میشه یانه پس قبول کنید که تو نقد تند رفتید نه من خیلی از اعضاء از نقد نه ز برخورد شاکین با این که معلومات خوبی دارید اما نحوه ی انتقالش درست نیست بگذریم از همه حرفها و حدیثها به عنوان یه دوست متذکر میشم که زکات علم انتقال اون هست و هر کس که دست به قلم ببره قطعا میتونه با استفاده ازز کلمات مناسب هم حرف خودشو بزنه هم این که طرف مقابل رو نرنجونه اقای الیاسی ای کاش این برخوردها پیش نمیومد و اروم تر همراه کوچیکترای اکادمی راه میومدید گاهی هم کمکشون میکردید اما ناخواسته جو رو متشنج کردید از کامنتهای یک در میون پریشونتون مشخصه که خودتون هم راضی نیستید تند روی منو ببخشید فقط خواستم حسی رو که به بقیه منتقل میکنید بهتون انتقال بدم تا به دلیل این پیشامدها فکر کنید وانگشتتون خودتونو نشونه بگیره حرفی نیست با احترام @};-
  • سلام جناب الياسي عزيز قبل از هرچيزي بايد با كمال صداقت عرض كنم كه از بحث هاي پيش آمده و تبادل اطلاعاتي دوستان ارائه كرده بودند،بيش از خود ترانه لذت بردم! براي همين از دوستان تشكر مي كنم... :-) هميشه بعد از خوندن نقد هاي دقيق و گاهي تند و ... شما يك سوال تو ذهنم نقش مي بست! كه ترانه ي خود شما چه خواهد بود... اما خب فرصتي پيش نمي آمد تا پاسخي براي اين پرسش پيدا كنم! خوشبختانه امروز اين سعادت نصيبم شد تا ترانه اي از شما بخونم. اگر بنا بر همان صداقت آغاز كلامم باشد، بايد عرض كنم كه با يك اثر ماورايي و فوق طبيعي رو به رو نبودم. اما خوشحالم كه يك كار خوب از شما خوندم . به عنوان يك دوست كه تا به حال نه من براي شما كامنت گذاشته بودم و نه شما ، توصيه مي كنمچه در نقد و چه در پاسخ به منتقدان، با آرامش بيشتري با دوستان گفتگو كنيد . و نه با كنايه و تحقير و ... اميدوارم با كلامم نرنجيده باشيد. :) :) :)
    • سلام بر خانوم منصوری عزیز! خب خوبه که ترانه من خوبه!همینقدرم راضی کننده است! من ترانه ماوراالطبیعه(تخیلی)کار نمی کنم! به هرحال خوشحالم که کنجکاوی تون بر طرف شد! منتظر کارای فوق العاده اتون هستم! @};- :-)
  • بسیار زیبا بود /احسنت به شما لایک به قول یه دوست: اتفاقای خوبی توو کار مشاهده کردم @};-
  • سلام..نمیدونم چرا اینقدر بحث پیش میاد..ممنونم زیبا بود..خوشحال میشم ترانه های منو هم نقد کنید..منتظرتونم.. @};- ترانتون هم که دوستان گفتن و حرفی دیگه نمونده.. @};- +لایک @};- @};-
  • مرسی جناب الیاسی .با این که احساس می کنم هنوز بابت اون ترانه یه کم دلگیر هستین ازم اما من از قلم تون خوشم میاد و تحسینش می کنم @};- @};-
  • سلام ... واقعا نمی دونم کجای این تراته رو میگن روون نیست و خوندنش سخته?!!! من که تو این مدتی که اینجام ترانه به این محکمی نخونده بودم... پر از آرایه های دلپذیر و قشنگ... خیلی حرفه ای نوشته شده بود..شاید تنهاایرادشم همین بود ... من کارای کسایی که با این ترانه مشکل داشتن و خوندم...به جرات میگم کاری در حد نصف این ترانه هم تو کارنامه شون نبود!!
    • امید عزیزم! مرسی بابت لطف بیش از اندازه ات دوست من!(خوشحالم که هنوز دوستانی مثل تو هستن) امید عزیزم دشمنی و عداوت انسان و کور میکنه!(برخی از دوستان تنها به خاطر نقدهای صریح و بی پرده ی من !حقیقت و دارن قربانی میکنن!و چقدر دردناکه...) البته مهم نیست در نهایت کسایی هستن که ارزش یه اثر هنری و بدونن!منم اگه توو این سایت هستم تنها به خاطر دوستان با استعدادیه که م تونن هر کدوم اتفاقی باشن! بذار بقیه هرجور دوست دارن برخورد کنن و بر جهالتشون تکیه کنن دوست من!دغدغه های بزرگتری داریم به نام ادبیات! به هرحال ممنون بابت همدردی ات روزگاری غریبی است امیدم.... :-x @};- :-)
  • جسارتا فكر مي كنم در اين چهار مصرع : سخته از رابطه اتون بو نبرم ((بگم اینکه پیرهنت بو نمیده)) پیرهنی که پیش من بو نمیداد داره بوی عطر مردونه میده مصرع داخل پرانتز زياده گويي حساب مي شه...منظورم اينه كه مي تونستيد به جاي اين مصرع اتفاقات بيشتري رو رقم بزنيد چون از نظر من دو مصرع بعد : پيرهني كه پيش من...معنا رو مي رسونه ...شايد اشتباه مي كنم اما ايجاز مي تونست اين بند رو ماندگار تر كنه @};- @};- @};-
    • سلام بر مهتای عزیز! خوشحالم که همراه ترانه هام می بینمت! از بابت لطفتم ممنونم (هرچند یه جاهایی اغراق بود و خنده ام گرفت) و خوشحالم که نظراتتو می خونم درباره نظری که دادی و ایرادی که وارد اون بند کردی!یه کوچلو اختلاف نظر دارم! قبول دارم شاید تکرار یه تصویر باعث شده یه کم مخاطب اذیت بشه!ولی نه دیگه در حد زیاده گویی!برای من توو این بند بیشتر بازی زبانیه مهم بود با اون قافیه خاموشه (مردونه) ولی در نهایت قبول دارم که پرداختش شاید خوب در نیومده!و می تونست بهتر باشه! به هرحال مرسی که نظراتتو می گی! (هرچند باهم اختلاف نظر هم داشته باشیم و کارمون به جنگ جهانی سوم هم بکشه) خانوم وکیل منتظر اتفاقاتم @};- :-)
      • :"> :"> :"> :"> مرسي كه تفهيمم كردين نمي دونم چرا با اين بند راحت نبودم ... حرفامم اغراق نبود من با اعتماد قلبي گفتمشون 8-> 8-> @};- @};- ;)) ;)) ;))
  • سلام از دل بر آمد و بر دل نشست... عناصر و تركيبات رو خيلي خوب در كنار هم چيديد... از جرات و جسارت توي شعرتون لذت مي برم... نمي گم ساختار شكني...اما به نوبه ي خودش نسبت به اكثر ترانه ها ي امروزي يك قدم مفيد و منسجم حساب مي شه... اميدوارم همين طوري ادامه بديد و بزاريد ما هم بهره ببريم ...هر چند كه مورد بي مهري برخي از دوستان قرار مي گيريد كه علاقه اي به وسعت ديد بيشتر در ترانه ندارند... :-< خوشحالم كه هستيد ... @};- @};- @};-
  • نمیدونم منظورتون از بعضیها کیه اما میتونید راحت صحبت کنین و اگه ما اینجاییم و ترانه مینویسیم برای پیشرفت بیشتر و کسی که فکر کنه از دیگران تواناتر هست راه پیشرفت خودشو سد کرده و دوستان واقعی بدون اینکه منو از نوشتن دلسرد کنن نقد میکنن و خوشحالم که همه ی دوستان من اینگونه اند .پس راحت باشید
  • ترانه ی زیبایی بود.... @};-
  • سلام دردای من و تو با هم یکی نیس... این سطر به اندازه ی یه ترانه ی کامل حرف داشت و قشنگ بود و با نظر نیکا در مورد بازی با واژه ها موافقم اینکه در یک بند بعضی از کلمه ها رو به راحتی رها نکردید و کارکردهای متفاوتی رو از اون کلمه برای خلق شاعرانگی و تصاویر جدید گرفتید خیلی خوب بود
  • سلام خدمت دوستان عزیزم هم مجید شمس عزیز هم علیرضا الیاسی عزیز من قبلا هم گفتم وباز هم میگویم در ترانه هیچ ادعایی ندارم حتی در شعر واینکه هیچ وقت وامدار کسی نبوده ام نه به رادیو میرم نه تلویزیون استانی ونه هیچ جای دیگه اگر نظری می نویسم بدون غرض ونظری است همیشه شاعر خوب منتقد خوبی نیست وهمیشه منتقد خوب شاعر خوب چون کسی که نقد میکنه انتظارات از خودش بالا میبره واین یکی از مشکلاتش است مجید عزیزم من نه شما نه با دوستان دیگه هیچ گونه غرضی ندارم من جواب هجاهای شما رو دادم که گفتین چرا کوتاه وبلند شده من هم عرض کردم از اختیارات شاعر دراین وزن عروضی است اینکه بخواهیم فاصله زیادی در اصول شعر وترانه متصور بشیم فکر کنم خیلی درست نباشه من در ترانه به مسایلی اشاره میکنم که در نقد دیگران نیست واین در نقد دیگران کمتر دیده میشن بازهم اگر مشکلاتی بود این مشکلات در ناحیه نقد است وگرنه ما دوستان خوبی برایم خواهیم بود از این که نقد هایم را دوست داری ممنونم من فقط نقد مینویسم وهیچ گونه خصومتی با کسی ندارم از شما وعلیرضای عزیز هم بخاطر درک متقابلتون ممنونم مانا باشین وسرافراز
    • سلام عذربازم پيدام شد :-) آقا حسين ممنونم از نگاه خوبتون؛ اما يه نكته از حرفاتون به ذهنم رسيد ؛ شما ميگيد زياد بين شعر و ترانه فاصله نباشه اما جاي ديگه نوشتيد كه خودمان را در ترانه اسير وزن و قافيه نكنيم ؛ پس فاصله باشه يا نباشه :-? سپاس اگه روشن كنيد منو؛
      • سلام مجید عزیزم این اعتقاد من است که ترانه وشعر در تنگناهای قافیه ووزن اسیر نباشند ودر اینده خواهید دید همین گونه خواهد شد کلن هرچیز که اندیشه را بنابودی بکشه محکومست خواه قافیه باشد یا ردیف یا وزن وریتم در ضمن مجید عزیزم این تنگ ناهای قافیه ووزن حتی مولانا رو نیز به ستوه میاره جایی که حضرت مولانا می فرماید مفتعلن مفتعلن کشت مرا من معتقدم همچنان که شعر نیمایی وبعد سپید وغیره سیطره قافیه ووزنو در شعر شکستن در تزانه هم خواهند شکست بین شعر وترانه فاصله ای نیست بجز در مفهوم (در بیشتر اوقات ) وبافت کلمات وگرنه تماما وزن دارند قافیه دارند مراعات ونظیر دارند تصویر دارند و........ من میگم در ترانه وشعر این ذهن سیال شاعر است که باید جاری باشه وجوهر شعر داشته باشد وگرنه میتوان با چند ماه مطالعه هم به قافیه رسید هم وزن خیلی وقتها ترانه ها وشعرها بیشتر از یک وزن عروضی یا ریتم نیستند چون مجتوایی درشون نیست من گاهی یادمه در جلسات شعر دو شاعر که که مسن بودنند بر سر این دعوا میکردن که من از خونه تا جلسه شعر چند تا شعری سرود م البته میدانیم این ها بیشتر وزن عروض اند تا شعر مانند بعضی از ترانه اینجا با تشکر خواستین بازهم میتونیم ادامه بدین این مباحث رو بهترین ها رو براتون ارزومندم
      • ممنونم از صبرو حوصله شما براي راهنمائيا؛ولي من اعتقادم با شما يكي نيست :-) چراكه وقتي نيما با سپيد اومد و تا حدودي وزن و قافيه را كنار گذاشت البته تا حدودي؛؛ اونطرف تر شهرياري بود كه با تمام ظرافت و زیبايي غزل ميسرود و هر دو اسطوره شدند؛ پس قافيه و عروض را مانعی بر پیشرفت احساس يا محتوا در ترانه نمیبينم @};- البته بااين اوضاع بزودي هم امكانش هست كه ترانه ها سپيدشن :-) سپاس
      • سلام مجید جان ومعذرت از علیرضا که تو این صفحه بحث میکنیم فکر کنم صفحه پر خیرو برکتی بود نیما ابتدا وزن عروضی شکست وگامی به جلو برداشت وبعد شعر سپید قافیه وردیف و برداشت نظر شما محترم اما وقتی قافیه ووزن شکست بدین معنی نبود که شعر کلاسیک نابود شد نه ما هنوز از کلاسیک حافظ می خونیم ولذت میبریم بله در کنا نیما شهریار هم بود وباید هم باشه چون هرکسی سبک شعری خودش دوست داره البته خیلی از دوستان معاصر مانند استاد حسین منزوی استاد بهمنی دکتر شفیعی کدکنی دکتر قیصر امین پور با رجوع به مضامین نو کلمات تازه سعی در حفظ شعر کلاسیک داشتند که تا حدودی هم موفق بودنند حتی من در سبک های شعر هم خیلی بحث دارم ومعتقدم این سبک های ترانه باید از این دست فراتر بره وشاخه های عرفانی در ترانه اندیشه درترانه و..... نیز کم کم جا بیافته هرچند که تصویر هایی که از ترانه در حال حاضر ساختیم به ما اجازه نمی ده اما این قوانین هم بدست بشر نوشته شده ومیتوانه تغییر پیداکنه اصلن حرف اینه که هرچیز باعث محدود شدن اندیشه بشه محکوم به شکست حالا میخواد ردیف باشه وزن باشه دیکتاتوری باشه وتمام میکنم با این شعر زیبا ولی بنظمان ساده از مولانای عزیز حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو واندر دل انش درآ پروانه شو پروانه شو دوستدار شما
      • خليفه گرامی حرف من هم اينه كه اگر شاعر يا ترانه سرا قرار باشه نتونه انديشه خودشو روي اصول پياده كنه ؛پس بره رمان بنويسه؛سپيد بنويسه؛چه اصراري هست به سرودن ترانه!! چه اجباري هست براي برداشتن عروض و قافيه! ايراد از اصول هستش يا شاعر؟ ظاهرا بحث ما نتيجه نداره :-)
  • سلام جالبه ! ! ! اون همه اتفاق که ازش دم میزنید کو ؟ کجاس؟ چرا جایی در ترانه ی خودتون نداره ! اون همه لالایی به ترانه ههای دوستان ...!!! چرا ترانه ی خودتون خوابش نبرده !!! ;)) ;)) @};- ظاهرا هنوز در فکر اون همه اتفاقید... شما عادت دارید که از کاه کوه بسازید؟؟؟ شما که آنقدر نقد تند را دوس دارید و پای همه ی ترانه ها این زحمت را به خود میدهید چرا از نقدهای ملایم دیگران به سطوح می آیید؟!!! ترانه هم همیشه بی ایراد نیست و چرا انتظار دارید همه با گل و شیرینی و به به و چه چه به پیشواز کار شما بیایند؟؟ چرا عادت دارین میان کامنت هایتان به دیگران موضوعات پیش پا افتاده دیگر را مطرح کنید ، و انگشت اشاره خودتان را به سمت دوستان بگیرید و بقییه را متهم کنید ؟!!! " ( بنده دوست ندارم اینجا نه فراتر از جایگاهم حرف بزنم نه خودم و کوچیکتر کنم تا همه بگن به به چقدر آدم متواضعیه چون به نظرم همه ما جایگاه خودمون و می دونیم!مثل خیلی ها هم نیستم از اسم دیگران و کسایی که باهاشون در ارتباطم خودم بزرگ وجلوه بدم مثلا بگم کارای من و قبل از ارائه :فلان استاد می خونه فلان استاد ادیت میکنه فلان….) "آیا منظورتان من نیست!!! شما به من اشاره کردین و من به شما کاری نداشتم و سکوت کرده بودم ولی مثه اینکه شما دنبال دردسر می گردید نه ترانه و نقد و ادب و هنر ....!!!! چرا انقدر خودتان را اذیت میکنید ؟؟؟ و چرا انقدر آ سان سایرین و فضای سایت را به چالش میکشید و متهم به نا آگاهی میکنید؟؟؟ و شما که نقدهای تند میکنید نباید از نقد دیگران دلخور باشید!!! من نمیخواستم برا ی ترانه های شما نقد بزارم چون میدونم منم مثه بقییه متحم به داشتن خصومت و نا آگاهی و....میکنید ولی متاسفانه باید بگم من هم با مجید شمس و اعظم اکبری موافقم کاش کمی مهربان تر با نقد ها برخورد کنید و کاش .... هدف همه ی ما این چالش ها و کوچک کردن ها و تحقیر ها....نیست !!!، هدف ما آفرینش ترانه ، نقد سازنده و پیشرفت آینده ترانه است پس چرا تبر برداشته ایم و به ریشه ی خودمان می زنیم !!!!! نزارید شعرها روی دست شاعران بمیرند ....کمی انصاف داشته باشید @};- . خدا نگهدار...
    • سلام بر زهره عزیزم! خوشحالم که توو ترانه هام می بینمت! خوبه که سر زدی من همه اینا رو به فال نیک میگیرم! زهره جان نه تو من و میشناسی نه من تو رو!پس دشمنی و خصومت به نظرم اصلا معنایی نداره!تووی پستای تو هم یادت باشه من فقط یه نظر ساده دادم و تو محکومم کردی به دشمنی و عدوات به نظرت این انصاف بود؟ :-) بعدش هم که متقابلا هم من از کوره در رفتم هم شما!و مسائلی مطرح شد که به نظرم در شان هیچکدوم از ما نبود!ومن هم عذر خواهی کردم از خدمتت !و انتظار داشتم به عنوان یه بزرگتر دیگه ادامه ندی !که متاسفانه باز هم توو پستات دامن زدی به مسائل و یه عده دوست هم اومدن و کلی بد و بیراه بهم گفتن و تو هم حمایتشون کردی!بازهم من حرفی نزدم و توو پست خودکشی ات که پاکش کردی اومدم ازت دوباره عذر خواستم که بازم کم لطفی کردی! تووی پست اخرت هم باز تمام مسائل و کنار گذاشتم و نظرمو درمورد کارات با کمال ادب و احترام نوشتم !که باز توو همون پست هم کم لطفی هات شامل حال من شد!و باز من سکوت کردم و نخواستم خدایی ناکرده باز اشتباهات قبلی رو تکرار کنم! خب الان هم که دختر خوب !اومدی حرفای من و در مورد نظر دیگران و به خودت منسوب کردی!در حالی که به هیچ وجه منظور من شما نبود کلا قشری رو گفتم که بارها توو این سایت دیدم که با اوردن یه عده اسم می خوان ترانه هاشون و توجیه کنن! خب عزیزم فکر نکنم به جز تو کسی از نقدای من ناراحت شده باشه این و از خودم نمیگم بلکه از لطف دوستانی که دعوتم می کنن برای خوندن و نقد کردنشون که تعدادشونم کم نیست میگم! زهره عزیزم! می تونی با چندبار چرخیدن توو سایت و خوندن نظرات من و لطف مقابل دوستان به این نتیجه برسی که کسی باهام مشکلی نداره! مجید شمس عزیزم هم !برادر بزرگ منه!دوست عزیز منه! که فقط یه سری اختلاف سلیقه باهم داریم !که به نظرم طبیعیه! خانوم اکبری هم از شاعرای توانمدی هستن که حداقل توو زمینه شعر کلاسیک سابقه طولانی دارن و نظرشون برام ارزشمنده! اما در مورد کار خودم بگم که خب نظر شما این بود که این کار هیچی نداشت!خب ولی این فقط نظر زهره راد بزرگوار بود!فکر نکنم دوستان دیگه با من تعارف داشته باشن بلکه برعکس خیلی ها دوستان دارن نقدم کنن! درمورد مسئله من با مجید هم نسبت به وزن توضیحات توو پست های قبلی و این پست هم ارائه شد! مطمئنا ترانه من از نظر وزنی مشکلی نداشت!ولی گاهی اختیارات و وزن ترانه طوری بود که دوستان و دچار این سوتفاهم کرد که شاید ایراداتی باشه! اما مسئله اصلی که می خوام بگم و در جواب مجید عزیزم نسبت به حسین خلیفه عزیزم مطرحش کردم اینکه! قرار نیست همیشه یه منتقد همه حرفایی رو که یمزنه بتونه خودش عمل کنه!در ضمن منتقد و شاعر باهم فرق دارن چه بسا یه شاعر منتقد خوبی نباشه و شاید هم بالعکس یه منتقد شاعر خوبی نباشه! ولی منتقد همیشه ایده آل ها رو در نظر میگیره و بنا به بهترین ها نظر میده! من هم سعی می کنم نسبت به ایده آل ها نظر بدم!و خوشحالم که دوستانی هستن که از در کنارشون بودن به خودم می بالم !به خاطر این فهم عمیق!و اینکه دغدغه هامو درک کردن! زهره راد عزیزم!خواهر بزرگ من! بار دیگه ازت نسبت به مسائل پیش اومده عذر میخوام !و امیدوارم ببخشیم! الانم واقعا خوشحالم که دارم توو ترانه هام می بینمت!و حتما ترانه هاتو دنبال خواهم کرد!و اگرم موردی به نظرم بیاد خواهم گفت! به هرحال امیدوارم این کامنت ها بتونه سوتفاهم های به وجود آمده رو حل کنه! مرسی که سر زدی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- :-x و توو این پست هم ارائه شئ
      • جناب الیاسی هرچند که بحث با شما بی فایدست چون فقط سر حرف خودتون هستید اما شما بودید که شروع کردیید کارم مثل اتل متله و این که من کامنتای اقای خلیفه رو پاک کنم بازم میگم به شما مرتبط نیست چون این مساله بین ماتموم شد اگه لازم بود شک نکن کامنتهای خودتم پاک میکردم چون در جواب به خلیفه تندروی داشتم و ایشون هم همینطور که اصلا وجه ی خوبی نداشت رو پیج باشه در ضمن خانم راد به هیچ وجه از من نخواست تو اون مشاجره شرکت کنم حتی من بهش گفتم در برابر شما اروم باشه میتونید برید کامنتمو بخونید بعدشم این نکاتی که اشاره کردید کاملا خصوصی و شخصیه مشکل ما از زمانی شروع شد که خانمای اکادمی رو مخاطب قرار دادید و با جبهه گیری اومدید سراغ نوشته من باید اینو هم بهتون بگم که اون بند که بش اشاره کردید مثل اتل متله ومنو متهم کردید که از ترانه چیزی نمیدونم دقیقا اون بند گفته اقای شمس بود که باید بدونی تو ترانه نوشتن حرف نداره بنده به هیچ عنوان با شما مشکلی ندارم جواب کامنتها رو هم در کمال احترام دادم فقط هدفم این بود که به رفتارتون فکر کنید و بیشتر از این وجهه ی خودتونو تو اکادمی زیر سوال نبرید و باعث رنجش خاطر امثال من نشید جناب الیاسی من خودم از شما دعوت کردم منو نقد کنید چون تنها کسی که تو اکادمی ارکان رو میشناخت شما بودید بقیه با ضرباهنگ و شمارش انگشت کار میکنن که اصولو نمیشناسن اما زمانی که جبهه گرفتید مسلم بود که من ساکت نمیشینم در ضمن ترانتون هم به چیزی که ارزششو نداشته باشه تشبیه نکردم فقط یه تلنگر زدم که بهم ریختی اینم شد نتیجش نمی دونم شما از من بزرگتر هستید یا نه اما به رسم ادب همین جا بحث رو تموم میکنم سخته اغرار کنید که اشتباه کردید اما همین که پذیرفتید برام کافیه امید که بتونیم از این کانال به عنوان یک کانال برا پیشرفت استفاده کنیم با احترام @};- @};- @};-
      • جناب لیاسی تیک خصوصی رو یادم رفت بزنم لطفا کامنت فوق رو بعد از این که دیدید پاک کنید
  • سلام دوست عزیز یکی از ویژگی های ترانه هات که من شخصا خیلی دوست دارم ، بازی با واژه هاست به طور مثال تووی این ترانه : بسته ی( قرصای آرامش بخش ) درمون دردای بی حسابمه تو دلت (قرصِ )که خوابیدی ولی خواب من بسته به قرصِ خوابمه یا بند ( سخته از رابطتون بو نبرم / بگم اینکه پیرهنت بو نمی ده ... ) خیلی خوب از بو بردن کار کشیدی . دوست خوبم ترانه ت زیبا بود ولی من احساس کردم هنوز کار ادامه داره ( بند آخر ضربه ی نهایی رو نزد ) . موفق و پیروز باشی @};- @};- @};-
  • سلام علیرضا جان من اصولن قبل از نقد کردنم نقد های دیگران رو نمی خونم اما چون از قبل میدونستم این ترانه تون بخاطر نقد های تندتون چالشی خواهد بود تمام نقد ها رو خوندم فعلاتن فعلاتن فعلن که وزن روان وزیبایی در شعر کلاسیک است که از اختیار شاعر است که هجای کوتاه اولو به بلند تبدیل کنه مثل فعلاتن به فاعلاتن ودر اخر دو هجای کوتاهو یکی باند بگیره مثل فعلن با دوهجای کوتاه ویک بلند به فعلن با دو هجای بلند مثل دل من با دو هجای کوتاه یکی بلند ویا دل رفت با دو هجای بلند البته میدانم به تمام نکاتی که گفتم اشراف کاملی داری وگاهی این مشکلات برای خودم هم بوجود میاد اما این مصرع داری با من عشق بازی می کنی با 4 هجای بلند شروع کردین وزن شعرتون از فعلاتن (فاعلاتن ) فعلاتن فعلن به مستفعل فاعلاتن مستفعلن تغییر پیدا کرده است که از ریتم اصلی شعر خارج گشته است نمونه دیگه دردای من و تو با هم یکی نیس وزن شعر مستفعل فاعلاتن مفاعیل میرسیم البته میدانم که تمام موارد را میدانی اما ناخواسته در این وزن گیر افتادی بدون انکه خودت بذانی که شاید من هم گاهی در این ورطه افتاده ام اما با نظر اقای شمس در مورد هجای موافق نیستم وفکر میکنم کمی از نا اگاهی گفتند چون میتوان در شعر هجا بیشتر باشند یا کمتر همین میتونه هجا به 10 هجا برسه وگاه به 12میرسه اما دوستان چون با موسیقی کار میکنند ریتمها رو اهنگ میخونند وزنه بطور حسی در می یابند اما اینکه بخواهیم به خاطر اشکلات وزنی شعر بدین زیبایی نابود کنیم فکر کنم نا بخردانه است اما اتفاقات خوب تصویرهات حرف نداشت قافیه خوب منفجر می کردین عطر بو ی مردونه واین تصاویر زیبا بود اما با قافیه خاموش وفراموش بعلت کهنه بودن وتصویر تکراری نپسندیدم گریه هام میبرم تو حموم شاید به اندازه خیلی از ترانه های اینجا می ارزید وفقط همین یک بیت تا اخرش نشانه دهنده زیبایی ترانه اتان بود می پسندم زیاد این نقد من از روی صداقت بود نه نقد هایی که اینجا رایج است امیدوارم جسارت منو ببخشین @};- @};- @};-
    • حسین خلیفه ی عزیزم! مرسی بابت تک تک نظرات ! من از مجید عزیز دلگیر نیستم چون ایشون و نماینده قشری می دونم که از نقدای من دلگیرن ! مجید شمس عزیزم(که بی اغراق برام عزیزه و دوسش دارم هم به خاطر شخصیت و هم به خاطر ادبش) دقیقا در هر سه ترانه ام ایراداتی رو وارد کردن که نه تنها بنده بلکه خیلی از دوستان بهشون پاسخ دادن! حسین خلیفه ی من! تو هم مثل من بارها به خاطر نقد هات نه تنها از سمت اعضا بلکه از سمت مدیریت هم مورد بی مهری قرار گرفتی(خودم شاهدم که چه طوری دوستان نظراتتو از زیر شعراشون پاک می کردن خودت شاهدی که عده ای من و به عدوات و دشمنی متهم می کردن و عده ای هم به حمایت از ایشون توهین های مختلفی رو نثار بنده می کردن)!ولی این ها دلیل نمیشه که از این مسئولیتمون چشم بپوشیم! به نظرم توو این سایت با همه این بی مهری ها هنوز استعدادهایی وجود دارن که یه روز تک تک ما افتخار می کنیم که در کنارشون ترانه می نوشتیم! حسین عزیزم! تووی کتاب تاریخ شعر معاصر استاد شفیعی کدکنی ایشون دقیقا توو بخش مقدمه به نکته ای اشاره کردن که قابل توجه اینکه آدمایی که بیش از اندازه هم شکسته نفسی میکنن آدمای خود پسندی هستن!بنده دوست ندارم اینجا نه فراتر از جایگاهم حرف بزنم نه خودم و کوچیکتر کنم (تا همه بگن به به چقدر آدم متواضعیه)چون به نظرم همه ما جایگاه خودمون و می دونیم!مثل خیلی ها هم نیستم از اسم دیگران و کسایی که باهاشون در ارتباطم خودم بزرگ وجلوه بدم(مثلا بگم کارای من و قبل از ارائه :فلان استاد می خونه فلان استاد ادیت میکنه فلان....) روزی که وارد این ادبیات شدم تمام زندگی ام و پاش گذاشتم مثل خیلی ها بهشت تفریحی نگاه نکردم الان هم تو آستانه بیست سالگی دوست دارم به اتفاقات بزرگتری فکر کنم!اگرم به رغم اینهمه بی مهری ها هنوز هم توو این سایت هستم فقط به خاطر برخی از دوستانه که میدونم آینده های ادبیات ما هستن به شرطی که دریابیمشون! به هرحال حسین من! شاید این ها فقط ذره ای از رنج نامه مردی باشه!مثل درخت یک تنه زندگی کرد حتی درمیان جنگل! . باز هم ممنونم از تمامی وقتی که برام و تک تک دوستان میذاری!و از همینجا دستای مهربونت و می بوسم! @};- :-x :-)
    • حسین خلیفه عزیز ما در مورد ترانه بحث داشتیم نه شعر :-) علیرضا هم نمیدونم چرا فک میکنه من نماینده دیگرانم :"> نه داداشم مجید بیچاره فقط داره یاد میگیره :"> من شخصا با اختیارات کنار نمیام و نگفتم ترانه علیرضا بد بود و خیلی هم خوب بود اما اختیارات در ترانه مُد شده :-S حسین خلیفه گرامی یک وقت میبینیم که شاعر یا ترانه سرا 12 بیت مینویسه و یک بیتش یا دوبیتش اختیارات میشه و تازه اون هم کم اتفاق میوفته اما نه اینکه 12 بیت مثلا بنویسیم و چند بیتمون اختیارات نباشه 8-> در ضمن من احساس میکنم شما در ضمینه سپید و غزل باید تونا باشید و در ترانه اردک که از شما خوندم متوجه شدم در ابتدای این راهید پس آگاهی هاتون رو در ترانه صرف کنید که بنده نا آگاه نتونم خرده به کارتون بگیرم و من هم فدای علیرضام و عاشق نقدای بی پرواشم که دقیقترین نکات را در ترانه میبینه :-x به هر حال هر دو برای من عزیز هستین و من بی تعارف میگم که نقدهای شما رو خیلی دوس دارم =D> دیگه مزاحم نمیشم توی این صفحه و علیرضا جان از صمیم قلبم معذرت میخوام و تشکر میکنم از روحیه خوبت :-x
      • سلام مجید عزیزم! من هم ازت معذرت میخوام اگه میزبان خوبی توو صفحه ام نبودم! در مورد نقدی که به حسین عزیزم وارد کردی باز هم باهات موافق نیستم!شاید حسین عزیز ترانه سرای خوبی نباشه یا حتی شاعر خوبی هم نباشه!ولی می تونه توو حیطه نقد صاحب نظر باشه!از این افراد هم توو حوزه نقد به وفور داشتیم!که یکیش رضا براهنی بزرگ که توو زمینه شعر آدم صاحب نظریه با اینکه توو شعرش اونقدر موفق نبوده! همیشه قرار نیست یه نقاد شاعر خوبی هم باشه اصلا این ها دوتا طیف جدا از همن که به نظرم خیلی بی مهریه اگه باهم تداخلش بدیم !دقیقا توو ی حرفای ابتدایی ام هم گفتم مجید جان!دوست دارم در مورد فرق صاحب اثر با منتقد بیشتر مطالعه کنی!(البته از اونجایی که من و متهم کردی که اون مسائلی رو که به عنوان منتقد از دیرگان انتظار دارم توو شعرای خودم نیست)من هم قبول دارم!ولی منتقد عموما در مورد ایده آل ها حرف میزنه!در مورد قله ها!که شاید حتی خودش توو اثرش نتونه بهشون دست پیدا کنه! به هرحال به نظرم کم لطفی اگه زحمات حسین عزیزم و نادیده بگیریم! همه ما در کنار هم چه به عنوان منتقد چه به عنوانن صاحب اثر حرکت کنیم!و به این ایده ال ا دست پیدا کنیم! هردوتون و دوست دارم مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی @};- @};- @};- @};- :-x :-x :-x :-x :-x
  • سلام من که از فلسفه ی شعر چیزی نمیدونم و فقط میام تا از ترانه لذت ببرم،که بردم اما ای کاش جواب اصولی به ایراداتی مجید شمس گرفته بود میدادید تا من هم یاد بگیرم ممنون @};- :-x
  • زیبا بودتصویر سازی کارو دوست داشتم
  • عالي بود....فقط مي تونم اينو بگم!
  • به به..امروز چه ترانه هایی میخونم... 8-> 8-> 8-> یه کم احساس کردم متاثر از یه ترانه یی بوده که گوش کردی و نوشتی... بیت اخر غوغا بود...ولی خودمونیم چه گذشتی.. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- . هزار بار لایکک....
    • مرسی خانوم آقایی! کاش به اون ترانه هم اشاره می کردین که خوندن کارم توو ذهنتون تداعی اش کرد! ولی اینهمه هم تعریف نداشت !هنوز در ابتدای راهیم! بازم مرسی از لطفتون @};- @};- @};- @};-
  • با وزن ارتباط برقرار نکردم....
  • دردای من و تو با هم یکی نیس(11 هجا) جنس دردم از یه درد دیگه اس(10 هجا) داری با من عشق بازی می کنی(10 هجا) امّا عشق تو یه مرد دیگه اس(10 هجا) بسته ی قرصای آرامش بخش(((9 هجا))) درمونه دردای بی حسابمه(11 هجا) خب برای تو که مینویسی و با زمزمه هم مینویسی شاید راحت تره :-) خب اختیارات که زیاد باشن کمی هم به چهار چوب لطمه میخوره علیرضای گلم @};- @};- @};-
    • مجید عزیزم! بر نا آگاهی اصرار ورزیدن یعنی نا آگاهی مرکب! موفق باشی @};-
      • کاش به من هم یاد بدی تا این همه ناآگاه نباشم :-) وقتی این همه آگاهیت رو داخل ترانه هات پیدا نمیکنم حس میکنم همیشه بیل زن خوبی برای باغچه های دیگرانی 8-> به هر حال من دوس دارمت و هربار ترانه میزارم منتظر نقدای صریح ازدوستانم و بخصوص نقدای قشنگ و آگاهانت :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • مجید عزیزم! آدمایی که خودشون و به نا آگاهی بزنن و نمیشه آگاه کرد گلم! در ضمن آگاهی اتم نسبت به فرق منتقد با صاحب اثر بالا ببر عزیزم!به هرحال سواد چیز خوبیه! امیدوارم با دوستان بهتون خوش بگذره !مطمئنا لطفشون شاملت میشه آقای وکیل! در ضمن این روزها حس میکنم کارهای مهمتری دارم تا بیل زدن باغچه ای که چیزی تووش پیدا نمیشه ! عزیزم مواظب خودت باش!توو سایت خیلی ها بهت احتیاج دارن! :-x @};- @};- @};- @};- @};-
      • براي كسي كه همه چيو هيچي ببينه و هيچي را همه چي ؛ باغچه ديگرون هيچي نداره و باغچه خودش همه چي :-) فردا ميرم نهضت سواد آموزي انشالا ثبت نام ميكنم و با سواد ميشم و دوستان هم دوستم دارن و كمكم ميكنن 8-> دوستت دارم :-x
      • مجید عزیزم همزبان دوست داشتنی من! به هرحال خودتو اینهمه اذیت نکن گلم! سعی تو بکن!مهم تلاشه!که خوشبختانه تو داری!(نهضت هم می تونه کمک ات کنه) شاید در مقابل خیلی ها هیچی نداشته باشم ولی در مقابل خیلی های دیگه همه چی دارم!خوشبختانه دوستانی که دغدغه هامو درک کردن با من نوعی مشکلی نداشتن تا حالا من هم سعی کردم به اندازه سوادم در خدمتشون باشم!(بقیه هم که مشکل داشتن خب برن مشکلشون و حل کن از طریق دکتر و...) به هر حال هنوز معتقدم که اصرار بر نا آگاهی(جهل) یعنی ناآگاهی(جهل) مرکب! در ضمن بهتره هرکسی از حق خودش دفاع کنه توو این سایت!فکر نکنم کسی نیاز به وکیل (هرچند وکالت برازنده اته)داشته باشه!اگه دوستان اعتراضی داشتن مطمئنا در جریانم میذارن عزیزم! تک تک شیطنت هاتو دوست دارم ترک پارسی گوی من :-x موفق باشی مجیدم @};- @};- بوس :-x بغل
      • ايشالا؛ مواظب خودت باش مرد اتفاقات و اختيارات :-)
      • سلام من جواب اقا مجیدو اشکالاتشون رو از شعر دادم همچنین نقدی به شعر علیرضای عزیز زدم ارامشتون حفظ کنین وکلامی منعقد نکنین که ..........
      • مجید منننننننننننننن! :-x تو هم مرسی که وقت گذاشتی برام! :-x :-x :-x باش توو سایت که حضورت دلگرمیه! عزیزمممممممممممممممممممممممممممممممم :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام جناب الیاسی ترانه ی دلنشینی ازتون خوندم...بسیار زیبا بود... با آرزوی بهترین ها @};- @};- @};-
  • سلام کار خوبی رو ازتون خوندم "سخته از رابطه اتون بو نبرم" توی بندهای قبلی مشخص شده که از این رایطه بو برده شده از نظر منطقی باید اینجا "به رو آوردن باشه " نمیدونم تونستم منظورم رو منتقل کنم یا نه "نمیشه بود و نبودت باشم /نمیشه کسی رو نابود کنم" این دو پاره به نظرم ضعیفتر اومد نسبت به دو پاره ی "باید این روزا فقط با یادت /همه ی سیگارامو دود کنم" نظر شخصیه "دل من پیشته هر جا که باشی پیش اون، من و فراموش نکن اگه دوس داری باهاش باشی باش! فقط اون گوشیتو خاموش نکن نمی خوام اینکه جوابمو بدی نمیخوام از تو سوالی بکنم" نسبت به باقی کار ضعیفتر بود اما در کل کارت قابل احترامه موفق باشی @};-
    • سلام هادی عزیز! قبل از هرچیزی باید از وقتی که برام گذاشتی تشکر کنم درباره سخته هم فکر کنم همون سخته باعث بشه که از نظر منطقی هم دچار ایراد نشه!اینکه من از یه چیزایی بو بردم و به طرفم می گم با وجود این قرایئن و علی الخصوص بوی مردونه پیرهنت سخته از رابطه ات بو نبرم! در باره بقیه حرفاتم حس میکنم سلیقه ای ان !. خب درنهایت قابل احترامن مرسی گلم @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام. زیبا بود. از به کار بردن بعضی کلمه ها مثل جعبه آرایش و عطر مردونه و ... خوشم اومد. @};-
  • آفرررررررررررین علیرضا جان علیرضاهای دور و بر ما که کلا پی دردسر میگردن ;)) ترانه ت عالی بود یه وزنی استفاده کن که ما بی سوادا هم بتونیم بخونیمش آخه ;)) ;)) گذشته از شوخی کارت عالی بود و وزنشم هیچ ایرادی نداشت همونطور که عزیز تائید کرد =D> =D> :-x :-x :-) :-) @};-
  • علیرضا جان ببین داداشم چون شما میری ترانه های دیگرون رو نقد میکنی بقیه هم میان و سعی میکنم یه چیزی پیدا کنن تا یجورایی تلافی کنن زیاد خودتو ناراحت نکن کاملا طبیعیه گذر زمان همه چیز رو درست میکنه ببخشید دخالت کردم نظر خصوصی هست جوابی هم داشتی خصوصی بدی ممنون میشم
    • حامد عزیزم مرسی! نه بابا ناراحتی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مهم نیست ! منم اگه حرفی میزنم به خاطر اینکه آگاهی یه عده بالا بیشتر شه! به قول تو از این مسائل پیش میاد! مرسی داداش @};- @};- @};-
  • سلام ترانه ی خوب و میزونی بود بی صبرانه منتظر تهانه های بعدیت هستم
  • دوستان وزن کار از اول تا آخر کار درست رعایت شده ... شاید به خاطر جدید بودن وزن ارتباط برقرار نشده . درست همونطوری که باخوندن غزلهای «سیمین بهبهانی» دچار این مشکل میشین... به هرحال ما عادت کردیم 90% ترانه هامون توو وزن : مفاعیلن مفاعیلن ... باشه. راجع به تصویر سازی هم واقعا تصویرای خوبی داشت ( خیلی کلیه چون حوصله ی جز شدن ندارم)
    • عزیز عزیزم! مرسی!منم همینا رو میگم ولی دوستان... به هر حال همینکه تو تاییدکنی کافیه @};- @};-
    • سلام جناب عباسی فرمایشتون درصورتی صحیح هست که این وزن تو قالب غزل یا غزل مثنوی یا غزل ترانه پیاده بشه نه ترانه این وزن با وجود اختب=یار شاعری اول مناسب ترانه نیست اگه احتیاج باشه من جدول ارکان و استفاده رکن رو براتون متذکر میشم من کار خودتو میپسندم جناب عزیزی چون غزل ترانه هستش در ضمن خانم بهبانی بنیانگذار غزل روائی است که با سبک جناب الیاسی کاملا متفاوته در غزل روائی این سبک خیلی عالی جواب میده امید که جسارتمو ببخشید با نهایت احترام و تواضع @};- @};-
      • خانوم اکبری عزیز! در مورد جناب عباسی باید بگم که ایشون در حدی توو ترانه دارای اسم هستن که نیاز نباشه امثال ما درباره ترانه و حتی نقدشون حرف بزنیم! از اونجایی که اسم عزیز عباسی رو بارها با نهایت تعریف و تمجید از دهان اساتید بزرگی :چون یغما گلرویی ، افشین یداللهی،محمد علی بهمنی ؛ عبدالجبار کاکایی ؛سید مهدی موسوی و بسیاری از ترانه سرایان و شاعران بزرگ شنیدم و الان هم افتخار میکنم که ایشون در کمال تواضع اومدن و نظر برای ترانه من نوشتن! مطمئن باشین جناب عباسی عزیز!توو وزن ترانه اونقدر مهارت دارن که نیازی نباشه شما ارکان و براشون یادآوری کنید! در ضمن حرفی که جناب عباسی عزیز نسبت به سیمین بهبهانی زدند این بود که تووی غزل های بهبهانی هم وزن های جدید باعث میشه که تووی خوانش برخی از غزلاشون دچار مشکل باشیم! درباره حرفتون نسبت به قالب هم متوجه نشدم منظورتون چیه!این ترانه در هر قالبی نوشته میشد وزنش مهم نبود!متوجه نمیشم وقتی میگن اگه غزل ترانه بود یا غزل مثنوی درست میشد؟ وقتی قالب اصلی ترانه چهارپاره است چه اصراریه که قالب و به هم بزنیم؟ به هرحال به نظرم اصرار بر برخی از مسائل که خودمون هم اطلاع کافی ازش نداریم اصلا جالب نیست! باز هم می گم شما به عنوان یه شاعر کلاسیک سرا تجربه های خوبی دارین ولی باید قبول کنین که تووی امر ترانه هنوز باید مشقت ها تحمل کنین! با نهایت احترام و تواضع @};- @};- @};- @};- @};-
      • جناب الیاسی هیچ کدوم از ما با تعریف و تمجید به جائی نمیرسیم و این که کی بهتره مخاطب تعین میکنه نه من و شما در ضمن دکترها و دانشمندهائی داریم که از درک و شعور قابل تاملی برخوردارند در ضمینه ادبیات اما ....نمیتونن ترانه شعر رو حس کنند پس این اساتیدی که مرتب نام میبرید ملاک نیستند ملاک مخاطب و عامه هستند اگه ما ترانه ای بسیار غنی بنویسیم که فقط افرادی که تحصیلات عالیه دارن متوجه شن این وجه تمایز نیست و جامعه ادبی اینو به عنوان یک پوئن منفی قلمدا میکنه با احترام و تواضع @};- @};- @};- @};-
      • سلام خانوم اکبری اولا این افراد به جایی رسیدن و نیاز به تعریف و تمجید ما و شما ندارن! دوما درک مخاطب در اون حدی است که کار خوب و بد و تشخیص بده ! سوما بهتره درمورد ترانه به خیلی از مسائل توجه کنید شمایی که هنوز زبانتون توو ترانه ایراد داره !و در مورد کار اخرتونم نوشتم که وزن ترانه اتون کودک بود!(هرچند خصوصی ولی فکر کنم اذیتتون کرده) باز هم میگم این ترانه ایراد وزنی نداره و کم وزیاد شدن هجا ها تو ترانه امر طبیعیه که فکر کنم شماز وجودش نا آگاهین! در ضمن بنده از هیچ اسمی برای بزرگ شدن استفاده نکردم این عادت بیشتر شامل افرادی میشه که از آبروی اساتیدی مثل بهمنی ... برای ترانه هاتون مایه می ذارن(درگیری اتون با جناب خلیفه و حذف نظرات ایشون از زیر ترانه هاتون و نام بردن از اساتیدی که ...) به خاطر شعور عموم هم اثر هنری و رو در حدی نباید ذلیل کرد که...(فرق ترانه کودک با بزرگسال مشخص نشه)(البته ترانه من مخاطب عام و خاص و به خودش جذب کرده خدا رو شکر) به نظرم باز هم مطالعاتتون و در ضمینه ترانه بالا ببرین!و از اقدامات حاشیه ای جدا خودداری بفرمایید!(مطالعه چیز خوبیه)! در ضمن نظرات مخالف و زیر ترانه هاتون حذف نکنین لطفا تا ماهم به نظراتتون احترام بذاریم مرسی با نهایت احترام و تواضع @};- @};- @};- @};-
      • اقا ای الیاسی نظراتتون تمام و کمال تو پیجم هست هست که البته این تواضع و لطف شما رو میرسونه حتی اخریش که به خاطر ذی نفع بودن خودتون خصوصی گذاشتید شما وقتی به زن بودن و موقعیت خانم راد و تمام خانمای اکادمی توهین کردید کاملا شناخته شدید و از شما انتظار کمک و همراهی نداریم چون شما هیچ منطق و استدلالی رو نمیپذیرید و فقط استدلال و سفسطه غلط خودتون رو قبول دارید این بحث رو به خاطر جو اکادمی تموم میکنم امید که شماهم منطقتون قبول کنه دست از برخورد تندتون نسبت به اعضاء اکادمی بردارید
      • زنی که صاعقه وار آنک ردای شعله به تن دارد فرو نیامده خود پیداست که قصد خرمن من دارد... سلام بر خانوم اکبری عزیز! قبل از همه چیز این و باید بگم که نظراتی که درباره حذف شدنشون حرف زدم نظرات خودم نبود نظرات جناب حسین خلیفه بود که توو همون پستی که خودتون از من تقاضا کردین که بیام و نظرمو درمورد شعرتون بدم شما با ایشون دچار مشکل شدین و از آقای بهمنی هم کلی مایه گذاشتین در مورد مشکلم با خانوم راد بنده بعد از اون رفتار بارها از ایشون عذرخواهی کردم هم توو این پست هم توو پست خودشون ولی هربار به فحاشی هاشون ادمه دادن و دوستان دیگری هم من جمله شما به حمایت از فحاشی هاشون تمام گناه ها رو بر گدن من انداختن!(در حالی که اگه هنوز وجدان بیداری باشه متوجه میشه که مشکل ما کامنتی شروع شد که خانوم راد بنده رو به عنوان ادم کینه توز و معاند و دشمن معرفی کردن و بنده هم دفاع کردم از خودم) در ضمن اصلا خوب نیتس که شما به عنوان فقط یک نفر خودتون و کل زن های سایت بدونین!در حالی که اگه یه کم به نظرات توجه کنید می بینین دوستان عزیز هنوز هم لطف دارن (چه مرد چه زن)با تمام تبلیغ های منفی از جانب خانوم راد و سینه چاکان ایشان! البته بنده مثل شما کامنت های خصوصی امو و گروهی نگاه نمی کنم و ترانه هامو گروهی نمی نویسم اما اگه به کامنت های خصوصی من نگاه کنین از تمام اعضا مورد لطف واقع شدم و خیلی ها نقدهای من و با تمام تندی اش دنبال می کنن و دوستم دارن! در ضمن بنده به هیچ خانومی توهین نکردم برعکس گفتم با عکس های تبلیغاتی و احساسات زنانه برای ترانه هامون مخاطب جذب نکنیم!مقام زن اونقدر برام ارزشمند هست که بهشون عشق بورزم!و به هیچ وجه دوست ندارم این اسطوره زیبایی و احساس(زن) مورد هجمه های تبلیغاتی و ابزاری قرار بگیره! مغرور از اینکه مرد شدم نیستم ولی مردی کنار چون تو زنی افتخار نیست؟ نه تنها ادبیات بلکه به نظر من کل هنر به پاس زن به وجود اومده! به هرحال مشکل من با یه خانوم نمی تونه موضع من و نسبت به مقام زن نشون بده!و بنده کماکان به تک تک خانوم های این سایت احترام میذارم به ظرطی که ادبیات و قربانی زنانگیشون نکنن و از ابزارهایی مثل (عکس،کامنت های عاشقانه و احساسی)فضای این سایت ادبی رو متشنج نکنن! پر از ظرافت و زیبایی زنی اما تو را به خاطر این چیز ها نمی خواهم . بنده کماکان کارهای دوستان و دنبال میکنم(چه مرد؟چه زن) و افتخار میکنم که خادم تک تک اعضا هستم! با کمال مهر و احترام! . زنی چنین که توویی بی شک شکوه و نقش دگر بخشد به آن تصور دیرینه که دل ز معنی زن دارد @};- :-)
      • علیرضای عزیز نمیخواستم دخالت کنم اما وزن ترانه خانم اکبری دارای بندهای کوتاه هستش و همون بندی که شما در کامنت خصوصی بهش اشاره داشتی و گفته بودی بوی شعر کلاسیک داره از من بود و من هم کلاسیک سرا نیستم و در ضمن بند کوتاه که برای خلق ترانه سخت تر هست و شما که استادی باید این رو بهتر بدونی و نمیدونم در مورد ترانه کودک من حس نکردم که کار ترانه کودک باشه و اگرم پای این کامنت اومدم بخاطر همون بند از من بود. @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام مجید عزیزم! دخالت چیه گلم ؟(شما که وکیلین) 8-> قبل از همه چیز جالبه که کامنت های خصوصی من خیلی هم خصوصی نبوده (و خوشحالم که گروهی می خونیدشون) اما مجید عزیزم درمورد بندی که گفته بودی باید بگم مهم نیست که یه شاعر کلاسیک و یا غیر کلاسیک نوشته باشه تفکر بند کلاسیک بود (کلاسیک بودن توو شعره حتی انسان های مدرن هم می تونن اثر کلاسیک خلق کنن ) مجید عزیزم قبول دارم که وزن کوتاه سخت تره کار کردن اما نه اینکه ما اثر و قربانی کنیم!مهم اینکه یه اثر خوب خلق بشه وگرنه به نظرم این ها بهانه ان! مجید عزیزم من به خانوم اکبری عزیز گفتم! وزن ترانه شما توو ترانه کودک بیشتر جواب میده نه اینکه ترانه کودکه!بلکه در مورد وزنش نظر دادم!(اتل متل توتوله/ گاو حسن چه جوره؟)(مصرف بی رویه/کار خیلی بدیه) (ما بچه ها همیشه/درسامون و می خونیم)(رسوایی در کمینه) مجید عزیزم خودت که به ترانه من می گی هیچی نداره!به نظرت یه کم کم لطفی نیست که از چنین ترانه هایی دفاع می کنی؟ برادر من !عزیز من!فدات شم هیچوقت نخواستم نسبت به تو و دیگر دوستان کم لطفی نشون بدم! اما بعد از قضیه من با خانوم راد یه عده موضع گرفتن و حتی زیر اون ترانه بهم فحاشی کردن!مجید عزیزم من بعدش هم از خانوم راد هم تو اون پست هم توو پست خودم عذرخواهی کردم(با اینکه اگه علت قضیه رو جستجو کنی متوجه میشی که مسائله متهم شدن من به عداوت و دشمنی و کینه توزی باعث بروز اون بی احترامی ها شد) اما به همه این مسائل بازهم خانوم راد ادامه دادن و یه عده هم به تبع از ایشون و اینکه من به مقام شامخ زن توهین کردم بر علیه من جبه گیری کردن و الان هم طی پیام های خصوصی و عمومی اعلام آمادگی با بنیان گذارشون(زهره راد)می کنن! به هیچ وجه دوست ندارم دچار تنش بشم با دوستان ولی شما نظر خانوم راد و توو همین پست بخون!واقعا ترانه من هیچی نداشت؟واقعا ترانه یعنی ترانه زهره راد؟مجید عزیزم ترانه من و همراه با ترانه تک تک دوستان به اساتید مختلف نشون بده(کاکایی ،یداللهی،بهمنی،گلرویی،...)هرکدوم گفتن ترانه خانوم رادو دوست دارنه جان به کفش (ترانه های چاپ شده اشون) با هر کدوم از ترانه های من حتی برابری می کنه خدا رو شاهدم میام و دست شون و می بوسم و دیگه نه تنها ترانه شعر و هم می ذارم کنار!خودتم تهرانی می تونیم باهم طی یه جلسه پیش این اساتید بریم و نظرخواهی کنیم! مجید گلم تو برام عزیزی در وهله اول به خاطر ادب و شعورت در وهله دوم به خاطر هم زبان بودنم!در وهله ی سوم باز به خاطر ادبت! دوست ندارم به هیچ وجه تو رو با این گروه توو یه سمت ببینم!و خدایی ناکرده به خاطر افراد دیگه ای دچار مشکل شیم! به هرحال مرسی از لطفت و بدون که دوست دارم @};- @};- :-) :-x
  • =D> مرسی.تازه بود.امشب اکثر کارها تازه هستند.بامهر.پهلوان @};-
  • سلام جناب الیاسی جسارتمو ببخشید اما این وزن با این که شما از اختیارات اعری هم استفاده کردید یه وزن خاصه که تو ترانه به سختی ارتباط میگیره و از ریتمیک بودن کار کم میکنه در تصویرسازی هم مخله چون باعث میشه مخاطب به نفس نفس بیفته و نتونه کامل تصویر سازی کنه دردای من و تو باهم یکی نیس اما مصرع فوق کامل بود و حرفها برا گفتن داشت با احترام @};-
    • سلام خانوم اکبری! بنده دقیقا برعکس نظرتون فکر میکنم! ولی درنهایت نظر شما هم ارزشمنده! مرسی که وقت گذاشتین برام! @};- :-)
      • سلام جناب الیاسی جسارتمو برا نقد ببخش اما دیدگاهها متفاوتند ودر نهایت نظر شاعر مهمه اما من بدون غرض برداشتمو گفتم بهتون شما با پیچ و خم شعر اشنا هستید اما تو این وزن ترانه خوب جواب نداده بیتهای اول رو باز بینی کنید متوجه میشید با احتراتم و سپاس @};-
      • خانوم اکبری عزیز! بنده فکر نکنم غرض ورزی معنا داشته باشه چون نه من شما رو میشناسم نه شما من و ! در ضمن متاسفانه شما وزن ترانه رو هم با وزن عروضی محاسبه میکنید!و این مهمترین ایرادیه که به شما وارده! بنده و بسیاری از دوستان و اساتیدی که شما اسامی اشون بیشتر به خاطر دارین !مطمئن هستیم که این تراانه از نظر وزنی صحیحه ! فقط از اونجایی که توو چنین وزنی کمتر ترانه نوشته شده شما رو به این اشتباه می اندازه که شاید ایراد وزنی وجود داشته باشه! امیدوارم مشکل حل شده باشه! @};- @};- @};-
      • اقای الیاسی ریتمیک بودن یه بحثه و ایراد در ارکان و هجا یه بحث دیگه که مطمئنا همه تمیز میدن این تفاوتها رو
  • سلام... ترانه زیبا تون خوندم... احسنت قلم توانایی دارید @};- =D> @};- =D> بدرود @};-
  • سلام علیرضای عزیز :-) خب مردی که همواره دنبال اتفاقای تازه و جذاب میگرده @};- نتونستم اتفاق تازه ای پیدا کنم واین بند رو دوس داشتم و به قول خودت اتفاق خوبی بود گریه هامو می برم تووی حموم تا که زیر دوش خالی بکنم @};- @};- @};- علیرضا جان شاید ایراد از من بود ولی تا چند بیت اول با آوا درگیر بودم و ریتم و وزن دستم نمیومد اما از این بند :: تو دلت قرصِ که خوابیدی ولی :: افتادم رو غلتک :-) نمیدونم چرا انقد اختیارات را به کار میبری و البته ایرادی درش نیست ... ترانه ت رو نسبتا دوس داشتم چون به طور سلیقه ای با دود سیگار و گوشی و عطر مردونه و این قبیل اتفاقا کنار نمیام. خسته نباشی و موفق تر از همیشه @};- @};- @};-
    • مجید شمس عزیزم . . فکر کنم کلا شما وقتی چندتا واژه رو در کنار هم می بینی!میذاری به حساب تکراری بودن تصاویر! . در ضمن فکر کنم منظور من و از اتفاق بد متوجه شدی!اتفاق یعنی اینکه حداقل کلمه ها به خاطر یه چیزی در کنار هم قرار بگیرن!شاید توو یه بند حسی تر برخود شه ولی مطمئنا توو این کار تصویری رو رها نکردم و دنبال اتفاقای شاعرانه بوذم!در ضمن نقد سلیقه ای در نهایت سلیقه ایه!اینکه علاقه ای به اتفاقات روزمره نداری فکر نکنم نقد قابل قبولی باشه! . در مورد وزنم هیچ مشکلی نداره!(به قول خودت کچلمون کردی) و خب دوست ندارم نقدای تکراری که خودتم میدونی مشکلی نداره و من هم هر دفعه پاسخ بدم ! به هرحال مرسی که سر زدی عزیزم @};-
      • علیرضای عزیزم خدائیش قبول کن چن بیت اول روون نیست و همیشه قرار نیست هجاها و یا وزن صحیح در خوانش هم تاثیر مثبت بذارن ...خب شما بارها جواب دادی و من هم میگم شما درست میگی :-) راستی به این وزن علاقه داری داداشم؟؟؟ آخه کاری قبلی هم روی این وزنن تقریبا البته کار دومت نه زیاد @};- @};- @};-
      • مجید عزیزم! به خدا متوجه نمیشم منظور از روون نبودن چیه؟ هی دارم برای خودم میخونم میگم خدایا کجای این روون نیست؟ از دست تو خودمو نکشم... درباره این وزنم بگم من هر وزنی بیاد توو ذهنم ترانه می نویسم!اینطور نیست که از قبل انتخاب کنم وزن ترانه امو! به هرحال بازم مرسی :-S @};- :-< @};-
  • آفرین ! نسبت به ترانه هایی که امروز خوندم « آفرین » داشت دوست عزیز ... =D>