ای گل بوشهری

ای گل بوشهری ، عاشق و پر مهری
تو آسمون تنها ، ساکت و توو فکری
من و نگیر نشونه ، در دل نشه بهونه
دورم ولی چه نزدیک ، راهم به سوی خونه
می دونی کس ندارم ، مهمون درد و زارم
مسافرم به هر جا ، بر ابر و غم سوارم
شیخم ببین چه زیبام ، همدرد و یار دریام
عمری سفیدی کرده ، موی تنم زِ آوام
مهدی به غم سروده ، جون به لبم رسونده
عشقش به من جفا داد ، به غیر او کی مونده
من و توی خیابون ، ول کرده توی میدون
نگفته یاوری بود ، دعوت شده به ایون
برو تو بی وفایی ، تو خوندی از جدایی
من و تو شهر غربت ، نشوندی در بلایی
از شهرت گل نمی خوام ، می دونی رنگ دریام
ساحل تو چه تنگه ، روییده غم تو اشکام

جاسم ثعلبی (حسّانی ) ۰۸/۰۳/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

687
۲۳