مسافر …

مسافر بودی و رفتی
ولی من باورت  کردم
از اونجایی که تو بودی
باید تنهایی برگردم
همه با طعنه میگفتن
که عشقت رفته دلگیری
چرا من باورت کردم
که تو دستامو میگیری
تو رو می بینمت هر روز
به هرجا چشم می دوزم
شبیه کنده ی خشکم
که تو آتیش می سوزم
دارم گر می کشم بی تو
دارم آتیش می گیرم
تو راحت رد شدی رفتی
دارم هر لحظه می میرم
کجا رفتی که سهم من
از عشقه تو همین عکسه
چه رسمی داره این دنیا
جواب عشق بر عکسه
ولی جاتو نگه داشتم
تو قلبم تا تو برگردی
خبر دارم من از دردات
شنیدم سخت سر کردی
منم انصاف می فهمم
میدونم انتخاب سخته
یه وقتایی تو این دنیا
جدایی دسته این بخته
کیوان اخوان حریری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: