پناه فریاد

روی گلبرگ سفید زندگی
می خوام از عشق تو فریاد بزنم
بگم عاشقم بیا تو خواب من
تا به پات بیفتم و داد بزنم

تو بگو خستگیمو به کی بگم
تا بیاد بشینه و گوش بکنه
نه برام نمونده هیچ همنفسی
تا منو به کنج آغوش بکنه

تو دوای درد این خسته شدی
شونه هات علاج دلواپسیمه
سرم از غم روی زانوت می ذارم
اخه اون پناه این بی کسیمه

اگه هستی اگه نیستی غم تو
توی این کوچه های این قلب منه
بیا تا ببینی این عاشقتو
همه از عشق تو فریاد می زنه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: