قهرای بی دلیل

دوباره توی غربتم….نشستم کنج خلوتم
تو دیگه از من بریدی…من پر از آه و حسرتم
قهرای بی دلیل تو ….ذهنمو داغون میکنه
یاده منو کی از دلت….اینجوری بیرون میکنه
ستاره های آسمون…چشماتو یادم میارن
اما دیگه دستای من…طاقت سردی ندارن
دلم میخواد آروم بشم….نگو که باره آخره
نذار که قلبه بی کسم….تورو دیگه یادش بره
کاشکی که شب تموم بشه…. من دوباره صدات کنم
آروم آروم بیای پیشم….من تو چشات نگا کنم
چقد آسون یادت میره…قلبی که از عشقت میخوند
اون سری که رو شونه هات …..دلش میخواست بازم میموند

از این نویسنده بیشتر بخوانید: