آهای خدای زندگیم…

فکروخیال تو شده،سازونوایِ زندگیم
رحمی بکن به قلب من،آهای خدای زندگیم

کاش می شدی رفیق من تو این زمونه ی غریب
کاش می شدی سهم دلم، تا انتهای زندگیم

زخمی شده خیال من از عشق بی وصال تو
من از خیال تو چنین سوختم به پای زندگیم

هرگز نمی شنویی گلم تو این صدای خسته مو
هرگز به جایی نرسید،طبل ِ ندای زندگیم

انگار همه مرده بودند کسی نشد یاور من
شعله ی غم زبونه زد،این بود بهای زندگیم

خوندم نوای عاشقی تا غرق نابودی شدم
زندگیمم تباه شده، ببین کجای زندگیم

دلواپسم برای تو،اما تو دوری می کنی
من حاضرم تباه بشم،فقط برای زندگیم.

۹۰/۱۰/۱۰
پرویزکدخدایی

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: