عادت…

نمیشه عادتم نبودنه تو

آخه عادت شده باشی کنارم

تو ای تعبیر خواب های قشنگم 

به قربون چشات هرچی که دارم

من از اون لحظه ی اول که گفتی

همیشه تا ابد واسم میمونی

دیگه از عالم و آدم بریدم

نوشتم شعرها شاید بخونی

بخونی و ببینی بی تو هرشب

با گریه خواب میره چشم خسته ام

همیشه تویه قلب من میمونه

تموم عهدایی که با تو بستم

شاید وقتی داری اینو میخونی

دیگه من توی این دنیا نباشم

بدون خواستم که ما هم خونه باشیم

ولی بازم همه دنیا نزاشتن

از اون روزی که رفتی دیگه شب ها

با نور ماه هم تاریک میمونه

تو این تاریکیا واست نوشتم

نوشتم تا همه دنیا بدونه

همه دنیا بدونه مرگ این عشق

همش تقصیر ظلم این زمونه اس

ما رو از هم جدا کردن به اجبار

تموم حرف ها همش بهونه اس

میلاد محمدی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: