دیدم …

 

دیروز دیدم نگاه تو دنبال من گُم شده بود

به چشمای قشنگ تو دیدم چقد ظلم شده بود


نگات چقد زرد شده بود،غمگین و پژمرده بودی

زنده بودی اما گلم،شبیه یه مــُرده بودی


توروصدا نکردم و،خواستم بیفتم از چشات

خواستم غریبگی کنم با اون نگاه بیصدات


دیدم داری چشم منو تابلویِ دنیات می کنی

اشکای داغ رفتن و سرمه به چشمات می کنی


دیدم نگاه ماه تو زردی زده پریده بود

کاشکی چش ِ بی نور من غم تورو ندیده بود

 دیدم چقد غمای تو از حد تو گذشته بود

 دیدم نگاه ماه تو بدجور بهم وابسته بود

قدم زنون تنهایی تو،تـُوجاده پرسه می زنی

 یه تصویرم دست ِ توء ،دیدم که بوسه می زنی

 

تصویرم تصویر منه ؛ تو دستای قشنگ توس

 دلت چه دلگیرمنه ، من دلم خیلی تنگ توس

 

اما نشد کاری کنم ؛مجبور به این رفتن مو

 خیلی منم غصه دارم، نمی بینی سوختن مو

راهی نداشتم بمونم ؛من راهی دوری شدم

زندگیمم تباه شده،ببین چه کردم با خودم

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: