حال روستا

تم سمفونی جیرجیرک پیر،

رو ساز خواب شب بوهای عاشق

سرود شرشرِ آب مسافر،

نسیم گمشده، دشت شقایق

صدای خش خشِ برگایِ پاییز،

سکوت مبهم و مرموز بیشه

عبور باد و  فریادِ مهیبش،

نگاهی منتظر از پشت شیشه

یه کلبه با شمیم آش نذری،

صدای هی هیّ چوپون و گَلَش

غرورِ تپّۀ اونورِ پرچین،

یه بی بی با یه دستار دورِ کَلَش

وفورِ موجِ شادی تویِ خونه،

طنینِ قل قلِ کتری و قوری

شکوهِ کِل کِلِ زنهایِ ایلو،

غذایِ چرب و چیلی تویِ دُوری

خروشِ گُر گُرِ آتیشِ هیزم،

بلورِ خندۀ شب رویِ بومه

چپق تو دستِ پیرایِ قریّه،

خروسِ بی محل رو کولِ کومه

صدایِ غُرغُرِ بی بی تو اِیوون،

مثِ تک خونیِ خوانندۀ ما

رو ریتمِ شَروشورِ بچه هاوُ،

آکوردش قُل قُلِ قِلیونِ بابا

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

922
۶۵