(روزهای بی بهانه)

سلام به شما دوستای خوب اکادمی.   این یکی از ترانه هامه که خودم شخصا خیلی دوستش دارم  و اونو تقدیم کرده بودم به یه دوست خوب

امیدوارم شما هم خوشتون بیاد

بی بهونه زندگی کردنه ما..یه جور عذابه….

توی این دنیا..فقط عشقومحبت..تو کتابه

همه از مهرووفا دم میزنن..اما دروغه

چشامون..چشمه  زیاد دیده..ولی همش سرابه

انگاری گلیم بخت  منو بافتن..باسیاهی

علتش رو هم نپرس..این یه سواله بی جوابه

برو…اصراری به موندنت ندارم  به سلامت

ارزوی با تو بودن..خونه ساختن روی آبه

عمریه  تو چاهه تنهاییو غم نشستم اما

من چه ساده م…به خیالم که تو دستات یه طنابه

لحظه ی خدافظی ..تلخه..برو  خدا به همرات

داره میخنده لبام ..اما..دلم..آخ که کبابه

وقتی نیستی تو کنارم..چجوری طاقت بیارم

میون اینهمه آدم که رو چهره شون نقابه

همه گفتن ارزو کن..شبه لیله الرغائب

ارزوی تورو کردم که اونم مثل حبابه

دله من مست شد از.. چشمه ی احساسه قشنگت

توخودت بگو که حرفات..اخه شعره  یا شرابه؟

بی بهونه رفتی و باز دله من بهونه گیره

ارزوم  دوباره دیدنت یه بار..حتی تو خوابه

میدونم یه روز به یاد منو شعر من میوفتی

ولی اون روز  دیگه من نیستم و.. عکسم توی قابه

شب به اخرش رسید..شعره من اما ناتمومه

کاش میدونستی که حاله  دله< شاعرت> خرابه

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی عباس مقدم

آرزو کن که بشکند امشب،بغض تلخی که در گلوی من است-نه کسی مانده تا کند یادم،نه نگاهی به جستجوی من است-پس دعا کن بمیرد این شاعر-ارزوی تو آرزوی من است! http://mardetanhayepayeze.blogfa.com/