تکرار۰۰۰

زندگیم شده یه تکرار
باتو دیگه ندارم کار
رفته دل دیگه به راهی
که نداره ، انتهائی
مونده دل ، سر دوراهی
نداره ، یه سرپناهی
میدونم ، که توی این راه
اون نمیرسه بجائی
این توئی ، چشماتوبستی
زدی ، قلبمو شکستی
اشگامو هیچوقت ندیدی
صداموهم ، نشنیدی
واسه دل ، غصه نَخوردی
اُونو به غم ، توسپُردی !
بیا ، باهم بریم اُونجا
که باشن ، عاشقا یکجا
جائیکه ، نباشه کینه
غم نباشه، توی سینه !
مونده دل سردوراهی
نداره یه سرپناهی
می دونم که توی این راه
دل نمی رسه بجائی !

____________

باسلام دوستان عزیز

باتشکر ازهمه عزیزان وتشکر ازلطف شما

من بارها درمواقعی لزوم گفته ام نه خودرا شاعر میدانم نه ترانه سرا اما دوست دارم بنویسم حال بخشی از نوشته هایم راشعربخشی را ترانه مینامند

ازشما عاجزانه درخواست دارم درهیچ نوشته ائی هیچگونه امتیازی به انتشارات روی سایت من ندهید همینکه میخوانید برایم کافی است

نقد کردن باعث ناراحتی من نیست ولی نقد کردن بدون هیچ آگاهی واطلاعی به نظر من باعث ناراحتی همه میشود

امید درمحضر شما عزیزان بتوانم برآگاهی هایم بیفزایم وبتوانم نام شعر وترانه بر نوشته هایم بگذارم

به امید موفقیت همه شما عزیزان

از این نویسنده بیشتر بخوانید: