بخواب آروم

بخواب آروم که بیدارم

کنارت گرچه بااشکام

نوازش میشدی حتی نفهمیدی که غم دارم

تموم غصه هاتو

بایه بوسه ازلبت بردم

که شاید مال من باشی غم چشماتومیخوردم

به ساعت خیره شدچشمم

که شایدوقت بیداری

بشه چشماتو ولبخندت واسم زیباترین عقده م

بده دستاتوطب دارم

به آغوشت مریضم من

دلم میخوادکه عشقم روبه پای توبریزم من

توازبرگی که پاییزوگریزونی

تموم دردم ازریشه ست،نمیدونم که میدونی؟

مثل آبم توو گلدونت

که میرم زیرپات اما

نگاهت روبه خورشیده که چشمامونمیخونی

دارم میرم که میمیرم

گناهت ساده رفتن بود

طبربادست خودامایقین دارم که دشمن بود

خداطاقت بیاروباز

صبوری کن که کوتاهه

مسیرخونه ی دنیااگرچه پست وبیراهه

ندیدم دل به این دنیا

کسی بست وننالیدش

توهم با من بمون شایدخداآسودوخندیدش

از این نویسنده بیشتر بخوانید: