برو

دیدمت پریشون ، توی دلم نشستی
در ساحلِ این دریا ، عهدِ دل و شکستی
وقتی که غرقی در غم ، عشق تو ته نشینه
به ساحلم رسیدی ، رفتی وفات همینه
شکستی عهد عشقت ، با حرفی عاشقونه
دریدی قلبِ نازم ، با خنجرِ زمونه
دلم همیشه گیره ، در عشق تو اسیره
نگفتی یاوری هست ، دست منو می گیره
برو هرگز نمی خوام ، دست تو رو بگیرم
با در د بی وفایی ، در غربتت بمیرم
برو فراموشم کن ، همیشه از وجودت
برام سعادت اینه ، زندگی در نبودت
من و ستاره یِ بخت ، در آسمونِ فردا
کشیده خطِ عشقُ ، رویِ تمومِ ابرا

جاسم ثعلبی (حسّانی) ۰۱/۰۳/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

562
۲۲