کوچه

دوباره رد شدم از کوچه بی تو

به پام می پیچه این کوچه دوباره

می خوام یادم بره هرچی که بوده

اگه این کوچه بازی در نیاره

اگه دست می کشم دست خودم نیست

نذار باور کنم این ردپارو

دو باره که می بینم اشتباهی

داری با من می یای این کوچه ها رو

یه جای قصه گم می شی می دونم

مث حسی که دیگه مال ما نیست

تو اوج گریه می خندم به این عشق

به این حسی که دیگه آشنا نیست

تو گم می شی ومن بعد از تو باید

واسه این قصه پایانی بسازم

شاید پایان این قصه همینه

زنی رد می شه از این کوچه بازم …

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • زیبا بود @};-
  • واقعا جای تقدیر داره این شعر =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام زیبا شروع و تمام شد . اما در این بین از دست دادن یک قافیه قدری از کیفیت کاست . البته که قابل ویرایش و بازسازی هست و پس در نتیجه باید گفت زیبا و دلنشین بود مانا باشید
  • سلام خیلی خیلی خوب بود و چقد خوب و تازه از کلمه ی کوچه و کارکردهاش استفاده کردید ویژگی های یک ترانه ی خوب رو داشت و حس فوق العاده تاثیر گذار و دلنشین =D>
  • سلام خوش اومدی دوستم گفتنی هارو دوستان گفتن موفق باشی @};-
  • سلام . خیلی دوست داشتم. =D>
  • سلام خوش اومدی تو اوج گریه می خندم به این عشق به این حسی که دیگه آشنا نیست =D>
  • به آکادمی خوش اومدی عزیزم....ترانه ت هم زیبا بود هم دلنشین. @};- @};- @};-
  • سلام دوست عزیز به آکادمی خوش اومدین ترانه ی شمارو خوندم و زیبا بود منتظر ترانه های بعدیتون هستم... با مهر @};- @};- @};-
  • خوش اومدی عز یز @};- @};- لذت بردم "دیدنیه حالم " منتظر نگاه منتقدانه شماست like
  • سلام دوست من زيباست درود لذت بردم لايك @};- =D>
  • زیباست... :-) :-)
  • سلام بر نیکا! . . شروع کارت باعث شد که بخوام برات بنویسم! . از اونجایی که کار کوتاه دوس دارم بند به بند بریم جلو: دوباره رد شدم از کوچه بی تو به پام می پیچه این کوچه دوباره می خوام یادم بره هرچی که بوده اگه این کوچه بازی در نیاره . توو بیت اول اتفاق زبانی خوبی افتاده بود که آرایه ادبی هم حساب میشه با اینکه اسم این آرایه یادم نیست!ولی استفاده از دوباره در ابتای مصرع اول و استفاده مجدد اون به عنوان قافیه در مصرع دوم حرکت خوبیه!و از نظر موسیقیایی و ریتمیک هم توو ترانه اتفاق خوبیه! پیچیدن کوچه با این کارگرفتن و اینکه به پا پیچیدن کوچه هم اتفاق ارزشمندیه که در همین ابتدای کار به مخاطب نشون میده که با نه تنها با یه ترانه سرای خوب بلکه با یه شاعر خوب طرفه!که اتفاقای زبانی و نحوی رو خوب میشناسه!توو مصرع دوم هم از اصطلاح بازی در نیاوردن چقدر خوب کار کشیدی و ضربه خوبی هم به زدی توو مصرع چهارم که تووی چهار پاره که عموما ترانه ها توو این قالب نوشته میشن!ضربه مصرع چهارم خیلی مهمه که تو هم تووش موفق بودی!آفرین! . اگه دست می کشم دست خودم نیست نذار باور کنم این ردپارو دو باره که می بینم اشتباهی داری با من می یای این کوچه ها رو . تووی بند دوم هم هنگام ورود بازهم با یه بازی زبانی مواجه میشیم که باز هم قدرت ترانه سرا رو نشون میده استفاده از(دست میکشم و دست خودم نیست) توو مصرع دوم با اوردن رد پا به مخاطب ثابت میکنی که آوردن دست تووی مصرع بالایی اش بی جهت نبوده!اما توو مصرع دوم یهو فضا انتزاعی میشه اینکه نذار باور کنم این رد پارو باورکردن یا نکردن رد پا اتفاق چندان ملموسی نیست مخصوصا اینکه فضاسازی قبلش صورت نگرفته! تووی مصرع دوم هم باز کار افت میکنه!هم ازنظر ریتم و هم معنی!البته اینکه طرف مقابلت داری اشتباهی با تو این کوچه هارو میاد اتفاق جالبیه ولی اونقدر محکم نیست که بتونه به عنوان ضربه پایانی بند استفاده بشه! . یه جای قصه گم می شی می دونم مث حسی که دیگه مال ما نیست تو اوج گریه می خندم به این عشق به این حسی که دیگه آشنا نیست . نیکای عزیز دیگه از این بند به بعد حس میکنم سقوط کار کاملا حس میشه! توو این بند چند تا تصویر میدی چند تا مصرع رها از هم که هر کدوم به تنهایی اتفاقای جالبی ان اما کافی نیستن!بازم تووی مصرع سوم شاهد استفاده تکنیکی هستیم که خوبه!گریه کردن توو اوج خنده هرچند این نوع استفاده تکراریه ولی بازهم ارزشمنده . تو گم می شی ومن بعد از تو باید واسه این قصه پایانی بسازم شاید پایان این قصه همینه زنی رد می شه از این کوچه بازم … . تووی بند آخر اتفاق خاصی رو شاهد نیستیم!اما واقعا بنده آخره!و ما شاهده یه پایان شاید بشه گفت ابزورد(پوچی)برای کار هستیم شاید استفاده از این واژه (ابزورد)چندان جالب نباشه!ولی اتفاق این بند در تکرار فضاست!یعنی شما در بند آخر آینده رو مانند گذشته پیشبینی می کنین!و اتفاق خاصی رو شاهد نیستیم!میگین همون میشه که تا حالا شده!یه حالت دوری و تسلسل ایجاد میشه!البته این ارزشمنده!ولی از نظر زبانی اتفاق خاصی توو بند اخر نمیفته بر خلاف بند اول!ی چیزی که توو بند آخر برام جچالب بود همین پایان دوری کار بود!اینکه از همه چیز از اول شروع میشه انگار!و درست توو همین لحظه فلش بک زدم به بند اولتون !که با(دوباره )شروع میشه!دیدم این اتفاق چقدر جالبه !یعنی چقدر خوب بند اخر و بند اول دنبال هم میان!نمی دونم منظورمو متوجه شدین... از دوباره ها استفاده خوبی شده انگار بارها از اول داره کار شروع میشه...البته شاید این حرکت آگاهانه نبوده... تو گم می شی ومن بعد از تو باید واسه این قصه پایانی بسازم شاید پایان این قصه همینه زنی رد می شه از این کوچه بازم … . . . (دوباره) رد شدم از کوچه بی تو به پام می پیچه این کوچه( دوباره) می خوام یادم بره هرچی که بوده اگه این کوچه بازی در نیاره . . به هرحال مرسی بایت ترانه اتون!مخصوصا بند اولتون!امیدوارم ترانه های بعدی تون و با وسواس بیشتری بنویسین! با مهری @};- :-)
    • سلام دوست عزیز قبل از هرچیز تشکر می کنم از اینکه وقت گذاشتی و نقد کردی @};- بند سوم رو بعدا به کار اضافه کردم واسه همین قبول دارم که ضعیف شده ، در کل با نظراتت موافقم ممنون .
  • واقعا عالی بود آفرین لایک
  • سلام وخوش آمدی نیکا جان @};- ترانه خوبی خواندم از شما و دلچسب بود تصاویر هم خوب بودن اما انتظار داشتم چند بیت هم اضافه میکردی :-) موفق باشی و ماندگار @};- @};- @};-
  • سلام نیکا جان..حس زیباتو خیلی دوس داشتم..به حس و ترانه ی خوبت یه لایک میدم عزیزم +لایک @};-
  • سلام... زیباست...احسنت به شما @};-