سکسکه !!!

دورم پره کتاب ، ذهنم پره سوال

دنبال یک جواب ، درگیره یک محال

می پیچه تو سرم ، صد تا کلام وحرف

می گیره در برم ، دستات مثال برف

دنبال یک شبم ، که زندگیمو کشت

من گیج یک تبم ، خنجر که خورده پشت

یک ساله رفتی و ، ساعت هنوز یکه 

تکرار می شن روزام  ، مثل یه سکسکه 

یک ساله جا موندم ، تنها تو این اتاق

یک ساله من خوندم ، هر روز با این کلاغ

حلقت هنوز رو میز ، یادم نمی ره من

اون طعنه های تیز ، آخ که چه بد بودن

گفتی نمی شه که ، دستاشو ول کنی

اون می گه عاشقه ، باید دوئل کنی

پشتش تو رو می دید ، داشت یه تماشاگر

عقلم بهم خندید ، به جنگ بی ثمر

باخت با منه قبول ، می تونی که بری

اما منم مسئول ، اگر که بشکنی

یک ساله رفتی و ، ساعت هنوز یکه 

تکرار می شن روزام ، مثل یه سکسکه 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

932
۷۲