آسمونم قسمتی از ما بود

(آسمونم قسمتی از ما بود)

سرنوشتمونو کی میدونه
تا کجا به دست هم محتاجیم
آخر قصه مگه چی میشه
تا کجا منتظر هم باشیم

سرنوشتمونو کی میدونه
جرم ما قابل بخشیدن نیست
باورت اگه سیاهی باشه
کل آینده ی ما روشن نیست

عمرمون به پای این فاصله رفت
شاید اعتراف ما کافی بود
اگه حالمونو میفهمیدن
شاید این آخر کار ما نبود

با من از حال دلت حرف بزن
تا تمام شهرو بیدار کنم
تا برای زندگی کنار تو
حرف اونروزامو تکرار کنم

من و تو چشم به راهیماما
راه این سفر کمی دشواره
اگه دلهره برامون باشه
آخر کوچه ی ما دیواره

از سکوت خونه رد میشیمو
دست از این دروغ بر میداریم
دله ما به نام هم بوده ولی
از غروره که جدا افتادیم

بغض و تو نگاه ما میشه شکست
تا جهان تازه ای پیدا شه
تا تمام عمرو باهم باشیم
تا ته قصه ی ما زیبا شه

دستت و من بده اینجوری
ما طلوع عشق و بر پا کردیم
آسمونم قسمتی از ما بود
وقتی همدیگه رو پیدا کردیم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سرنوشتمونو کی میدونه جرم ما قابل بخشیدن نیست باورت اگه سیاهی باشه کل آینده ی ما روشن نیست عالیه
  • سلام علی عزیز ترانه های قبلیت و خیلی بیشتر میپسندم هر چند که شما در مجموع ترانه سرای خیلی خوبی هستی . منتظر ترانه های زیبای بعدیت
  • درود علی عزیز کار خیلی زیبا و پرحرفی بودو از خوندنش لذت بردم ؛ فقط جسارتا بود و نبود زیاد قافیه ی دلنشینی نیست :"> می پسندم @};- @};- @};-
  • سلام علي جان استفاده كردم هم از ترانه زيبايي تو هم از نظرات دوستان خصوصا داداش رسول گل
  • سلام علی جان ترانه ات 10سیلابیه وروی وزن بلند نوشته شده ولی جالبه یه شور خاصی هنگام خودندنش بهم دست داد واژه هایی که استفاده کردی دارای ضربه هستن واین باعث ایجاد حس شوری که گفم شده البته بنظرم منطقی میاد چون وجه غم نهفته در ترانه زیاد نیست و در بند آخر به امید به همر رسیدن و آسمونی شدن میرسیم که با نوع خوندن ترانه تناسب پیدا میکنه اگه این بند آخر و نمینوشتی حتمن ایرادی(در حد خودم)میگرفتم به این قضیه چون خودم وزن و هنوز مشکل دارم نمیتونم در این مورد نظر خاصی بدم جز اینکه بگم تواناییت در این قضیه زیاده فقط کمی توجه بیشتری میخواد بعضی جاها(که مثل من نشی داداش :"> ) با من از حال دلت حرف بزن تا تمام شهرو بیدار کنم تا برای زندگی کنار تو حرف اونروزامو تکرار کنم این بند و خیلی زیبا شروع کردی ولی بازم پایانش دارای ابهام هست واین ابهام رو چه بهتر میشد با کمی رک گویی از بین میبردی البته از یه دید دیگه میشه گفت به خواننده اجازه دادی چیزی که در ذهن خودش هست رو جایگزین کنه منظور این قسمته حرف اون روزامو تکرار کنم؟؟ حرف اون روز چی هست بنظرم گوشی و همون اول بده دست مخاطب بزار با حس خودت همراه بشه نه با احساس خودش علی جان تاکید میکنم اینا نظر شخصی هست تا حدود زیادی ----------------------------------------------------------------------- من و تو چشم به راهیم اما راه این سفر کمی دشواره اگه دلهره برامون باشه آخر کوچه ی ما دیواره چشم به راهی برای برگشتن کسی یا چیزی بکار میره علی جون ترس از سفر و جاده ی پیش رو با چشم به راهی فرق داره بهتر بود که از واژه ای استفاده میکردی که یاد آور طی کردن این مسیر پر پیچ و خم باشه یه مثال ساده: چشم هر دوتای ما ترسیده راه این سفر کمی دشواره اگه این دلهره از بین نره آخر کوچه ی ما دیواره ---------------------------------------------------------------------- عمرمون به پای این فاصله رفت شاید اعتراف ما کافی بود اگه حالمونو میفهمیدن شاید این آخر کار ما نبود علی جون داداش کارت خیلی زیبا وقوی تر از اونیه که بخوای بعضی جاها رو اینقد ساده جمع و جور کنی توروخدا خرابش نکن معنی ومخصوصا قافیه منظورمو ------------------------------------------------------------------ همچنین قافیه در اینجا از سکوت خونه رد میشیمو دست از این دروغ بر میداریم دله ما به نام هم بوده ولی از غروره که جدا افتادیم ------------------------------- بغض و تو نگاه ما میشه شکست تا جهان تازه ای پیدا شه تا تمام عمرو باهم باشیم تا ته قصه ی ما زیبا شه =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> کاش از بغض به گریه میرسیدی واز گریه کردن به بهتر شدن حال که هم دلیل علمی داره وهم ارتباط معنایی فوق العاده ای بوجود میومد البته این دیگه دخالت وایراد بنی اسراییلیه بزار پای همزاد پنداریم با ترانه ات علی جون ----------------------------------- سرنوشتمونو کی میدونه جرم ما قابل بخشیدن نیست باورت اگه سیاهی باشه کل آینده ی ما روشن نیست =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> ---------------------------------- دستت و من بده اینجوری ما طلوع عشق و بر پا کردیم آسمونم قسمتی از ما بود وقتی همدیگه رو پیدا کردیم این بند از لحاظ قید زمانی به سایر بندها نمیخوره در سایر بندها اشاره به آینده و کارهایی که میشه کرد داری واینجا با فعل کردیم به حال و یا ماضی استمراری اشاره داری علی جون بند فوقالعاده تاثیر گذاری در ترانه اته فقط بنظ کافیه با سایر بندهای ترانه ات از لحاظ زمانی هماهنگش کنی ----------------------------------------- ببخشید وببخشید وببخشید بابت پرگویی ام من خودم در حال آموزشم وروا نبود اینقدر ریز بشم در ترانه ولی بازم بزارش پای دوستیمون اینم بی تعارف بگم از لحاظ خیلی موارد مثل ارتباط معنایی و انسجام موضوعی و احساس جاری در ترانه عالی هستی سایر مواردم صد در صد بهتر میشن با فقط یک ذره توجه علی جون خوندن چند باره ی کار وبی رحم بودن نسبت به ترانه ات خیلی خیلی کمک میکنه من کاراتو دوس دارم ودلم میخواد بهتر وبهتر بشی ممنونم حوصله کردی @};- @};- @};- ----------------------------------------
    • سلام رسول عزیز غافلگیرم کردی راستش خودم تا حالا اینقدر با دقت نخونده بودم اول بگم که این یه ترانه ی قدیمیه مال جوونیانم ;)) چند وقت اخیر به دوتا مشکل برخوردم یکی اینکه وقت خالیم خیلی کم شده و یکی دیگه اینکه نمیتونم خوب شعر بگم یعنی خیلی کم میگم و به خاطر وقت نداشتن خیلی خوب در نمیاد البته جدا از بی تجربگی و ایرادام این شعر خیلی ایراد داره خییییییلی نقدت کاملا درسته و واقعا استفاده کردم :-) من و تو چشم به راهیم اما راه این سفر کمی دشواره اگه دلهره برامون باشه آخر کوچه ی ما دیواره فقط تو بیت بالا یه چیزای دیگه ای مد نظرم بود که فکر کنم نتونستم اجراش کنم در کل خیلی ممنونم خودت میدونی که چقدر این توجها به یه شاعر امید میده :-x
      • کاملا درسته ترانه وشعر لازمه اش فرصت کافی برای مطالعه و پیشرفته علی جون حیفه استعدادته بنظرم روزی یک ساعت وقت رو بزار برای مطالعه همین آکادمی ونقدایی که بچه ها میکنن روی کارا و یا مطالعه و خوندن آثاری که چاپ میشه مهدی فرجی،استاد منزوی،حتی آثار نجمه زارع فقید با توجه به اینکه احساست رو میدونم نمیدونم شاید این عاشقانه ی مهدی فرجی رو خونده باشی تقدیمت میکنم مـی تــوا نـــی بــروی ، قــصــه و روـــیا بــشــوی راهـی دورتــریــن گوشــه ی دنیــا بــشــوی ساده نگذشتم از این عشق ، خودت می دانی من زمین گیر شدم ، تا تو مبادا بشوی گره ی عشق تو را هیچ كسی باز نكرد تو خودت خواسته بودی كه معما بشوی دانه ی برفی و آنقدر ظریفی كه فقط باید از این طرف شیشه تماشا بشوی می توانی فقط از زاویه ی یك لبخند در دل سنگ ترین آدم ها ، جا بشوی من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم من كه مرداب شدم ، بلكه تو دریا بشوی بعد از این مرگ نفس های مرا می شمرد فقط از این نگرانم كه تو تنها بشوی @};-
      • ممنون رسول جان......... خداکنه بتونم فعلا که...... از این شعر زیبایی که گذاشتی ممنونم خیلی زیبا بود
  • عمرمون به پای این فاصله رفت شاید اعتراف ما کافی بود اگه حالمونو میفهمیدن شاید این آخر کار ما نبود @};- @};- =D>
  • دلنشين و بسيار زيبا بود شاعر.......مانا باشيد @};- @};- @};-
  • سلام دوست عزیز ترانه خوبی بود دوسش داشتم ممنون از ترانه ... فقط : توو بند آخر "دستت و من بده اینجوری" "دستت و به من بده اینجوری" @};- من و تو چشم به راهیم اما راه این سفر کمی دشواره اگه دلهره برامون باشه آخر کوچه ی ما دیواره @};- می پسندم @};-
  • سرنوشتمونو کی میدونه جرم ما قابل بخشیدن نیست باورت اگه سیاهی باشه کل آینده ی ما روشن نیست =D> =D> =D> =D> بسيار زيبا @};- مي پسندم***
  • خوشم اومد.فقط یکم رو وزن وقافیه دقت کن لایک @};-
  • سرنوشتمونو کی میدونه جرم ما قابل بخشیدن نیست باورت اگه سیاهی باشه کل آینده ی ما روشن نیست