مهتاب

یه شب قشنگ و زیبا،

توی جنگل لبه چشمه

من و تو همسایه ی عشق،

تو پر از ناز و کرشمه

 

آسمون روشن و صافه،

پر مهتاب و ستاره

گرمیه آتیشه آغوش،

راوی شعر و شراره  

 

روی بوم با تو بودن،

طرح چشماتو تنیدم

روی ساز بوسه با ناز،

نت لبهاتو دمیدم

 

دستامون تو دست هم بود،

رو لبامون بوسه ی ناب

همدم و همراه ماهیم،

حتی توی برکه ی خواب

 

چشامون حریص دیدن،

پر خواهش و تمنا

دلامون اسیر عشق و،

من و تو تنهای تنها

 

با تو توی خواب و رویام،

قاصد دنیای عشقم

از تبار و ایل مجنون،

وارث رویای عشقم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

865
۵۳