خوابی و بیدارم
بازم حسرت شده کارم
بازم از خواب بیزارم
تو رفتی تا بشم تنها
بگو بازم دوست دارم
شکستی و یه روز شاید
دلت میشکنه از کارم
دلیل رفتنت چی بود
منم حرفا واست دارم
نمیفهمی تو این حسو
تو خوابیدی و بیدارم
چه اشکی میریزن ابرا
تو بارونی و تب دارم
تو بر میگردی یک روزی
به این کارت امیدوارم
تموم شد خاطرات ما
به یادم جاتو میسپارم
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد