دردِ بی درمون

تو نه ماهی نه ستاره
آسمونت سقف نداره
بعد از این بارشِ بارون
تو جفا کردی دوباره
دل به دل راهش تمومه
شانسِ من با تو چه شومه
کاش می گفتی از اول
در هدر وقتم ، حرومه
کاش می گفتی همینم
از لبت بوسه نچینم
در رهی آسوده می رم
درد و غمهایت نبینم
تو دلم داغون کردی
تو من و بی جون کردی
با سکوتِ ساحلِ غم
قلبِ من پر خون کردی
دردِ بی درمون گرفتم
بی تو دارویی نجستم
در انتظارِ مرگِ حتمی
از دردِ دل شبها نخفتم

جاسم ثعلبی ( حسّانی ) ۲۵/۰۲/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1149
۳۶