دل

به نام خدا

رفته بودم که دل و ،جای دیگه ، جا بذارم

قاب عکس تو رو در، کوچه ی غم ،جا بذارم

رفته بودم که بگم ، این دل رسوا ، چه کند

به دو چشمون خمارت ، رو دلم ، پا بذارم

گفتم آنجا به دلم ، جار نزنه ، مُردم از اون

تا سر کوچه بریم ، این دل رسوا ، بذارم

کاشکی امشب خونشون ، در دلم آتیش نباشه

رنگ رخسار خودم رو، پای گل ، جا بذارم

زنگ در را چو زدم ، چون گل پژمرده شدم

می خواسم جار بزنم ، تا که دل و ، جا بذارم

گفتم امشب دلم و، گر چه الو گشته بگیر

 دل ما سوخت ، نیومد پشت در ، جا بذارم

سرِ حوض توی خونه ، گفتم اگر آب بپاشه

خیس میشم ،پیرهن مو واسه ی او، جا میذارم

یه کمی اشک چشامو که می دید، غصه می خورد

کاشکی می شد دلم و، توی خونه ، جا نذارم

یادمه روزی که گفت ، دیگه برو، دلبر من

نتونستم به خدا هیچی نگم ، دلبر مو، جا بذارم

گفتمش ،هر جا بری ،چشم و دلم دنبالته

اشک چشماشو که دیدم ، نتونستم دلم و، جا نذارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: