نامه آخر

نامه های آخرت رو، توی پاکتِ دلم گذاشتم
گُلی دیگه باز نمی شه ، وقتی که تورو نداشتم

یه روزی، بعضی اوقات ،وقت بیشتری میزارم
توی ذهنمو میگردم ، من برات چی کَم گذاشتم

این همه بهونه کردی ، اما من مهربونی کاشتم!
میدونستی که من فداتم ، طاقت اشکاتو نداشتم؟

ولی دستتو زدی توسینم، اینو انتظار نداشتم
بی خیال گذاشتی رفتی، تنهایی اومد کنارم

اینو من یادم نمیره ، گفتی که برم بمیرم
تو که خبر نداری ، من روزی صد دفعه می میرم

دیگه قلب من یه مرده ست، خیلی وقت کم اُوردم
دلمو دادم به قلبم ، قلبمو تو دستات جا گذاشتم

حالا که منو نمیخوای ، رخت عشق در میارم
میدمش به دست مجنون، لیلی رو پیشش میزارم

یه روزی، شاید که فردا، نمی خوام یادت بیارم
دیگه یادتو نمی خوام ، اونو پشت پنجره میزارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: