وارش (بارون)

« وارش»
مثه شُرشُر بارون تو خیابونای رشتی
مثه چشمک ستاره توی آسمون دشتی
جای آسفالت کل شهرو گل گرفته
به گمونم پابرهنه توی سطح شهر گشتی
تو برای من و شعرام خوب میدونی جسم و روحی
واسه ی نجات قلبم ، انگاری کشتی نوحی
گفته بودم روی قلبم ، قفل محکمی میذارم
اما تو قفلو شکستی ، آخه فاتح الفتوحی
جنگلِ موهاتو هر شب ، واژه به واژه میبافم
وقتی از تو دور باشم از همه دنیا کلافه م
عمری هم دورت بگردم ، سرگیجه نمیگیرم *
آخه من دورِ سرِ تو ؛ لحظه هارو در  طوافم

برای نفس خانوم .

* = اشکال وزنی .

از این نویسنده بیشتر بخوانید: