دیــــدار تو

بعد یه عمر چشم انتظاری
دیدم تورو با بیقراری
با اون نگاه ساکت و مرموز
با اون شکوه بیش از هر روز
حتی نشد از دیدنت این بار
چشمای خستم سیر شه، انگار-
-بازم دوباره قلبـ و له کردی
باز آسمون قلبـ و مه کردی
ابرا مثه چشمام باریدن
روزام بدون تو چه تاریکن
تنها دلیل گریه های من!
باور نکردی غصه های من
رفتی نموندی تا دلم وا شه
خواستی دلم پیش تو رسوا شه
حالا که رسواتم پریشونم
حس غریب عشق رو میدونم
تنها نذار تا غصه ها سر شن
تا این همه دیوارها در شن
تا من رها شم از هجوم شب
تا من نمیرم تو سکوت تب
دیوونگیم با دیدن چشمات
چندین برابر شد مثه شعرات
تقدیمیه امروز مثه ظهره
وقتی که نیسته ماه یا زهره
چشمای تو خورشید روزامه
دیــــدار تو از آرزوهامه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: