نقطه چین قشنگه

یه شاعر چی می خواد از خدا
یه ابر بارونی بباره بی هوا
یا که مه مستونه
مثل یک دیوونه بیاد تا کوچه ها

یا ترانه بشه فریاد ممنوعه
وقتی که میسوزه شعرای بی امضا

مثل یک نقطه چین که معنی داره
هر چی که بخونی
از روی نقطه ها

نقطه چین یه بغضه
اگه تو بنویسی
مثل شعری که باد
می خونه تو کوهها

نقطه چین گلوله است
ته یه زیر زمین
نفسای گرمِ
جوونی بی فردا .

چشاتو نبندی
آسمون میمیره
آهوها می رمن
از سر چشمه ها

نقطه چین کلاغا
رو خط غروب
که میرن ببینن
خورشید و اون بالا

تو پیچ گردنه
حیرون سکوتی
گیج پرواز میشی
رو بال لک لکا

نقطه چین اشک من
رو شونه ی گلدون
روزا رو مشکی کن
ببخشش به شبا…

از کتاب “شنیدن درخت “نادر پناه زاده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: