عذاب

دیگه دیره واسه برگشتنت به خونه ی دل

آره عشقت شده واسم مثل زهر هلاهل

از این ابراز عشق بیخودی حالم خرابه

تمام زندگی و بودنت واسم عذابه

چرا باید بمونم وقتی که دوستت ندارم

چرا نرم تو رو با زندگی تنها نزارم

دیگه خاطره هام واسم شیرین نیست

حتی ابراز عشقت دل نشین نیست

فقط دلم میخواد بدون عشق راحت بخوابم

حتی یادم نیاد که عشق تو میداد عذابم

دلم میخواد تموم زندگیم مثل یه خواب شه

که وقتی میپرم تمومشون مثل سراب شه

مثل یه خوابی که حتی یه تعبیرم نداره

حتی آدم واسه خواب دیدنش صدقه نزاره

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

898
۲۲