رویش

آخرین جمعه
یه روزی عطر تو از بالا می‌پاشه
روزی که آینه‌بندون بهاره
روزی که یه دست پاک و با طراوت
خوبی آرزوهامو نو میاره

تو می‌آی وقتی هنوزم منِ تنها
پرم از روزای سرد بی‌نهایت
وقتی که قلب من… این خسته ی عاشق
سر به سر درده…یه درد بی‌نهایت

من یکی می‌شناسم اینا رو…می‌دونم
قلب این آدما از آهن و سنگه
همدلی عمریه پا گذاشته رفته
هرچه می‌بینی فقط ننگه و ننگه

همه چی‌مون شده بازیچه‌ی تزویر
دیگه رنگی نداره بندگی‌هامون
داریم از وحشت بی کسی می‌میریم
بوی مردگی می‌ده “زندگی‌هامون”

تو بیا پس بزن این تاریکیا رو
آخه ما شبزده‌ها تشنه‌ی نوریم
دلمون واسه‌ی روشنی می‌گیره
آخه از تابش گرمای تو دوریم

تو می‌آی… آره می‌آی… می‌دونم آقا
آخرین جمعه تو هم می‌رسی از راه
ای هنوزِ همچنان! خوبِ همیشه!
ای بزرگِ بهترین! خوبیِ هرگاه!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی محمود طیّب

درود. یک ایرانی ام و به پیشینه و تشخص همیشگی وطنم افتخار می کنم و هماره نگران آنم. * غزل، ترانه، رباعی، سپید و جز این ها را از نوجوانی کار کرده ام. ** کارشناس ارشد زبان و ادبیات پارسی هستم و اکنون هم ادبیات را تخصصی و عمومی در دانشگاه درس می گویم. ***در شعر بیشتر به مفهوم انتقاد و اعتراض گرایش دارم( چون رسالت ادبیات و هنر رو جز این نمی دونم) و سپس مفاهیم غنایی و جز آن. ◄ادبیات کلاسیک و معاصر رو تقریباً خوب خوندم. با گرایش شعر، و از شعر هم بیشتر ادبیات معاصر و از این هم بیشتر غزل رو. دو کار منتشر کردم که یکی در سال 1382 بود با عنوان "پرانتز باز بنویس عشق"، و دیگری در سال 1389 با عنوان "و تو را شنیدم...روزی که اتفاق افتادی". چند کار شعری و پژوهشی هم در دست چاپ دارم. غزل را و ترانه را و شعر را حرفه ای و تخصصی کار می کنم. و نیازمند نقد و نظر دوستان خوبم هستم. ◄نشانی وبلاگ من این است: http://parantezbazghazal.blogfa.com ◄و ایمیل من: ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍