(((((به تو رسیدن)))))

سنگینی-وزن سکوتم.میسازه قافیه هامو

سبقت-عقربه بازم.جا گذاشت ثانیه هامو

تیک تاکش همش تومغزم.بی خیال رفتنم من

خطای پاره وپوره–!!.  باز میون دفترم من

راه نمیرم !.نمیشینم! .سوار ساعتا میشم

توی دنیای  علفزار!.  از غم آفتا  میگم

زیر دنیای  ترنم.— روی  هستی  ترهم

پیک بعدی باز دوباره.توی مستی وتوهم

توی کهکشان روشن.باز اسیر شب شدم من

تو مسیر- مستقیمم . بی اراده  چپ شدم من

پاهامم به هم میگیره . راه نمیرم .! نمیتونم

قفل شده  حتی  زبونم !!. نمیتونمم  بخونم

گیج گلای باغچه منگن.ازهوای باتو بودن

شاپرک ها پر میگیرن.به امید-با تو بودن

دوباره مستی-مستم.از سکوت- شب چراغش

کوچه ها روشن-روشن.از عبور-چهلچراغش

کلبه های شب دوباره.بی اراده باز خاموش

توی دنیای کوچیکم.خوبی ها حتئ فراموش

سر-کوه های  بلندم . پیک قله های  ناجور

قدمامم درب وداغون.توی این مسیر بدجور(قدم هام)

امیدم به تو رسیدن . یعنی من به تو رسیدم

ته این قصه کجا بود. من به آخرش رسیدم

(ابیسا.abisa)

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/25320کپی شد!
902
۱۶