کودکی ها

کودکی ها
**********
اون روزا تو خونه مون بوی بهار و خنده بود
آخر بازی ما هردو طرف برنده بود
تخم مرغ رنگی و عیدی های لای کتاب
صب بجای مدرسه غلت بزنی تو رختخواب

با اینا غصه رو پرپر میکنم
بودن بهارو باور میکنم

وقتیکه آب میشدن برفای روی پشت بوم
عمر آدم برفیا خوب یا که بد میشد تموم
ننه سرمای تو قصه میپوشید رخت سفر
عمو نوروز، حاجی فیروز میرسیدن پشت در

با اینا غصه رو پرپر میکنم
بودن بهارو باور میکنم

لالایی هرشبم ترانه بارون تو بود
پری قصه من چهره خندون تو بود
وقتی که دست تو بود رو شونه نحیف من
دیو تو قصه نمیشد هیچ کجا حریف من

با اینا غصه رو پرپر میکنم بودن بهارو باور میکنم
با اینا یاد قدیما می کنم بودن خدا رو باور می کنم…….///////

 

**شروین صادقی**

 

اسفند ۱۳۸۹

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی شروین صادقی

شروین صادقی متولد 30 مرداد 1362 ميدان ونک تهران جهان را برای اولین بار دیدم . دل نوشته هایش دارای قافیه است در تمام اشعار و ترانه هایم از احساس و انسانیت و آزادی صحبت می کنم و همچنان در حال شاگردی هستم و شعرها و ترانه هایم از جنس ایران است .... .... من از دل مردم ايران زاده شده ام و با احترام به گوش و هوش مردم ايران با قبول سنگيني مسيوليتي که بر دوش دارم همیشه سعی کرده ام کارهایی را خلق کنم که مردم عاشقانه دوست داشته باشند یک هنرمند تنها کارش ارائه آثار هنری نیست بلکه باید درد مردم را به گوش همه برساند و در همه حال همراه و هم قدم با مردم باشد و خود نیز چنین کرده ام و تنها دغدغه ام آرامش مردم ایران است . آدرس صفحه ی فیس بوک : https://www.facebook.com/shervin.music.singer