راه عاشقی

من میگم اینجا غریبم
توبیا پیشم بمون
یا اگه خسته شدی
برودیگه تنها بمون
من دیگه مُرده دلم
نمی دونم بهشتیه؟
اما اینو میدونم
که روزگار زشتیه؟
هرکی یه چیزی میگه
هرکسی حرفی میزنه
زندگی شده یه بازی
هرکسی جِر میزنه
گُم شدم سر دوراهی
راه عاشقی کجاس
توفقط بهم بگو
یه آشنا آخر راس!
آسمون، پُر ازستاره اس
یکی شونم، مال من
چیزی که کم نمیشه
نی نی چشمات مال من،
ما همش داد میزنیم
زندگی خاکسترئیه
اما خُوب، خوبه بدونیم
واسه چی اینجورئیه
من میخوام تنهائی رو
یکجوری از روببرم
باتوهم قرارم این بود
که ازاول، ببرم!؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درود جناب معالی زیبا بود و عاشقانه @};- @};-
    • سلام خانم جلائی ممنون ازشما که نوشته منو خوندید من فکر میکنم کسی که مینویسه درسته برای این مینویسه که خواننده داشته باشه ولی من اگز هیچ نظری هم زیر نوشته ام نباشه بازم مینویسم بازم میفرسم اینو هم میدونید ستاره وقلب و بقیه چیزا برام مهم نیست تشکر ازشما همیشه موفق باشید @};-