سه نقطه…

سه نقطه اخر حرفام،شروع اشک یک مرده

همون مردی که بعد از تو،تنهاییشو بغل کرده

روی دیوار این خونه قاب عکس تو جامونده

نمیدونی که دلتنگی همه دنیامو سوزونده

تو رفتی ومن غرقم میون گریه و اشکام

ییاد تو منم هر شب که میسوزم پای غمهام

گاهی وقتا بوی عطرت میپیچه توی این خونه

همون وقتی که دلتنگی منو باز کرده دیونه

یه سالی میشه رفتی تو کنار یه کسِ دیگه

ولی فک میکنم هستی مگه قلبم دروغ میگه

میگم دردامو با عکسات غروبا وقت تنهایی

اخه بد جوری پر کرده گلمو بغض تنهایی

سه نقطه آخر شعرام،شروع قصه ی درده

سه تا نقطه که آغاز شروع گریه تا مرگه…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: