نسیمِ عشق

نریز اشکای گرمت رو
به چشمای پریشونم
شدم دربونِ قصرِ تو
نمی دونی چه داغونم
فدا کردم دلِ نازم
به قهرِ باطنِ دردت
مرا تنها درین بستان
درونِ غم گلِ سردت
شدم در غصه ای پنهون
چو رقصِ باله ی زنبور
تو زخمی و پریشونی
کفن خون کرده ام در گور
مسیر راه تنهایی
خدایا جستجو کردم
دیارِ عشقِ دیدار و
به مستی زیر و رو کردم
شدم بی یاور و غمگین
بجز تو ساحلم دردست
هوایِ دلپذیر دل
خنک گردیده و سردست
سفر کردی دیارِ دور
مرا در غصه پیچوندی
درونِ دشت و صحرایت
مرا بی کلبه خوابوندی
چشیدم تلخیِ دردت
عسل در ذوق دل چسبید
تو شیرین دردِ غمهایت
مشامم عاشقی بویید
برو دیگه نمی بینم
چشای مست و بیدارت
تو دریا و نسیمت را
کشوندی دل به دیدارت
منم اینگونه فهمیدم
به درد عاشقی مستم
جوونی در به در کردم
خجل شد بوسه در دستم

جاسم ثعلبی ۱۹/۰۲/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

607
۲۳