فصل کرگدن

یه مسیر نامشخص رو به رو
یه نبرد نا برابر تو سکوت
یه مسافر؛ یه غریبه؛ یه اسیر
توی بند آخر شعر سقوط

توی این بیراهه های در به در
کنج غربت؛ توی جنگ تن به تن
حتی تو قحطی خاک و سرزمین
گرمی آغوش تو یعنی وطن

دیگه هویتمو قلم زدن
تا بهم تاریکی رو نشون بدن
از مسیر خستگی ها میگذرم
مثل فصل آخر یه کرگدن!!

تو گرفتاری توو دریای غمت
من میام به تو دوباره جون بدم
همه ی فاصله ها رو میشکنم
تا که ساحلو به تو نشون بدم

توی تبعید نگاه سرد تو
از تموم خاطراتت رد شدم
پشت پا زدم به دلواپسی هات
دیگه بی تو بودنو بلد شدم

دیگه هویتمو قلم زدن
تا بهم تاریکی رو نشون بدن
از مسیر خستگی ها میگذرم
مثل فصل آخر یه کرگدن

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام جناب روشنی عزیز کارتون از نظر من زیبا بود و لی چون روایتی از یک فیلم بود من به عنوان مخاطب احساس یکنواختی داشتم و فقط دیالوگ رو حس میکردم بدون اتفاق و حاشیه ای ... در مورد کلمه هویت که مشدد خونده میشه من دوسش دارم احساس میکنم تو اجرا بند محکم و خوبی باشه..از نظر وزنی و ...بر خلاف نظر برخی از دوستان بنظرم کاملا سالم بود و اختیارات ششاعری بجا اعمال شده بود... قلمتون مانا...
  • سلام و درود جناب روشنی . شعر شما رو خوندم و از اینکه این زبان و مسیر را انتخاب کردید خوشحالم . امیدوارم در این راه به بلوغ بیشتری برسید . موفق و سرفراز باشید /
  • سلام آقای روشنی گرامی. ممنونم بابت ترانه ی خوبی که ازتون خوندم. توی مدت حضورم درآکادمی دوسه تا کاربیشتر ازشما نخوندم اما همین تعداد کافیه تا بدونم جزو ترانه سراهای آینده دار آکادمی هستید. واما درباره ی این ترانه. این ترانه جزو اون دسته کارهاییه که من بهش میگم نه چندان حادثه خیز! یعنی همه چیز توی یک نورم متعادل اتفاق میفته وخیلی نمیشه ازش توقع اتفاق شاعرانه ی تکان دهنده ای رو داشت این موضوع رو به عنوان نقطه ضعف کارمطرح نمیکنم ولی شخصا مخاطب شعرهایی هستم که درهربنداتفاق تکان دهنده ای برام داشته باشه . دوبنداول ترانه جزو بندهای موفق کارن خصوصا گرمی آغوش تو یعنی وطن! باعبارت "دیگه هویتمو قلم زدن" مشکل داشتم، این دقیقا یعنی چی؟ اگه منظور از قلم زدن خط زدن باشه از آقای روشنی توقع اجرای بهتری رو داشتم. وحالا یه مسئله دیگه؟! من کرگدن شعرشما رو که جزو کلید واژه ها محسوب میشه برمیدارم ومثلا جاش می ذارم کروکودیل :-) یا اصلا اسم یه وسیله رو جایگزین میکنم ،خوب چه اتفاقی میفته؟ من میگم هیچی! می دونید چرا؟ چون شما برای من مخاطب مقدمه چینی مصداقی برای کرگدن انجام ندادید من میتونم حدس بزنم منظورتون چی بوده اما لازم بود ذره بین ترانه رو طوری روی کرگدن زوم کنیدکه نشه با هیچ زلزله ای ازجا تکونش داد. ;)) یه مسئله ی دیگه اینه که درترانه کمی پراکندگی به چشم میخوره یعنی جز بند ترجیع که من متعقدم تواین کارغریب افتاده باقی بندها عاشقانه به نظر میرسن البته من حدس میزنم این مسئله تعمدی باشه ولی خوب این دوگانگی نباید به چشم میومد و مسئله بعداینه که دقت کردید بین بندچهارم وپنج چه تضادی وجود داره؟! بالاخره از دریای غم طرف رد میشید و فاصله ها رو میشکنید تا بهش جون بدید یا از تموم خاطراتش رد میشید و بی اون بودن رو بلد؟! من نتونستم با این پراکنده گویی ها کناربیام آقای روشنی! چون حس میکنم این بندها بی چفت وبست توی این کارجمع شدن و دوست داشتم از شما کار بسیار قوی تری رو شاهد باشم. و آخرین مسئله این که من هیچ ارتباطی بین ترانه و اون بنده خدایی که اول اسمش بودوحالا نیست حس نکردم یعنی وقتی شاعری چنین کاری انجام میده (تقدیم ترانه به کسی) باید ردّ پای پررنگی از کسی که ترانه بهش تقدیم شده توی کارببینم،ردپای افکارش،منشش،جهان بینیش و... که حداقل من چنین تاثیری رو مشاهده نکردم. برای شما آینده ی درخشان تر با ترانه های درخشان تر آرزو میکنم. @};- ((سرافراز باشیـــــــــــد))
    • ممنونم که اومدین. البته من دوست ندارم هیچوقت در مورد شعرم توضیح بدوم و نمیدم. به نظر شما احترام میذارم با اینکه با خیلی جاهش مخالفم. فقط عرض کنم که این ترانه الهام گرفته شده از یه فیلم هست که من تقدیم کرده بودم به کارگردان و بازیگر این فیلم همونایی که شما رد پایی ازشون ندیدین. اگه این فیلم رو میدیدین متوجه میشدین که هر بند از ترانه ی من سکانسی از همون فیلمه که خب شاید نتونستم بینشون چفت و بست ایجاد کنم.
  • خیلی زیبا سرودی @};-
  • بسيار زيبا بود جناب روشني مرسي دیگه هویتمو قلم زدن تا بهم تاریکی رو نشون بدن از مسیر خستگی ها میگذرم مثل فصل آخر یه کرگدن
  • درود زیباست @};-
  • سلام خوندمت ولذت بردم افرین =D> =D> .لایک
  • افرین @};-
  • خیلی زیبا بود و پسندیدم گرمی آغوش تو یعنی وطن =D>
  • ترانه زیبایی بود مخصوصا بند اولش @};-
  • سلام ... ایرادات شدید وزنی رو که خودت می دونی توو مصرع ترجیع بندت هم هست ... کلمه ی هویت تشدید نداره ولی به خاطر وزن باید با تشدید خوند که معنی کلمه از بین می ره ... مضمون حاکم بر ذهنت رو این روزها دوست دارم اما در پرداختش کم میذاری نمی دونم چرا ؟؟؟بازم مصرعی ننوشتی که وقتی تو جمعی بخونیم آفرین هارو درو کنی یا مو به تن آدم سیخ بشه ... روی ضربه ها کار کن ، مخاطب رو غافلگیر کن ... ترانه نویسی به فیلم ها سبکب نوین در ترانه ی ایران که اولین بار توسط علی روشنی مطح شد ... این متن رو 15 قرن دیگه بچه ها توو ادبیات فارسی میخونن انشال...
    • :-) مرسی آرش جان . منظورت از عدم وجود ضربه رو نمیدونم. چون کل فضای شعر سیاهه. ولی خب به نظرت احترام میذارم. در مورد ایراد وزنی هم از تو بعیده. چون تو خودت تو جزوه ی افشین یدالهی و حیت مقاله های جدید یغما؛ و حتی اگه اشتباه نکنم تو مقمده ی کتاب مهدی ایوبی خوندی که کجای ترانه سرا جایزه در ترانه شکست ایجا کنه در وزن و در چه شرایطی. البته اگه بخوام اینجا توضیح بدم زمان میبره و تو حوصله ی جمع نمیگنجه ولی به زودی در قالب یه پست این موضوع رو بهش خواهم پرداحت که دوستان هم بیشتر با این موضوع آشنا بشن...
  • درود جناب روشنی.استفاده کردم ازکار زیباتون با فضایه لایه دار تو این موضوع.شاد باشید @};- از مسیر خستگی ها میگذرم مثل فصل آخر یه کرگدن =D> =D>
  • سلام آقای روشنی دیدین گفتم آگهی بدید پیدا میشه ;-) كارخوبی ازتون خوندم اما... اجازه بدید نقد رو به فرصت دیگه ای موکول کنم. با آرزوی موفقیت برای شما.
    • سلام. خواهش میکنم به وقت دیگه ای موکول نکنین که وقت نقد همین الانه. از اول همینطور که کامنتها رو میخونم منتظر حضور شما پیا ترانه بودم.... حالا که اومدین منو از نظرتون بی نصیب نذارین. دوست دارم نظرتونو در مورد ترانه بدونم.
      • نظرلطف شماست؛ اما درحال حاضربا موبایل به آکادمی و اومدم نقد نوشتن با موبایل ازپیدا کردن کرگدن گم شده هم سخت تره. :)
      • در هر حال منتظر نظرتون خواهم ماند.
  • علیرضا.....همیشه توی ترانه های تو یه چیزی منو مجذوب میکنه و باعث میشه ترانه رو انتها ادامه بدم.....در کل تو فوق العاده ای @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • مطمئنی فقط ترانه هام تورو مجذوب میکنن؟ :-)
      • وقتی از کاما استفاده نمیکنی همین میشه دیگه [-( الان جمله ت ایهام داره میشه دو جور خوندش مطمئنی فقط "ترانه هام" تورو مجذوب میکنه ؟ (یعنی احتمالن تو جذابیتهای دیگه ای داری :-) ) یا مطمئنی فقط ترانه هام "تو " رو مجذوب میکنه ؟ (یعنی ترانه هات دیگرانم مجذوب میکنه :-) ) :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? شاعر بد اخلاق عصبانی ؛با دقت و توجه و تمرکز ؛ جواب کامنتات رو بده لطفن ! ;))
      • منظورم دقیقن جمله ی اولی که گفتی بود. نیازی به کاما نداره چون اینی که من جذابیتهای دیگه ای هم دارم کاملن بر همه واضح و مبرهنه. چیه شما حسودیتون میشه؟
      • کی؟ آگاتا و حسادت ؟؟ عمرن [-(
  • اها!! پس دلیل حذفِ پانوشت بوده ;)) قلمت جسورانه و نویسا روشنی
  • سلام و درود شاعر... @};- @};- @};- بي نهايت دوستش داشتم... =D> =D> =D> ولي فكر ميكنم دفعه قبل كه خوندمش يه تقديمي بود...نه؟؟!!! :S توی این بیراهه های در به در کنج غربت؛ توی جنگ تن به تن حتی تو قحطی خاک و سرزمین گرمی آغوش تو یعنی وطن =D> =D> =D>
  • درود جناب روشنی عزیز کارتون با تصویری که دیدم نقاط مشترک زیادی داشت ترانه ی بسیار با ارزشی از شما خواندم سپاس برای این کار زیبا @};-
  • توی تبعید نگاه سرد تو از تموم خاطراتت رد شدم پشت پا زدم به دلواپسی هات دیگه بی تو بودنو بلد شدم بسیار پر احساس و زیبااا
  • سلام علیرضا کاره خوبی بود. با تصویرهای خوب و زیبا اما هیچی از بهمن قبادی توش ندیدم وقتی میگی گرمیه آغوشتو یعنی وطن بیشتر ذهن منو به سمته یه کاره منو توییه عاشقانه میبره. البته متوجه هستم که دستت خیلی بستس برای این مضمون اما مثلا یه مثال میزنم تا بیشتر منظورمو برسونم تو کاره قیصر که که روزبه بمانی نوشته ما اگه اسمه آهنگو هم ندونیم از خوده کار متوجه میشیم که برای بهروز وثوقی نوشته شده ولی کارت واقعا ارزشمند بود که این کارو به بهمن عزیز تقدیم کردی موفق باشی
    • سلام و ممنون... خوشحالم که خودت متوجه هستی و هیچ توضیحی ندارم بدم جز سکوت... در باره ی مثالی که زدی بهتره بگم ترانه ای به سفارش یکی از خواننده های خوبمون نوشتم که میشه گفت جوابیه ای به اون ترانه ست و تقدیم شده به روزبه عزیز و هم ترانه های دیگه ش که بزودی منتشر خواهد شد @};-
  • سلام و درود آقای روشنی عزیز به این ترانه پر محتواتون دوسش داشتم ممنون ازتون @};- حتی تو قحطی خاک و سرزمین گرمی آغوش تو یعنی وطن @};- لایک @};-
  • درود.زیبابود. =D> =D> =D> لایک @};- @};-
  • سلام آفرین بسیار پر مفهومو زیبا سرودی و حس خوبی رو القا می کرد فقط حس می کنم اگه به جای( هویت ) از یه واژ ه ی سبکتر با همون مفهوم استفاده می کردی مصراع روونتر و ریتمیک تر خونده میشد در کل خیلی خوب بود و می پسندم =D> =D> @};- @};-
  • سلام آفرین و تبریک برای خلق این اثر =D> @};-
  • توی این بیراهه های در به در کنج غربت؛ توی جنگ تن به تن حتی تو قحطی خاک و سرزمین گرمی آغوش تو یعنی وطن زيبا و پر مفهوم سروديد =D> =D> =D> @};- مي پسندم***