افلیج

من خیسو خسته ام

ابری ترم نکن

بردار چشم از این

چشمای نیمه تر

…..

باشه تو بردی و

من باختم ، قبول

سنگین بشین یه جا

هِی آبرو نبر

…..

داری غرورمو

لِه میکنی ، بسه

دیگر نخند بر این

افلیج در به در

…..

هر جا نَشین بگو

نفرین من گرفت

آتش نزن بر این

کبریت بی خطر

…..

چی مونده از دلم

هستیم ماله تو

هرچی دلت میخواد

بِکَن ، بِبُر ، بِبَر

کافی نبود اگر

هستی و زندگیم

از جا بِکَن منو

این ریشه ، این تبر

…..

نفرین تو گرفت

لعنت به بخت من

پاهامو پس بده

جاماندم از سفر

…..

دل شیشه ایِ من

احساستو نکُش

تاقِش* نزن دل و

با سنگ ، سَر به سَر

…..

من یوسف تو ام

بانوی مصرِ من

لب باز کن یه بار

من را به زر بخر

…..

چی مونده از دلم

هستیم ماله تو

هرچی دلت میخواد

بِکَن ، بِبُر ، بِبَر

کافی نبود اگر

هستی و زندگیم

از جا بِکَن منو

این ریشه ، این تبر

…..

* تاق زدن : محاوره ای کلمه تاخت زدن به معنای مبادله کردن جنسی با جنسی دیگر ، عوض کردن و تبدیل کردن ، بدل کردن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: